DJI Osmo 360 II با فیلم‌برداری 8K و باتری بزرگ‌تر معرفی شد

DJI Osmo 360 II با فیلم‌برداری 8K ، نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه، حسگر ۱/۱.۱ اینچی، باتری ۲۱۵۰ میلی‌آمپرساعتی و لنز قابل تعویض معرفی شد.
به گزارش سرویس دوربین دیجیتال تک‌ناک، این دوربین با حدود ۱۲ ارتقا نسبت به نسل قبل، رقیبی مستقیم برای Insta360 X6 محسوب می‌شود.
پشتیبانی از فیلم‌برداری 8K با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه یکی از مهم‌ترین تغییرات Osmo 360 II، پشتیبانی از لنزهای قابل تعویض است. Osmo 360 فاقد این قابلیت بود، اما کاربران مدل جدید برای تعویض لنزهای خط‌افتاده، ترک‌خورده یا شکسته دیگر به ابزارهای تخصصی نیاز ندارند.
Osmo 360 II همچنین می‌تواند ویدئوهای ۳۶۰ درجه را با وضوح 8K و نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه ضبط کند، در حالی که مدل قبلی حداکثر نرخ ۵۰ فریم‌برثانیه را ارائه می‌داد.
دوربین جدید همچنین امکان ضبط ویدئوی اسلوموشن 4K با نرخ ۱۲۰ فریم‌برثانیه را هنگام استفاده از یک لنز فراهم می‌کند و با استفاده از هر دو لنز، این نرخ به ۲۴۰ فریم‌برثانیه می‌رسد.
بیشتر بخوانید: DJI عرضه Osmo 360 II را با فیلم‌برداری 8K و لنز قابل تعویض تایید کرد
حسگرهای بزرگ‌تر و باتری پرظرفیت‌تر DJI در Osmo 360 II از حسگرهای دور..

شکاف در گیشه سینما : سلطه پایتخت و بی‌رونقی استان‌های کم‌برخوردار/ در ۱۲ روز شهریور حدود 77 میلیارد تومان فروش داشتیم

شکاف در گیشه سینما : سلطه پایتخت و بی‌رونقی استان‌های کم‌برخوردار/ در ۱۲ روز شهریور حدود 77 میلیارد تومان فروش داشتیم بررسی آمار فروش سینمای ایران در ۱۲ روز نخست شهریور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که بخش عمده درآمد گیشه مختص پایتخت است؛ به‌طوری‌که استان تهران به‌تنهایی نزدیک به ۴۷ درصد از کل فروش سینمای ایران را در بازه زمانی مذکور به خود اختصاص داده است.
نرگس کیانی: صدرنشین جدول فروش سینمای ایران طی دو هفته نخست ششمین ماه سال (۱ هفته و ۵ روز)؛ از یکشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ تا ظهر امروز؛ پنجشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۱۲ «زنده‌شور» (دومین اثر سینمایی بلند کاظم دانشی براساس فیلمنامه‌ او و محمد داوودی) و «استخر» (سومین اثر سینمایی بلند سروش صحت براساس فیلمنامه او و ایمان صفایی) هستند. هر دو این آثار در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر (۱۴۰۴) روی پرده رفتند و از ۲۴ تیر اکران خود را آغاز کردند. درام دادگاهی «زنده‌شور» در دو هفته نخست شهریور ۲۷ میلیارد تومان و ملودرام خانوادگی «استخر» ۲۳ میلیارد تومان فروخته است. ضمن اینکه اگر نگاهی به میزان فروش این آثار از شروع اکران‌شان بیندازیم به ترتیب با ۱۳۹ میلیارد تومان و ۱۲۵ میلیارد تومان فروش مواجه می‌شویم. «زنده‌شور»، داستان یک شب از کار مرتضی زند، نماینده دادستان (با بازی بهرام افشاری) است که برای اجرای حکم ۵ اعدامی متهم به قتل (با بازی امیر جعفری، حامد بهداد، محمد ولی‌زادگان، عرفان ناصری و حسین پورکریمی) به شهر دیگری رفته است. «استخر»، درباره زوجی؛ امیر و بهار (با بازی امین حیایی و سحر دولتشاهی) است که بیش از ۲۵ سال زندگی مشترک با تصمیم جدایی از سوی بهار مواجه می‌شوند.
یوسف حاتمی‌کیا و امیر جدیدی- اسکورت سومین اثر جدول فروش سینمای ایران طی دو هفته نخست ششمین ماه سال (۱ هفته و ۵ روز)، کمدی «ناپلئون در باغ زردآلو» (به نویسندگی و کارگردانی حامد محمدی- ۱۴۰۳) با بازی سعید آقاخانی و امیر جعفری است که اکرانش از چهارم شهریورماه آغاز شد. «ناپلئون در باغ زردآلو» داستان «آقا بهمن و آقا یحیی»؛ دو زندانی است که نقشه بزرگترین دزدی عمرشان را می‌کشند. تازه‌ترین اثر سینمایی حامد محمدی که با «فرشته‌ها با هم می‌آیند» (سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر- ۱۳۹۳) در مقام کارگردان به سینمای ایران معرفی شد از چهارم تا دوازدهم شهریور ۷ میلیارد تومان فروخته است. انیمیشن سینمایی «سفینه نجات» (محصول استودیوی اسکای‌فریم به کارگردانی هادی محمدیان) نیز که هم‌زمان با کمدی «ناپلئون در باغ زردآلو» روی پرده رفت طی ۹ روز اکران به همان میزبان فروخته است. در این میان اثری که گمان می‌رود فروشی چشم‌گیر داشته باشد دومین فیلم سینمایی بلند یوسف حاتمی‌کیا پس از «شب طلایی» (چهلمین دوره جشنواره فیلم فجر- ۱۴۰۰) است؛ اکشن جاده‌ای «اسکورت» با بازی هدی زین‌العابدین و امیر جدیدی در نقش حلما و اصلان که از چهارشنبه ۱۱ شهریور به نمایش درآمده و در نخستین روز اکران خود یک میلیارد تومان فروخته است. دیگر بازیگران روایت زندگی دشوار شوتی‌ها (حاملان بار قاچاق در جاده که می‌دانند چه‌طور نباید به دست پلیس بیفتند) افشین هاشمی، مهدی زمین‌پرداز و رضا کیانیان هستند. «اسکورت» در چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر (۱۴۰۴) موفق به دریافت سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد.
جدول فروش سینمای ایران طی دو هفته نخست ششمین ماه سال (۱ هفته و ۵ روز):
نام اثر
کارگردان
تاریخ شروع اکران
فروش از ابتدای شروع اکران
فروش (تومان)
از
یکشنبه
۱۴۰۵/۰۶/۰۱
تا
پنجشنبه
۱۴۰۵/۰۶/۱۲
زنده‌شور
کاظم دانشی
۱۴۰۵/۰۴/۲۴
۱۳۹ میلیارد و ۶۶۰ میلیون
۲۷ میلیارد و ۹۰ میلیون
استخر
سروش صحت
۱۴۰۵/۰۴/۲۴
۱۲۵ میلیارد و ۲۷۹ میلیون
۲۳ میلیارد و ۳۹۸ میلیون
ناپلئون در باغ زردآلو
حامد محمدی روزبهانی
۱۴۰۵/۰۶/۰۴
۷ میلیارد و ۲۰۱ میلیون
۷ میلیارد و ۲۰۱ میلیون
سفینه نجات
هادی محمدیان
۱۴۰۵/۰۶/۰۴
۷ میلیارد و ۹۸ میلیون
۷ میلیارد و ۹۸ میلیون
سقف
ابراهیم امینی
۱۴۰۵/۰۵/۲۸
۶ میلیارد و ۶۱۷ میلیون
۴ میلیارد و ۴۳۷ میلیون
لباس شخصی
امیرعباس ربیعی
۱۴۰۵/۰۴/۲۴
۷ میلیارد و ۱۳۰ میلیون
۱ میلیارد و ۸۷۸ میلیون
اسکورت
یوسف حاتمی‌کیا
۱۴۰۵/۰۶/۱۱
۱ میلیارد و ۱۹۷ میلیون
۱ میلیارد و ۱۹۷ میلیون
آنتیک
محمدهادی نائیجی
۱۴۰۵/۰۲/۰۲
۶۱ میلیارد و ۹۶۸ میلیون
۹۶۰ میلیون
سفر به لیمونیا
کمال مقدم حاج‌دینی
۱۴۰۵/۰۲/۲۳
۱۴ میلیارد و ۱۷۱ میلیون
۸۷۴ میلیون
نبرد با خرچنگ
مازیار محمدی‌نژاد
۱۴۰۵/۰۴/۳۱
۳ میلیارد و ۱۸۸ میلیون
۵۶۳ میلیون
خواب‌نما
رضا مقصودی
۱۴۰۵/۰۴/۱۹
۵ میلیارد و ۷۶۴ میلیون
۴۰۰ میلیون
تاکسیدرمی
محمد پایدار
۱۴۰۵/۰۲/۰۲
۱۷ میلیارد و ۶۵۶ میلیون
۳۸۴ میلیون
تهران کنارت
علی بهراد
۱۴۰۵/۰۲/۲۳
۵۵ میلیارد و ۱۳۵ میلیون
۱۸۷ میلیون
ماه پنهان
محمدرضا یکانی
۱۴۰۵/۰۵/۰۷
۴۵۵ میلیون
۵۶ میلیون
شمشیر و اندوه
عماد رحمانی و مهرداد مهرابی
۱۴۰۵/۰۳/۲۷
۳۳۱ میلیون
۳۲ میلیون
بهشت تبهکاران
مسعود جعفری‌جوزانی
۱۴۰۴/۱۲/۲۵
۱ میلیارد و ۵۱۴ میلیون
۱ میلیون
خط نجات
وحید موسائیان
۱۴۰۴/۱۲/۲۵
۱ میلیارد و ۱۵۶ میلیون
۳۹۶ هزار تومان
جمع کل فروش سینمای ایران طی یک هفته و ۵ روز گذشته (اول تا ظهر دوازدهم شهریور ۱۴۰۵) در حالی به رقم ۷۶ میلیارد و ۸۰۲ میلیون تومان رسیده که تهران به تنهایی ۳۶ میلیارد و ۴۴۲ میلیون تومان از این فروش را به خود اختصاص داده و ۴۰ میلیارد و ۳۴۶ میلیون باقی‌مانده میان ۳۰ استان دیگر (اسامی ذکر شده در سامانه مدیریت فروش و اکران سینما- سمفا) تقسیم شده است.
نام استان
سهم از جمع کل فروش سینمای ایران طی یک هفته و ۵ روز گذشته (اول تا ظهر دوازدهم شهریور ۱۴۰۵)
تهران
۳۶ میلیارد و ۴۴۲ میلیون
آذربایجان غربی
۴۹۴ میلیون
اردبیل
۹۹ میلیون
اصفهان
۶ میلیارد و ۴۵ میلیون
البرز
۴ میلیارد و ۲۸۶ میلیون
ایلام
۸ میلیون
بوشهر
۴۵ میلیون
چهارمحال‌وبختیاری
۲۴۰ میلیون
خراسان جنوبی
۱۶۶ میلیون
خراسان شمالی
۱۷۷ میلیون
خراسان رضوی
۷ میلیارد و ۸۲۰ میلیون
خوزستان
۲ میلیارد و ۵۱۶ میلیون
زنجان
۳۸۰ میلیون
سمنان
۲۲۰ میلیون
سیستان‌وبلوچستان
۳۴ میلیون
فارس
۵ میلیارد و ۵۱۶ میلیون
قزوین
۴۷۵ میلیون
قم
۱ میلیارد و ۵۷۴ میلیون
کردستان
۶۵۲ میلیون
کرمان
۴۵۹ میلیون
کرمانشاه
۶۷۶ میلیون
کهگیلویه‌وبویراحمد
۰
گلستان
۷۹۰ میلیون
گیلان
۱ میلیارد و ۲۳۹ میلیون
لرستان
۲۹۰ میلیون
مازندران
۱ میلیارد و ۸۹۸ میلیون
مرکزی
۴۱۳ میلیون
هرمزگان
۱ میلیارد و ۸۳ میلیون
همدان
۷۷۱ میلیون
یزد
۶۲۵ میلیون
آذربایجان شرقی
۱ میلیارد و ۳۹۰ میلیون
چنان‌چه ملاحظه می‌شود استان تهران با ثبت فروش ۳۶ میلیارد و ۴۴۲ میلیون تومان، بالاترین میزان فروش را در سراسر کشور داشته است. پس از تهران، استان‌های خراسان رضوی (۷٫۸ میلیارد تومان)، اصفهان (۶ میلیارد تومان) و فارس (۵٫۵ میلیارد تومان) بیشترین میزان فروش را ثبت کرده‌اند. استان کهگیلویه‌وبویراحمد با صفر تومان فروش در انتهای جدول قرار دارد و پس از آن، استان‌های ایلام (۸ میلیون تومان) و سیستان‌وبلوچستان (۳۴ میلیون تومان) کمترین میزان فروش را داشته‌اند. در نهایت از مجموع ۷۶٫۸ میلیارد تومان فروش کل کشور، حدود ۵۴ میلیارد تومان (نزدیک به ۷۰ درصد) تنها متعلق به ۴ استان (تهران، خراسان رضوی، اصفهان و فارس) است و ۲۷ استان دیگر در مجموع ۳۰ درصد باقی‌مانده را تشکیل می‌دهند.

۵۹۲۴۲

«اسکورت» به سرعت میلیاردی شد؛ استقبال ۵ هزار نفری در نخستین روز اکران

«اسکورت» به سرعت میلیاردی شد؛ استقبال ۵ هزار نفری در نخستین روز اکران فیلم سینمایی «اسکورت» در نخستین روز اکران با استقبال مخاطبان مواجه شده و فروش آن از مرز یک میلیارد تومان گذشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی اثر، فیلم سینمایی «اسکورت» به نویسندگی و کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی محمدرضا منصوری یک اکشن جاده‌ای‌ و ماجراجویانه است که در بستر دنیای پر خطر شوتی‌ها می‌گذرد.
اکران سینمایی «اسکورت» از چهارشنبه ۱۱ شهریور آغاز شد و در اولین روز توانست میزبان حدود ۵ هزار مخاطب در سینماهای کشور باشد. فروش این فیلم در همان روز اول از مرز یک میلیارد تومان عبور کرد و به سرعت توانست وارد باشگاه فیلم‌های میلیاردی شود.
فروش روز اول «اسکورت» در شرایطی رقم خورده که این فیلم توانسته از نظر میزان فروش، رقمی هم‌اندازه «زنده‌شور» در روز اول اکران آن را ثبت کند.
امیر جدیدی، هدی زین‌العابدین، افشین هاشمی، مهدی زمین‌پرداز، هادی شیخ‌الاسلامی و با هنرمندی رضا کیانیان از بازیگران «اسکورت» هستند.
«اسکورت» در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر موفق به دریافت سه سیمرغ از جمله بهترین فیلم از نگاه تماشاگران شد.
این فیلم با سرمایه‌گذاری بانک کشاورزی و با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی تولید شده است و با پخش و تبلیغات شهر فرنگ از ۱۱ شهریور روی پرده سینماها رفته است.

۲۴۲۲۴۳

فیلم‌های آخر هفته تلویزیون؛ از آثار کلاسیک ایرانی تا انیمیشن‌های محبوب

فیلم‌های آخر هفته تلویزیون؛ از آثار کلاسیک ایرانی تا انیمیشن‌های محبوب تلویزیون در آخر هفته پیش رو مجموعه‌ای متنوع از فیلم‌های سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن را روی آنتن می‌برد؛ از آثار خاطره‌انگیزی چون «دلیران تنگستان»، «در مسیر تندباد» و «همسر» تا فیلم‌های جدیدی مانند «جبران‌ناپذیر»، «نفت سارا»، «آزاد» و «سیگنال ۲». در میان این فیلم‌ها، چند اثر خارجی شناخته‌شده از جمله «میلیونر زاغه‌نشین»، «تاریخ شخصی دیوید کاپرفیلد»، «در جستجوی نمو» و «کارخانه هیولاها» نیز برای پخش در نظر گرفته شده‌اند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،
شبکه یک؛ از «دلیران تنگستان» تا «در مسیر تندباد» فیلم سینمایی «دلیران تنگستان» به کارگردانی همایون شهنواز، پنجشنبه ۱۲ شهریور ساعت ۲۳ از شبکه یک پخش می‌شود. این فیلم روایتی از مقاومت مردم جنوب ایران در برابر نیروهای انگلیسی در دوره قاجار است و دو مقطع تاریخی، از زمان ناصرالدین‌شاه تا دوره جنگ جهانی اول، را به تصویر می‌کشد. محمود جوهری، منوچهر فرید، نعمت‌الله گرجی، اسماعیل داورفر و مستانه جزایری از بازیگران این اثر هستند.
«در مسیر تندباد» ساخته مسعود جعفری جوزانی نیز جمعه ۱۳ شهریور ساعت ۱۶ روی آنتن شبکه یک می‌رود. داستان فیلم در سال‌های جنگ جهانی دوم و دوران اشغال ایران می‌گذرد؛ زمانی که دکتر راستان برای درمان شوهرخواهرش راهی ایل قشقایی می‌شود و درگیر حوادث و جنگی ناخواسته می‌شود. عزت‌الله انتظامی، مجید مظفری، فردوس کاویانی، اصغر همت، شهلا ریاحی و فریبا کوثری از بازیگران این فیلم هستند.
شبکه دو؛ یک سفر جادویی فیلم سینمایی «سفر جادویی» به کارگردانی ابوالحسن داوودی، جمعه ۱۳ شهریور ساعت ۱۷ از شبکه دو پخش می‌شود.
این فیلم داستان دکتر رضا کمالی را روایت می‌کند که با سختگیری و تنبیه می‌کوشد پسرش سینا را به دانش‌آموزی ممتاز تبدیل کند. سینا برای فرار از دست پدر به درون ماشین لباسشویی خانه پناه می‌برد و اتفاقی عجیب زندگی خانواده را دگرگون می‌کند. زنده‌یاد اکبر عبدی، آزیتا حاجیان، فرهنگ مهرپرور و سعید شیخ‌زاده در این فیلم بازی کرده‌اند.
شبکه سه؛ از جکی چان تا گای ریچی فیلم سینمایی «پروژه ای» به کارگردانی جکی چان، پنجشنبه ۱۲ شهریور ساعت ۸:۳۰ از شبکه سه پخش می‌شود. جکی چان در این فیلم در نقش یکی از نیروهای دریایی ظاهر شده که پس از انحلال پلیس دریایی، درگیر ماجرای همکاری برخی پلیس‌ها و تبهکاران با دزدان دریایی می‌شود.
«جبران‌ناپذیر» به کارگردانی آنتوان رمبو، پنجشنبه ساعت ۱۵ روی آنتن می‌رود. داستان فیلم درباره تحقیقات یکی از اعضای پارلمان اروپا درباره برکناری ناگهانی کمیسر بهداشت اروپاست؛ تحقیقاتی که پای شرکت‌های دارویی، فساد و لابی‌های اقتصادی را به میان می‌کشد.
فیلم «چشمه جوانی» ساخته گای ریچی نیز جمعه ۱۳ شهریور ساعت ۱۵ پخش خواهد شد. داستان درباره لوک پردو، جوانی ماجراجو و متخصص کشف آثار تاریخی است که برای یافتن چشمه‌ای افسانه‌ای با قدرت جوان‌کنندگی، به همراه خواهرش راهی ماجرایی خطرناک می‌شود. جان کرازینسکی، ناتالی پورتمن، دامنل گلیسون، ایزا گونزالس و استنلی توچی در این فیلم بازی کرده‌اند.
شبکه چهار؛ دو فیلم با حال‌وهوای اجتماعی «ببخشید در خدمت نبودیم» ساخته کن لوچ، پنجشنبه ۱۲ شهریور ساعت ۲۰:۳۰ از شبکه چهار پخش می‌شود. فیلم داستان خانواده‌ای را روایت می‌کند که پس از بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. ریک برای تأمین هزینه‌های زندگی به عنوان مأمور تحویل بسته مشغول به کار می‌شود، اما فشار اقتصادی به تدریج روابط خانوادگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
«نفت سارا» به کارگردانی کروز ناوراسته، جمعه ساعت ۲۰:۳۰ پخش می‌شود. این فیلم داستان سارا رکتور، دختر سیاه‌پوستی را روایت می‌کند که در سرزمین خود به وجود نفت اعتقاد دارد و برای اثبات ادعایش با شرکت‌های نفتی و تبعیض‌های اجتماعی مبارزه می‌کند.
شبکه تهران؛ از «دانه‌های فلفل» تا «آزاد» فیلم «دانه‌های فلفل و راز اعماق دریا» پنجشنبه ۱۲ شهریور ساعت ۱۳:۳۰ از شبکه تهران پخش می‌شود. داستان درباره چند کودک است که پس از ربوده شدن یک دانشمند، تحقیقات خود را برای پیدا کردن او آغاز می‌کنند و در این مسیر به رازهایی درباره آلودگی دریا و فعالیت‌های غیرقانونی می‌رسند.
انیمیشن «بازرس سان و عنکبوت سیاه» نیز جمعه ساعت ۹ صبح پخش خواهد شد. در این انیمیشن، کارآگاه عنکبوتی به نام سان مأمور حل یک پرونده قتل در هواپیما می‌شود.
فیلم سینمایی جدید «آزاد» ساخته ابهیشک کاپور، جمعه ۱۳ شهریور ساعت ۱۳:۳۰ روی آنتن می‌رود. داستان فیلم در سال ۱۹۲۰ و دوران سلطه بریتانیا بر هند می‌گذرد و درباره جوانی فقیر است که درگیر مبارزه با نظام طبقاتی و استعمار می‌شود.
شبکه نمایش؛ چند انتخاب متفاوت برای آخر هفته «پدر و سرباز» ساخته ماتیو وادپید، پنجشنبه ساعت ۱۷ از شبکه نمایش پخش می‌شود. داستان فیلم در دوران جنگ جهانی اول می‌گذرد و درباره پدری آفریقایی است که پس از اعزام پسرش به جنگ، داوطلبانه راهی میدان نبرد می‌شود تا او را پیدا کند.
«چهارده شمشیرزن» ساخته دانیل لی، پنجشنبه ساعت ۱۹ پخش خواهد شد و داستان یک مأمور مخفی گارد امپراتوری در دوران سلسله مینگ را روایت می‌کند.
«همسر» ساخته مهدی فخیم‌زاده نیز پنجشنبه ساعت ۲۱ روی آنتن می‌رود. داستان فیلم درباره زن و شوهری است که در یک شرکت کار می‌کنند و پس از دستگیری رئیس شرکت به اتهام اختلاس، رقابت و اختلاف میان آنها بر سر ریاست شرکت آغاز می‌شود. مهدی هاشمی، فاطمه معتمدآریا و نسرین مقانلو بازیگران این فیلم هستند.
فیلم سینمایی جدید «سیگنال ۲» به کارگردانی سباستین هیلگر، پنجشنبه ساعت ۲۳ پخش می‌شود. در این فیلم، ناپدید شدن مرموز یک فضانورد باعث می‌شود خانواده او تحقیقات خود را آغاز کنند؛ تحقیقاتی که به کشف اطلاعاتی خطرناک برای آنها و مردم زمین منجر می‌شود.
«تاریخ شخصی دیوید کاپرفیلد» ساخته آرماندو یانوچی، جمعه ساعت ۱۷ پخش می‌شود. این فیلم اقتباسی متفاوت از رمان چارلز دیکنز است و مسیر زندگی دیوید کاپرفیلد را از کودکی سخت تا تلاش برای تبدیل شدن به نویسنده‌ای موفق دنبال می‌کند.
«میلیونر زاغه‌نشین» ساخته دنی بویل و لاولین تاندان، جمعه ساعت ۱۹ روی آنتن می‌رود. فیلم درباره جمال ملک، جوان یتیم و فقیری از بمبئی است که در مسابقه «چه کسی می‌خواهد میلیونر شود؟» تا مراحل پایانی پیش می‌رود و همین موضوع باعث می‌شود پلیس او را به تقلب متهم کند.
«وانتافه» ساخته محمدحسین امانی، جمعه ساعت ۲۱ پخش خواهد شد. در این فیلم، یک راننده وانت پس از گم کردن مسافرش، ناخواسته با چمدان‌هایی پر از سکه‌های طلا روبه‌رو می‌شود و همین اتفاق زندگی او را وارد ماجرایی تازه می‌کند.
«هویت جعلی» ساخته اورلیا ژرژ نیز جمعه ساعت ۲۳ از شبکه نمایش پخش می‌شود. داستان فیلم درباره زنی خدمتکار است که پس از آشنایی با زنی مجروح در جبهه جنگ، تصور می‌کند او مرده و هویتش را به دست می‌گیرد؛ اما با بازگشت زن، شرایط پیچیده می‌شود.
شبکه افق؛ روایت جنگ و تاریخ «کشتی یاماتو» به کارگردانی جونیا ساتو، جمعه ۱۳ شهریور ساعت ۱۰ از شبکه افق پخش می‌شود. فیلم به سرگذشت بزرگ‌ترین کشتی جنگی ژاپن در جنگ جهانی دوم و تلاش برای بازگشت به محل غرق شدن آن سال‌ها پس از پایان جنگ می‌پردازد.
«آخرین مرحله» ساخته محسن محسنی‌نسب نیز جمعه ساعت ۱۷ پخش می‌شود. داستان فیلم درباره گروهی از رزمندگان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق با حمله شیمیایی نیروهای عراقی روبه‌رو می‌شوند و برای مقابله با این حملات به دنبال کمک یک متخصص می‌روند.
شبکه کودک و امید؛ انتخاب‌هایی برای مخاطبان نوجوان انیمیشن «اژدهای پیت» ساخته دیوید لاوری، پنجشنبه ساعت ۱۴ از شبکه کودک پخش می‌شود. داستان درباره پسری است که سال‌ها در جنگل زندگی کرده و یک اژدهای سبز از او مراقبت می‌کند.
«هایدی؛ نجات سیاهگوش» نیز جمعه ساعت ۱۴ از شبکه کودک روی آنتن می‌رود. هایدی و دوستش پیتر پس از پیدا کردن یک توله سیاهگوش گرفتار، برای نجات آن تلاش می‌کنند؛ در حالی که مردی ثروتمند قصد دارد جنگل را برای ساخت کارخانه چوب‌بری تصاحب کند.
«دامی، مومیایی و مقبره آخنتوت» پنجشنبه ساعت ۱۷ از شبکه امید پخش می‌شود و داستان مومیایی نوجوانی را روایت می‌کند که پس از چهار هزار سال برای پیدا کردن مقبره پدرش به مصر بازمی‌گردد.
انیمیشن «جنگاور» نیز جمعه ساعت ۱۷ از شبکه امید پخش خواهد شد. داستان درباره دختری نوجوان است که پس از ورود به جنگل، به دنیای موجودات کوچک و نبرد میان نیروهای خیر و شر کشیده می‌شود.
شبکه سلامت و فراتر فیلم «مردی که همه چیز می‌دانست» جمعه ساعت ۱۰:۳۰ با زیرنویس ویژه ناشنوایان از شبکه سلامت پخش می‌شود. فیلم درباره مربی فوتبال بداخلاقی است که ناچار می‌شود مدتی از خواهرزاده نوجوان و باهوش خود مراقبت کند؛ نوجوانی که استعداد ویژه‌ای در فوتبال دارد.
انیمیشن «در جستجوی نمو» پنجشنبه ساعت ۱۳ از شبکه فراتر پخش می‌شود. این بار داستان بر محور دوری، ماهی فراموشکاری است که برای پیدا کردن خانواده‌اش راهی سفری ماجراجویانه می‌شود.
«کارخانه هیولاها» نیز جمعه ساعت ۱۳ از شبکه فراتر روی آنتن می‌رود؛ انیمیشنی که در دنیای هیولاها می‌گذرد و در آن دو شخصیت اصلی متوجه می‌شوند خنده کودکان می‌تواند انرژی بیشتری از ترساندن آنها تولید کند.
5959

هنرمندان ایران در سوگ جنایت سیریک نوشتند؛ اشک بر عروسی آتش

هنرمندان ایران در سوگ جنایت سیریک نوشتند؛ اشک بر عروسی آتش تعدادی از هنرمندان با انتشار دل نوشته‌ و مطالبی به جنایت اخیر دشمن آمریکایی در حمله به یک مراسم عروسی در روستای سیریک و شهادت تعدادی از هم وطنانمان واکنش نشان دادند.
به گزارش خبرنگار مهر، در پی حمله بی رحمانه دشمن آمریکایی به روستای سیریک که منجر به شهادت مظلومانه تعدادی از هم وطنانمان در یک مجلس عروسی شد، برخی از هنرمندان و فعالان عرصه سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای تجسمی نسبت به این اقدام واکنش نشان دادند.
محسن چاوشی؛ یک تکه از «بی‌بدن» در سوگواری هم وطن
محسن چاوشی خواننده موسیقی پاپ، در واکنش به جنایت آمریکایی‌ها در سیریک، با انتشار ویدئویی مرتبط با این حادثه، قطعه «بی‌بدن» را که حال‌وهوای سوگ و عزاداری دارد، با مخاطبان خود به اشتراک گذاشت.
مژده لواسانی؛ با لباس سفید رفت و با رخت عزا برگشت
مژده لواسانی مجری تلویزیون هم با انتشار عکسی متناسب با حادثه سیریک و بخشی از شعر نزار قبانی نوشت:
رفته بودی انار بیاوری / دانه هایت را آوردند
تکمله: با لباس سفید رفت و با رخت عزا برگشت
همه آنچه در جنگ و برای روایت «مستند من زنده ام» در جنوب ایران، بندرعباس، هرمز، میناب و اصفهان دیدم در سرم دوره می شود با این خبر. انگار موشک وسط خانه ما خورده، کاش دیده بودید چشم های زنان و مادران و دخترکان را که چه طور خون گریه می کردند … من دیده ام، من دیده ام و از آن روز، ثانیه ای آن چشم ها از من دور نبوده اند. رفته بودند با لباس سپید عروس، با لباس عزا برگشتند … ای داد از این داغ.
حامد سلطانی؛ یک کودک دیگر مهمان ماکان شد
حامد سلطانی مجری تلویزیون هم با انتشار تصویری گرافیکی از شهید ماکان نصیری که کودک دیگری را به آغوش کشیده است، نوشت:
یک کودک دیگر در حمله آمریکا به سیریک مهمان ماکان در بهشت شد.
رضا صادقی؛ تسلیت به مردم شریف سیریک عزیز
رضا صادقی خواننده جنوبی کشورمان هم درباره این جنایت نوشت:
تسلیت به مردم شریف سیریک عزیز؛ تسلیت به همه خانواده داغدار سیریک و تسلیت به مردم ایران و آرزوی سلامتی برای بازماندگان و آسیب دیدگان.
سید محمود رضوی؛ آنها به عزا کردن عروسی‌ها عادت دارند
سید محمود رضوی تهیه کننده سینما نیز این چنین نوشت:
اگر سربه سر تن به کشتن دهیم / از آن به که کشور به دشمن دهیم
آنها به عزا کردن عروسی‌ها عادت دارند؛ بعد از مدرسه میناب، لامرد و … این بار یک مراسم عروسی در سیریک هدف قرار گرفت.
راحله امینیان؛ خدایا شاهد داغ هایی که بر قلب ما می نشیند باش
راحله امینیان مجری تلویزیون هم نوشت :
خدایا؛ شاهد داغ هایی که بر قلب ما می نشیند باش.
و تا همیشه ننگ و نفرین بر بی وطن های داخلی و خارج نشین و حتی آنهایی که بر اساس منافع شخصی وطن دوستی شان نمود می کند.
وحید آقاپور ؛ نمی خواهم نمک روی زخم بپاشم
وحید آقاپور بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما نیز در واکنش به این جنایت جنگی نوشته است:
کوهستک در سیریک هدف موشک قرار گرفته و انفجار باعث کشته و زخمی شدن چند تن از مردمی شده که در یک مراسم عروسی شرکت داشتند.
نمی خواهم نمک روی زخم بپاشم اما اگر خودتو آماده کردی که بگی «اونجا لانچر مخفی کرده بودن» بدون انسان نیستی: به صهیونیستی که فارسی بلده.
ژیلا صادقی؛ عموی عزیزتان یک عروسی را به عزا تبدیل کرد
ژیلا صادقی مجری تلویزیون نیز با انتشار تصویری از ترامپ و جنایت های جنگی اش نوشت:
راستی عموی عزیزتان ترامپ، یک عروسی را به عزا تبدیل کرد.
این گزارش در حال به روز رسانی است …

محمود دولت‌آبادی فهمید بازیگری آینده‌ای ندارد/ روایت سعید امیرسلیمانی از ۶۵ سال بازیگری

محمود دولت‌آبادی فهمید بازیگری آینده‌ای ندارد/ روایت سعید امیرسلیمانی از ۶۵ سال بازیگری سعید امیرسلیمانی بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما می‌گوید: محمود دولت آبادی راه خودش را درست انتخاب کرد. این که بازیگر بمانم یا نویسنده شوم و از نظر مادی و معنوی کدام به نفعم است؟ اینجا محمود انتخاب کرد و دید بازیگری آینده‌ای ندارد. او اگر در بازیگری می‌ماند آخرش چه می‌شد؟ مهدی فتحی چه شد؟ الان کجاست؟‌ محمود اگر در بازیگری ماند جایگاهی که الان دارد را نداشت. اگر بازیگر می‌شد خانه آخرش می‌شد مهدی فتحی یا حسین کسبیان یا فیروز بهجت محمدی و … ، ولی الان محمود دولت آبادی است
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، سعید امیرسلیمانی متولد آبان ۱۳۲۱ نوه مهدی قلی‌خان مجدالدوله پسردایی و از یاران بسیار نزدیک ناصرالدین شاه قاجار است که در اغلب مواقع شاه قاجار را تو خطاب می‌کرد. بخت یار سعید امیرسلیمانی بود که در خانواده‌ای به دنیا آمد که با بزرگان موسیقی و تئاتر زمان خود حشر و نشر داشت. همین نشست و برخاست‌ها جوانه هنر را در روزگار کودکی در دل و ذهن سعید جای داد و او را روی صندلی تماشاچیان برخی تئاترهای روز زمان خود نشاند. امیرسلیمانی پس از طی دوران مدرسه راه بازیگری را برگزید. وی با ورود به گروه آناهیتا وارد دنیای حرفه‌ای بازیگری شد. این گروه توسط مصطفی اسکویی و همسرش که به تازگی از شوروی به ایران بازگشته بودند راه‌اندازی شده بود. از مصطفی اسکویی به عنوان پدر تئاتر علمی ایران یاد می‌شود.
امیرسلیمانی پس از حضور در گروه اسکویی‌ها راهی اداره تئاتر شد و با اشخاصی چون عباس جوانمرد، داود رشیدی و علی نصیریان به کار نمایش پرداخت. وی در سال‌های بعد به کار در تلویزیون و سینما هم مشغول شد.
بخش نخست این مصاحبه مربوط به آشنایی وی با هنر در ایام کودکی و ورودش به دنیای حرفه‌ای هنر است.
اگر نگاهی به فیلم‌های سینمایی، مجموعه‌های تلویزیونی و حتی تئاترهای پرمخاطب دهه‌های ۶۰ و ۷۰ کنیم حتما نام آقای سعید امیرسلیمانی را در کنار دیگر بازیگران می‌بینیم. آقای امیرسلیمانی خیلی خوشحالیم که در خدمت شما هستیم. برای شروع بحث مقداری درباره خودتان بفرمایید.
امیرسلیمانی: من امسال وارد ۶۵ سال فعالیت هنری خود می‌شوم. فعالیتم را از گروه تئاتر آناهیتا که آقای مصطفی اسکویی و همسرش وقتی از روسیه به ایران آمدند آن را تاسیس کردند شروع کردم.
آن‌طور که من بررسی کرده‌ام شما خانواده هنردوستی داشته‌اید و با بزرگانی از حوزه موسیقی رفت و آمد داشته‌اید…
من بچه شمیران هستم. پدرم یکی از افراد سرشناس این منطقه بود. ما آنجا یک باغ داشتیم. درِ خانه ما همیشه باز بود چرا که پدرم اعتقاد داشت در خانه مرد باید همیشه باز باشد. یک روز پدرم دیده بود در باغ بسته است. پدرم به کسی که آنجا کار می‌کرد گفته بود چرا در بسته است برو در را باز کن! این اخلاق پدرم بود.
پدرم با این خصلت عاشق موسیقی بود. اکثر موسیقیدان‌های قدیم دوست پدرم بودند و به باغ ما می‌آمدند. ما وضع مالی بدی نداشتیم و آنها در خانه ما هر کاری که می‌خواستند می‌کردند. استاد غلامحسین بنان پسرخاله عموی من بود. خانواده ما خیلی گسترده بود. هیچ کدام هم تنی نبودند و همه ناتنی بودند. برای این که نقل می‌کنند پدر بزرگ من ۵۳ همسر داشته است. ما به نوادگان ناصرالدین شاه قاجار می‌رسیم و در شمیران به پدر من شازده می‌گفتند.
مرحوم مرتضی احمدی همیشه به من می‌گفت شازده! من ناراحت نمی‌شدم ولی این لقب را دوست هم نداشتم.
خاطرم است روزی دو نفر به باغ ما آمدند و پدرم خیلی به آنها احترام گذاشت. گفتم بابا این‌ها که هستند؟ گفت اساتید تئاتر مملکت. پرسیدم اسمشان چیست؟ گفت آقایان هوشنگ سارنگ و اکبر مشکین. واقعا هم غول‌های تئاتر آن زمان بودند. شاید نطفه عشق به تئاتر در همان لحظه با مشاهده این دو نفر در وجود من نقش بست. آن موقع هفت یا هشت ساله بودم. قشنگ یادم است که از پله‌ها بالا آمدند و کنار پدرم نشستند.
روزی پدر و دوستانش دور هم جمع شده بودند. آقای حسین قوامی، اساتید ابوالحسن صبا و حسین تهرانی هم آمده بودند. شروع به ساز زدن کردند و آقای قوامی خواند. من که هنوز کودک بودم دو ساعت تمام نشستم و به این جلسه ساز و آواز گوش کردم. پدرم گفت برو بازی کن. گفتم نمی‌خواهم. یعنی این قدر هنر در مغز من نشسته بود. استاد تهرانی همیشه به من می‌گفت سعید ما در خانه پدر تو بزرگ شدیم.
بزرگان موسیقی به باغ شما رفت و آمد داشتند اما شما تئاتر را انتخاب کردید. چرا آقای امیرسلیمانی یک موزیسین یا یک خواننده نشد؟
سپند پسرم هم می‌خواست موزیسین شود ولی وارد تئاتر و سینما شد! ببینید من عاشق شعر و دکلمه شعر بودم. از ۸ سالگی بحر طویل‌هایی می‌گفتم که بد هم نبودم ولی خوب دکلمه می‌کردم. یادم هست شعری با عنوان وای پای پسرم خورد به سنگ را آنقدر قشنگ می‌خواندم که در تمام مهمانی‌ها به من می‌گفتند سعید بیا این شعر را بخوان. وقتی آن را می‌خواندم می‌دیدم خانم ها دارند اشک می‌ریزند. با همین دکلمه‌ها احساس کردم می‌توانم خودم را نمایش دهم و به تئاتر علاقمند شدم. آن موقع یکی از دوستان پدرم دوست صمیمی آقای اسماعیل مهرتاش در جامعه باربد بود. او بلیت تئاتر می‌آورد. من هم در عین کودکی می‌رفتم و این تئاترها را می‌دیدم. یادم است تئاتر لمبک باده فروش که آقای سارنگ بازی می‌کرد رامی‌رفتم و می‌دیدم. دیگر عاشق تئاتر شده بودم.
خاطرتان هست که اولین بار چه تئاتری را دیدید؟
نمایشی در جامعه باربد که یک کار تاریخی مربوط به شاه عباس بود. ۸ سالم بود. خیلی خوشم آمد. شاه عباس شب‌ها بین مردم می‌رفت و به امورات آنها سرکشی می‌کرد و کسی هم او را نمی‌شناخت. این تئاتر اسم خوبی داشت که الان یادم نیست. میشل استروگوف که علی محزون در آن بازی می‌کرد را هم همان ایام دیدم. با دیدن این نمایش در سالن واقعا میخ شدم!‌ به خانه که آمدم خودم هرچه از آن تئاتر یادم مانده بود را نوشتم و با بچه‌های کوچه آن را بازی کردیم. به بچه‌ها می‌گفتم تو این رل را بازی کن و تو این یکی را.
در مدرسه هم تئاتر اجرا می‌کردید؟
بله. هم تئاتر بازی می‌کردم و هم به آن خیلی علاقه داشتم. همان سالها اسکویی‌ها از روسیه آمدند و تئاتر آناهیتا را راه انداختند که خیلی سر و صدا کرد. آنها کارهای بزرگ و آبرومندی چون اتللو و تراموایی به نام هوس را اجرا کردند. یک واسطه پیدا کردم که کارتی برایم نوشت و مرا به آناهیتا معرفی کرد. آن موقع دوره سوم تئاتر آناهیتا بود. من بودم، محمود دولت آبادی( که هنوز آن زمان نویسنده نبود)، محسن یلفاوی، ابراهیم مکی، عسکری‌نسب، یدالله شیراندامی (که یک سال از ما بالاتر بود) و … هم بودند. در کل ۴۰،۵۰ نفر بودیم ولی تا آخر سال فقط چهار پنج نفر ماندیم.
آناهیتا چون از شوروی آمده بود گرایش به چپ داشت. آن زمان هر چه روشنفکر بودند باید چپ می‌بودند والا روشنفکر نامیده نمی‌شدند! من هم از همان ابتدا روشنفکر نبودم و تا امروز هم نیستم!
آن زمان برخی گروه‌های تئاتر را هم افرادی مثل آقای جوانمرد تشکیل دادند؟
قبل از من محمود دولت آبادی به گروه آقای عباس جوانمرد رفت. یک بار محمود به من زنگ زد و گفت سعید آناهیتا را ول کن، آنجا آدم حرام می شود، بیا به اداره تئاتر. بالاخره رفتم و با ایرج راد یک بخش از محلّل صادق هدایت را کار کردم. آقایان جوانمرد، داودرشیدی، علی نصیریان و یکی دو نفر دیگر نشسته بودند تا کارم را ببینند و بعد مرا استخدام کنند. یک ربع با آقای ایرج راد کار کرده بودم. ایرج آن موقع کارمند اداره تئاتر بود و با هم رفیق بودیم.
کار را که اجرا کردیم آقای جوانمرد گفت تو اینجای کار صدایت تغییر کرد، آیا اینجا تقلید صدا کردی؟ گفتم معذرت می‌خواهم من بلد نیستم تقلید کنم. وقتی در یک نقش فرو می‌روم همه چیزم همان می‌شود. اگر می‌بینید که صدای من در تئاتر تغییر کرد به خاطر این است که دیگر سعید امیرسلیمانی نبودم و همان شخصیت قصه تئاتر شده بودم و خواه ناخواه صدای من هم باید این طور می‌شد.
این‌ها دیدند من یک چیزهایی بلدم و چند نفر همان‌جا به من گفتتد بیا در گروه ما!
با خودم گفتم به کدام گروه بروم؟ دوستی به نام رکن الدین خسروی داشتم که چپی بود، به من گفت بیا در گروه من. نمی‌گویم چه کسان دیگری دوست داشتند من به گروه آنها بروم. هنوز سه ماه نگذشته بود که دیدم خسروی تماس گرفت و گفت سعید مگر تو در گروه من نیستی، چرا نمی‌آیی؟ گفتم بیایم چکار کنم؟ گفت بیا کار اکبر رادی را می‌خواهم اجرا کنم، تو هم در آن نقش داری. رفتم و دیدم دو بازیگر داشت. یکی پرویز پور حسینی و دیگری سعید پورصمیمی. هر دو قهر کرده و رفته بودند. این‌ها در گروه رکن الدین بودند. رکن الدین هم آدم غدّی بود و گفته بود بگذار بروند!‌ به من زنگ زد و گفت بلند شو و بیا. نقش پورصمیمی را به من داد و نقش پورحسینی را به مرحوم محمود جوهری داد. محمود جوهری همان کسی بود که نقش رئیس علی دلواری را در دلیران تنگستان بازی کرد و بعدها در آبادان در یک تصادف از دنیا رفت. در این نمایش ثریا قاسمی همسر محمود جوهری بود و جمیله شیخی همسر من.
نخستین نمایشی که بازی کردید چه بود؟
اولین تئاتری که در اداره تئاتر بازی کردم همین بود که شرحش دادم. در آناهیتا زیاد نمایش بازی کردم آن هم نقش اصلی. نمایش اول من اتللو بود که من در آن دو نقش داشتم. یکی منشی دادگاه و دیگری سرباز. نقش منشی دادگاه را خیلی قر و اطواری آمدم.
خانم اسکویی بعد از آن نمایشی برای تلویزیون اجرا کرد که الان اسمش یادم نیست. دو تا نقش هم بیشتر نداشت. بازیگرانش از این طرف صحنه به آن طرف می‌آمدند و دیالوگ می‌گفتند. خیلی بامزه بود. بازیگرانش هم من بودم و محمود دولت آبادی.
۱۹ ساله بودم که در تئاتر غار سالامانگ نوشتنه سروانتس، نقش اصلی را خانم اسکویی به من داد. نقش یک پیرمرد ۹۰ ساله بر عهده من بود. نمایشی کمدی بود. این تئاتر را به جنوب بردیم و اجرا کردیم. مردم از خنده غش می‌کردند. خانم اسکویی خیلی خوشش آمد و در هر کاری که می‌کرد به من رل می‌داد.
بچه‌ها اعتراض کردند که چرا همیشه به سعید رل می‌دهی؟ او هم در یک نمایش به من نقش نداد و آن نمایش توقیف شد!‌ به خانم اسکویی گفتم به من رل ندادی این طور شد!
اولین بازی شما با دولت آبادی اینجا بود؟
خیر. در اتللو با او همبازی بودم. آنقدر خانم اسکویی از بازی محمود خوشش آمد که شب‌های سفید اثر استروسکی را به محمود داد. نقش اصلی را محمود خیلی خوب بازی کرد. تیپش هم به روس‌ها می‌خورد.
آخرین نمایش شما در آناهیتا چه بود؟
تانیا. بعد از آن به آلمان رفتم و حدود سه سال در آنجا ماندم و مجددا به ایران برگشتم.
چرا به این کشور رفتید؟
رفتم که درس بخوانم. برادرم آن موقع پزشک و در آلمان بود. پدر و مادرم را هم به این کشور برده بود. خانوادگی به آلمان مهاجرت کرده بودیم. رفتم دوره تئاتر در آنجا بخوانم. عکس و شناسنامه و رزومه کاری تئاتر هم برده بودم. در همان بدو ورود برای من سال دوم گذاشتند و گفتند نیازی به گذراندن سال اول ندارم. گفتند سابقه کار زیادی دارد. آن موقع ۲۷، ۲۸ سالم بود.
دو سه جلسه به این کلاس‌ها رفتم. زبان آلمانی هم بلد نبودم. یک روز مربی گفت می‌خواهم نفس کشیدن به شما یاد بدهم و همه باید از شکم نفس بکشند. وقتی بالا سر من آمد دید دارم از شکم نفس می‌کشم. گفت از شکم نفس می‌کشی؟ گفتم من عادت کرده‌ام. ۱۰ سال است دارم تئاتر کار می‌کنم و از شکم نفس می‌کشم نه از شانه یا سینه.
من را نزد خود آورد و شاگردها را صدا زد و گفت این جوری باید نفس بکشید.
متوجه شدم دارم این‌جا وقتم را هدر می‌دهم و هیچ فایده‌ای برایم ندارد. گفتم می‌روم موزیک می‌خوانم. گفتند باید سه ساز بلد باشی تا تو را قبول کنند.
گفتم من سنتور می‌زنم و سوت و بشکن! یکی از دوستانم سنتور داشت. من در دوره جوانی چند ماه کلاس سنتور رفته بودم و کار می‌کردم. جلوی مربیان چند تا آهنگ را زدم و قبول شدم. پرسیدند چه دوست داری بزنی؟ گفتم جاز و گیتار!
ولی انگشت من ناقص بود و وقتی سیم را می‌گرفتم پایین نمی‌آمد. موسیقی را هم ول کردم.
و سرانجام به ایران برگشتید؟
بله و رفتم پیش بچه‌ها، مهدی فتحی، سعید سلطان پور و دولت آبادی و …این‌ها می‌خواستند حادثه در ویشی را کار کنند. گفتند سعید بازی می‌کنی؟ گفتم بله.
نمایش را خواندم دیدم یک پیرمردی است که از اول تا آخر ساکت است و آخرش یک جمله می‌گوید. گفتم من این نقش را بازی می‌کنم ولی به این شرط که جمله آخر را نگویم. استدلالم هم این بود که وقتی یک آدم می‌تواند در سکوت این طور بازی کند پس آن یک جمله را هم اگر بگوید خود را خراب کرده است.
آنها قبول کردند. در صحنه یک بالش پر از پَر بود که در آخر تئاتر وقتی مرا می‌کشیدند که ببرند و اعدام کنند پاره می‌شد. پرها بالا می‌آمد و تمام صحنه را می‌گرفت و من زیر پرها می‌ماندم.
محمود دولت‌آبادی هم آن زمان مثل شما از تئاتری‌هایی بود که در این حرفه جا افتاده بود و خیلی هم جدی کار را پیگیری می‌کرد. بعد با داریوش مهرجویی گاو را کار کرد و یک دفعه همه فعالیتش در هنرهای نمایشی را متوقف کرد و سراغ نوشتن رفت. شما با محمود دولت‌آبادی رفاقت دیرینه دارید، چه شد که وی به این نتیجه رسید که باید میز هنری خودش را به هم بزند؟
من حرف خودم را می‌زنم و حرفم حجت نیست. ممکن است محمود این حرف مرا بخواند و بگوید سعید الکی می‌گوید. ولی اجازه دهید اشاره ای به کار نویسندگی محمود کنم. از آلمان که آمدم حادثه در ویشی را با محمود کار کردیم. یک روز دیدم محمود کتابی به نام ریل را آورد و گفت این کتاب را من نوشته‌ام. آن را امضا کرد و به من داد. این کتاب هنوز در کتابخانه من موجود است. گفتم محمود تو از کی نویسنده شده‌ای؟
محمود نویسنده شده بود ولی همچنان تئاتر کار می‌کرد.
نمی دانم با کلیدر بود یا با کتاب دیگری، ولی یک دفعه کارش گل کرد و اسمش به عنوان نویسنده مطرح شد. محمود راه خودش را درست انتخاب کرد. این که بازیگر بمانم یا نویسنده شوم و از نظر مالی و معنوی کدام به نفعم است؟ اینجا محمود انتخاب کرد و دید بازیگری آینده‌ای ندارد. او اگر در بازیگری می‌ماند آخرش چه می‌شد؟ پُر پُرش می شد مهدی فتحی. مهدی فتحی چه شد؟ الان کجاست؟‌ محمود اگر در بازیگری ماند جایگاهی که الان دارد را نداشت. اگر بازیگر می‌شد خانه آخرش می‌شد مهدی فتحی یا حسین کسبیان یافیروز بهجت محمدی و … ، ولی الان محمود دولت آبادی است.
یادم است یکبار در تالار وحدت با محمود بودم. گفتم دوست نداری بازی کنی؟ گفت چرا دارم.
چه زمانی این صحبت را انجام دادید؟
جشنی در تالار وحدت بود. هشت نه سال قبل. بالاخره محمود در راه نویسندگی افتاد و من هم در این راه.
قبل از انقلاب چند سالن تئاتر در تهران داشتیم؟‌
زمانی که آناهیتا بود به یوسف‌آباد رفتیم که الان سالن گلریز است. تئاتر شهر و سنگلج بعد از این که من رفتم آلمان درست شد. تئاتری بود به نام فرهنگ در نزدیکی تالار رودکی که هنوز هم هست. این‌ها به جز تئاترهای لاله‌زار هستند. تئاترهای لاله زار هم شامل تئاتر پارس، جامعه باربد، تهران و صادق‌پور بودند.
در تهران روزانه بیش از ده اجرا انجام می‌شد؟
خیر. بعدا که تلویزیون آمد در روزهای چهارشنبه اداره تئاتر، تئاتر اجرا می‌کرد که خیلی گل کرد. آقایان عزت الله انتظامی، نصیریان، داود رشیدی‌ و جمشید مشایخی چهارشنبه به چهارشنبه یک تئاتر اجرا می‌کردند. آناهیتا هم هر ماه یک تئاتر اجرا می‌کرد که من پنج شش تای آن ها را بازی کردم، آن هم از بین رفت.
آن ایام نظارت بر تئاترها چطور بود؟ سانسور وجود داشت یا خیر؟ شنیدید که تئاتری را توقیف کرده باشند؟
آن زمان اداره تئاتر زیر نظر وزیر فرهنگ و هنر به نام مهرداد پهلبد بود. ما تئاتر مطبخ و مرگ همسایه را اجرا می‌کردیم. خود پهلبد آمد و آن را دید. خوشش آمد و گفت :« عالی است. فقط کاری به اعلیحضرت نداشته باشید و غیر از آن هر چه می‌خواهید بگویید.»
یعنی فحش به شاه ندهید و از هر کس دیگری می‌خواهید انتقاد کنید. فقط کاری به شاه نداشته باشید. خط قرمز و سانسور آن زمان شخص شاه بود. البته در اداره تئاتر هم متن را قبل از اجرا می‌خواندند و اگر نکته‌ای داشت می گفتند اینجا را نگویید و این اصلاحات را انجام دهید. ولی خیلی جزئی بود. اگر( از اداره تئاتر) به سالن می‌آمدند برخی دیالوگ‌ها را نمی‌گفتیم و وقتی نمی‌آمدند می‌گفتیم. مثلا یادم است دیالوگی داشتیم که کلمه ناسیونالیسم در آن وجود داشت. به ما گفتند این را نگویید. چند بار آن را نگفتیم ولی در کل آن را می‌گفتیم.
59243

رونمایی از نخستین تصویر لیلا حاتمی در «بُت»

رونمایی از نخستین تصویر لیلا حاتمی در «بُت» هم‌زمان با اعلام زمان اکران فیلم «بُت»، نخستین تصویر از تازه‌ترین ساخته حمید نعمت‌الله منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، با اعلام زمان اکران فیلم «بُت»، نخستین تصویر از تازه‌ترین ساخته حمید نعمت‌الله منتشر شد. این فیلم به تهیه‌کنندگی و کارگردانی حمید نعمت‌الله و با پخش فیلمیران، از اوایل پاییز روی پرده سینماها می‌رود.
آخرین ساخته نعمت‌الله، «قاتل و وحشی»، پس از هفت سال همچنان در توقیف است.

لیلا حاتمی، محمدرضا فروتن، لیلی رشیدی، کاظم سیاحی، ایمان صیادبرهانی، الناز حبیبی، بانیپال شومون، الهام جسمانی، مهتاب ثروتی و نوید پورفرج بازیگران «بُت» هستند.
59243

از جرقه خلاقیت تا امضای ماندگار؛ ماجرای «کوچینگ هنر» چیست؟

از جرقه خلاقیت تا امضای ماندگار؛ ماجرای «کوچینگ هنر» چیست؟ یکی از مدرسان دانشگاه در حوزه «کوچینگ» با انتشار یادداشتی از مزایای روند توسعه و ترویج «کوچینگ هنر» در بخش‌های مدیریتی عرصه فرهنگ و هنر و دیگر فعالیت‌های اجرایی این عرصه سخن گفت.
به گزارش خبرنگار مهر، کیومرث احمدی دانشیار دانشگاه و از مدرسان ارشد حوزه «کوچینگ» که چندی پیش پروژه «استاندارد ملی حرفه ای کوچینگ» در ایران را نیز تدوین کرده است در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده‌است از مزایای ترویج و توسعه «کوچینگ هنر» گفت.
در یادداشت کیومرث احمدی آمده است:
هنر، صحنه تجلی نبوغ، شهود و اثر انگشت منحصربه‌فرد آفرینشگران است؛ از هارمونی یک ارکستر موسیقی و روایتگری پرده نقره‌ای سینما تا پویایی صحنه تئاتر و جریان‌سازی رسانه‌ای.
اما تبدیل جرقه‌های نامکرر خلاقیت به شاهکارهایی ماندگار، فراتر از الهام فردی، نیازمند «بستری امن، فرایندی حرفه‌ای و هدایتی نظام‌مند» است. در این اکوسیستم حساس، «کوچینگ هنر» نه مداخله‌ای در سبک و زیبایی‌شناسی بلکه یک کاتالیزور عمیق برای شکوفایی پتانسیل‌های پنهان است.
هدف نهایی کوچینگ هنر، حفاظت از فردیت و اثر انگشت هنری هر آفرینشگر در هیاهوی استانداردسازی‌های صنعتی است تا نبوغ غریزی، به بلوغی پایدار و درخششی بی‌همتا در عرصه تولیدات فاخر بدل شود؛ سفری تحول‌آفرین از الهام اولیه تا خلق امضایی ماندگار در تاریخ هنر.
کوچینگ با ایجاد یک فضای امن روانی و بهره‌گیری از فنون خاص خودش، به هنرمند و کارمند هنرمند کمک می‌کند تا از تله‌های ذهنی و باورهای محدودکننده عبور کرده و جریان ناب نبوغ و خلاقیتش را پایدار سازد.
کوچینگ یا مربیگری هنر ظریف کنار ایستادن جهت فراهم‌آوری فرصت خودآگاهی، خودتوانمندی و خودمسئولیتی است تا فرد بتواند به سمت بهترین نسخه و ورژن خودش در هر نقشی که هست حرکت کند. اینجاست که کوچینگ هنر با اتکا به استاندارد ملی ۱۰۰۰ کوچینگ سازمانی، پیوندی شکوهمند میان آزادی آفرینش و انضباط تعالی پدید می‌آورد.
استاندارد ۱۰۰۰ کوچینگ سازمانی یک استاندارد ملی به شماره ۲۳۹۴۷ است که در مرداد ۱۴۰۵ در سامانه ملی سازمان ملی استاندارد تایید و جهت به کارگیری در اختیار تمام شرکت‌ها و سازمان‌ها قرار داده شده است.
این مسیر با تدوین چارچوب های دقیق شایستگی، سنجه‌های ارزیابی سطح بلوغ نظام کوچینگ و تعریف پروتکل‌های حرفه‌ای بهبود، به پروژه‌ها و سازمان‌های هنری و رسانه‌ای این امکان را می‌دهد که بدون خدشه‌دار شدن اصالت و فردیت هنرمند، از آسیب‌هایی نظیر سوءعملکرد، مسئولیت‌گریزی‌ها، فرسودگی، تعارضات تیمی و انسداد خلاقیت عبور کنند.
این استاندارد، تضمین می‌کند که فرایند کوچینگ در محیط‌های کاری هنری نه یک مداخله سلیقه‌ای، بلکه یک اهرم تحول‌آفرین و مبتنی بر شواهد است که پیوند میان کارگردان و بازیگر، رهبر ارکستر و نوازندگان و مدیران رسانه و تیم‌های ایده‌پرداز را به اوج هم‌افزایی می‌رساند.
با استقرار فرایندهای منطبق بر استاندارد ۱۰۰۰، کوچینگ هنر بستری پایدار می‌سازد تا نبوغ غریزی به بلوغ سازمانی و همچنین اصالت فردی به برندی ماندگار در زیست‌بوم هنر و رسانه بدل شود.
شایان ذکر است کوچینگ یک همکاری و مشارکت بین کوچ و مراجعه کننده است که در طی آن، کوچ با ایجاد فضای امن در جلسه کمک می‌کند که مراجع با استفاده از تفکر عمیق و خلاقیت خود، توانایی‌های شخصی و حرفه‌ای خود را شناسایی کرده و افزایش می‌دهد. در جلسه کوچینگ تمایلات و توانایی های شخص تبدیل به اقدامات برای حل مسئله می شود.

پیام تسلیت برای عکاسی که بخشی از حافظه تصویری ایران را ماندگار کرد

پیام تسلیت برای عکاسی که بخشی از حافظه تصویری ایران را ماندگار کرد مدیرکل هنرهای تجسمی در پیامی درگذشت کریم عارفی عکاس پیشکسوت و باسابقه هنر ایران را تسلیت گفت و یاد و نام این هنرمند را بخشی از حافظه تصویری هنر معاصر کشور دانست.
به گزارش خبرگزاری مهر، کریم عارفی از عکاسان پیشکسوت و باسابقه ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری، روز سه‌شنبه ۱۰ شهریور درگذشت.
آیدین مهدی‌زاده مدیرکل هنرهای تجسمی، با ابراز تأسف و تأثر از درگذشت این هنرمند، فقدان او را به جامعه عکاسی و هنرهای تجسمی ایران، هنرمندان، دوستداران هنر و خانواده آن مرحوم تسلیت گفت.
در این پیام آمده است: «درگذشت کریم عارفی، هنرمند پیشکسوت و از چهره‌های باسابقه عکاسی ایران، موجب تأسف و تأثر جامعه هنرهای تجسمی شد. این هنرمند طی سال‌ها فعالیت مستمر در عرصه عکاسی، بخشی از رویدادها، چهره‌ها و لحظات فرهنگی و اجتماعی ایران را با نگاه و زبان تصویری خود ثبت و ماندگار کرد.
بی‌تردید آثار و تلاش‌های او در مسیر اعتلای عکاسی ایران، بخشی از حافظه تصویری هنر معاصر کشور به شمار می‌رود و یاد و نام این هنرمند در میان اهالی فرهنگ و هنر ماندگار خواهد بود. ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم زنده‌یاد کریم عارفی و جامعه عکاسان و هنرمندان ایران، از درگاه خداوند متعال برای آن هنرمند فقید رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارم.»
کریم عارفی متولد ۱۳۳۴، از عکاسان باسابقه ایران بود که سال‌ها در عرصه عکاسی فعالیت داشت و بخشی از فعالیت‌های هنری خود را به ثبت و مستندسازی آثار تاریخی و میراث فرهنگی ایران اختصاص داد. از جمله آثار منتشرشده این هنرمند می‌توان به کتاب «نگاهی تازه به تخت جمشید» اشاره کرد که با عکس‌های کریم عارفی و توسط کمیسیون ملی یونسکو در ایران منتشر شده است.

واکاوی رابطه هنر و سرمایه در ریبون

واکاوی رابطه هنر و سرمایه در ریبون متخصصان در یک نشست، از مرز باریک میان ارزش هنری و قیمت بازار گفتند و هشدار دادند که ورود بی‌رویه سرمایه به هنر، اگر با خودآگاهی همراه نباشد، می‌تواند استقلال میدان هنر را به قیمت تبدیل کند.
به گزارش خبرگزاری مهر، نشست افتتاحیه دومین پرده از پروژه «شب‌های هنر ریبون تهران» با عنوان «هنر؛ از سرمایه فرهنگی تا سرمایه اجتماعی و نمادین» برگزار شد. محور اصلی این نشست، بررسی پیوندهای پیچیده میان هنر، سرمایه، قدرت و بازار و تحلیل سازوکارهای تبدیل سرمایه اقتصادی به اعتبار نمادین بود.
نقش بخش خصوصی و مسئولیت اجتماعی
مریم مشتاقی بنیان‌گذار ریبون تهران، با تأکید بر اینکه هنر بخشی از هویت و حافظه فرهنگی این مجموعه است، گفت: بخش خصوصی می‌تواند با فراهم کردن بستری برای مواجهه مخاطبان با هنر و ایجاد نقاط ملاقات میان جامعه اقتصادی و هنرمندان، سهمی در توسعه زیست فرهنگی ایفا کند.
وی هدف از این پروژه را ایجاد مسیری مستمر برای نمایش، پژوهش و گفتگو دانست، بدون آنکه بخواهد جایگزین نهادهای تخصصی هنر شود.
سرمایه، قدرت و استقلال میدان هنر
مریم اسفندیاری و علی گلستانه در تحلیل خود به نقش سرمایه در ثبت آثار در تاریخ هنر پرداختند. گلستانه با هشدار درباره «قدرت سرمایه»، تأکید کرد که مسئله اصلی، «چگونگی توزیع پول» است.
وی هشدار داد که رابطه مستقیم هنرمندان با خریداران قدرتمند و تغییر نقش خریدار از «حامی» به «تصمیم‌گیرنده»، می‌تواند استقلال میدان هنر را به خطر اندازد.
گلستانه راهکار این چالش را «خودآگاهی، پذیرش نقد و استفاده از متخصصان مستقل» دانست.
تبیین ارزش و قیمت در بازار هنر
سجاد باغبان پژوهشگر هنر، با تفکیک سه نوع «ارزش زیبایی‌شناختی»، «ارزش هنری» و «ارزش مالی»، توضیح داد که قیمت یک اثر هنری صرفاً بر اساس زیبایی نیست، بلکه محصول شبکه‌ای شامل منتقدان، موزه‌ها و گالری‌ها است.
وی با اشاره به آثار مارسل دوشان، تأکید کرد که بسیاری از آثار مهم به دلیل تغییر تعریف «اثر هنری» ارزش پیدا می‌کنند، نه لزوماً مهارت ساخت و اشاره کرد که اگرچه بازاریابی می‌تواند قیمت‌ها را در کوتاه‌مدت بالا ببرد، اما «گران‌شدن با گران‌ماندن یکی نیست» و پایداری قیمت تنها با تأیید جامعه تخصصی ممکن است.
این نشست با حضور محمدرضا مریدی جامعه‌شناس هنر که به مفهوم «زندگی هنرمندانه» و مصرف زیباشناختی پول پرداخت، به این نتیجه رسید که ورود سرمایه به هنر ذاتاً نه نجات‌بخش است و نه مخرب؛ بلکه آنچه اهمیت دارد، ساختاری است که این سرمایه در آن توزیع می‌شود و میزان استقلالی است که برای هنر باقی می‌ماند.