400 هزار مخاطب و 56 میلیارد تومان فروش سینما در هفتهای که گذشت

400 هزار مخاطب و 56 میلیارد تومان فروش سینما در هفتهای که گذشت سینمای ایران در بیست و چهارمین هفته از سال جاری در حالی میزبان 400 هزار مخاطب شد که گیشه سالنها به فروشی معادل بیش از 56 میلیارد تومان دست پیدا کردند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از سینماشهر، هفته بیست و چهارم سال جاری در بازه شنبه 7 شهریور الی پایان روز جمعه 13 شهریور با میزبانی از 399 هزار و 766 مخاطب به فروشی معادل 56 میلیارد و 322 میلیون تومان دست پیدا کرد و فیلم «زندهشور» با 116 هزار و 269 مخاطب و پردیس سینمایی کوروش با 20 هزار و 986 مخاطب نیز بهعنوان پرمخاطبترین فیلم و پردیس سینمایی در هفته گذشته معرفی شدند.
بر اساس این گزارش پردیس سینمایی «کوروش» با 20 هزار و 986 مخاطب و 17 درصد رشد نسبت هفته گذشته، پردیس سینمایی «ایرانمال» با 18 هزار و 93 مخاطب و رشد 18 درصدی، پردیس سینمایی «هدیش» با 11 هزار و 540 مخاطب و رشد 20 درصدی، پردیس سینمایی «آزادی» با 9 هزار و 927 مخاطب و رشد 11 درصدی و پردیس سینمایی «هنرشهرآفتاب شیراز» با 8 هزار و 657 مخاطب و 28 درصد رشد مخاطب، عنوان پنج پردیس سینمایی پرمخاطب طی هفته گذشته را به خود اختصاص دادند.
همچنین فیلم سینمایی «زندهشور» به کارگردانی کاظم دانشی با 116 هزار و 269 مخاطب در صدر پرمخاطبترین فیلم هفته گذشته قرار گرفت؛ همچنین فیلمهای «استخر» به کارگردانی سروش صحت با 108 هزار 749 مخاطب، انیمیشن «سفینه نجات» به کارگردانی هادی محمدیان با 55 هزار و 140 مخاطب، «ناپلئون در باغ زردآلو» به کارگردانی حامد محمدی با 43 هزار و 146 مخاطب و فیلم سینمایی «اسکورت» به کارگردانی یوسف حاتمیکیا به کارگردانی با 33 هزار و 661 مخاطب نیز در رتبههای بعدی قرار گرفتند.
لازم به توضیح است که با توجه به آمار ثبتشده از (هفته بیست و یکم 17 الی 23 مرداد با 251 هزار مخاطب)، (هفته بیست و دوم 24 الی 30 مرداد با 328 هزار مخاطب )، (هفته بیست و سوم 31 مرداد الی 6 شهریور با 325 هزار مخاطب) و (هفته بیست و چهارم 7 الی 13 شهریور با 399 هزار مخاطب) این چهارمین هفته متولی است که نمودار وضعیت مخاطب در سینما ایران افزایشی بوده است.
۵۹۲۴۳
چند وجهی بودن نقش، پایم را به «شبزده» باز کرد؛ اهمیت تجربه کردن تئاتر

چند وجهی بودن نقش، پایم را به «شبزده» باز کرد؛ اهمیت تجربه کردن تئاتر آرمین فتحاللهی بازیگر فیلم کوتاه «شبزده» با اشاره به ویژگیهای نقشی که برعهده دارد، بیان کرد که چندوجهی بودن کاراکتر، تجربه متفاوتی را برای وی رقم زده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، آرمین فتحاللهی بازیگر فیلم کوتاه «شبزده» درباره ویژگیهای نقشی که در این فیلم ایفا کرده است، گفت: این نقش به دلیل گذشته و بکگراند عجیب و داستان پرچالشی که داشت، برایم جذاب بود. شخصیتی است که به واسطه شرایط مالی و اجتماعی تلاش میکند سطح زندگی و جایگاهش را تغییر دهد و از موقعیت قبلی خودش فرار کند. حتی میخواهد خانواده، عزیزان و نزدیکانش را پس بزند و از آنها فاصله بگیرد تا به موقعیت جدیدی که به دست آورده برسد.
وی افزود: این شخصیت برای حفظ موقعیت جدیدش مجبور میشود به خانواده یا آدمهای جدید زندگیاش دروغ بگوید. در واقع همزمان با اینکه از گذشتهاش فرار میکند، در ذهن خودش نیز تلاش دارد آن گذشته را فراموش و پس بزند. همین تضادها باعث شد نقش برای من چالشبرانگیز و جذاب باشد.
فتحاللهی درباره تجربه بازی در یک پروژه تصویری پس از فعالیتهای تئاتری بیان کرد: این موضوع برای من چالش داشت، چون بیشتر تجربه کاریام در تئاتر بوده است. وقتی بیشتر تئاتر کار میکنید، همیشه این ترس را دارید که نکند چیزهایی که از کارگردانها و دوستانتان درباره بازی در سینما شنیدهاید، روی کارتان تأثیر بگذارد. خیلی وقتها میشنویم که بازی جلوی دوربین با تئاتر کاملاً متفاوت است؛ هرچند هر ۲ بازیگری هستند اما ۲ مدل متفاوت از بازی را میطلبند.
وی ادامه داد: در تصویر ممکن است شما در یک قاب و کادر کوچک بخواهید احساساتی را بروز دهید، بدون اینکه حتی دستتان را تکان دهید. همین جزئیات باید کاملاً واقعی و باورپذیر باشد و دیده شود. در تئاتر ممکن است لازم باشد با صدای بلندتری صحبت کنید و بعضی جزئیات مثل پلک زدن اهمیت چندانی نداشته باشد، اما در تصویر همین جزئیات بسیار مهم میشود. به همین دلیل بازی در فیلم برای من چالش داشت. ضمن اینکه چند ماه به دلیل فاصلهای که بین پروژهها افتاده بود، کار نکرده بودم و لازم بود دوباره حواسم را جمع کنم و به فضای کار برگردم.
فتحاللهی درمورد اهمیت تجربه کردن فضای تئاتر پیش از ورود به تصویر اظهار کرد: به نظرم نمیتوان برای این موضوع یک الگوریتم مشخص تعریف کرد. نمیشود گفت حتماً کسی که از تئاتر آمده است، در تصویر هم موفق خواهد بود یا بازیاش پذیرفته میشود. ممکن است عوامل دیگری در این مسیر تأثیرگذار باشند یا حتی یک بازیگر به دنبال تجربه و نقش دیگری باشد. ممکن است استاد یا بازیگری سالها در تئاتر کار کرده باشد و جوایز زیادی هم گرفته باشد اما الزاماً نتواند همان مسیر را در تصویر طی کند. بنابراین به نظرم این موضوع الگوریتم مشخصی ندارد. اما اگر تئاتر به شکل اصولی کار شود، قطعاً برای بازیگر در هر ۲ حوزه مفید است. من چیزهای زیادی را از تئاتر و حضور روی صحنه یاد گرفتهام. تئاتر آموزشهای عجیبی به بازیگر میدهد و میتواند در هر ۲ حوزه تئاتر و تصویر به او کمک کند.
فتحاللهی درباره حضور محمد کارت به عنوان تهیه کننده در این پروژه و تأثیر آن بر روند تولید، عنوان کرد: حضور محمد کارت قطعاً به دیده شدن پروژه کمک میکند. اما فارغ از بحث دیده شدن، از نظر تجربه حرفهای نیز حضور او برای ما امتیاز مهمی بود. من پیش از این فیلم در سریال «یاغی» تجربه همکاری با محمد کارت را داشتم و از نگاه حرفهای او آگاه بودم. کارت واقعاً نسبت به تیمی که با آن کار میکند دلسوز است و در عین حال بسیار حرفهای رفتار میکند. در این پروژه متوجه شدم که حرفهای بودن برای او فقط یک عنوان نیست و واقعاً در روند تولید و برخورد با عوامل آن را میبینید.
این بازیگر درباره تفاوت این نقش با تجربههای قبلی خود گفت: به نظرم هر نقشی به هر حال رنگ و بوی متفاوت خودش را دارد و نمیتوان همه نقشها را دقیقاً کنار هم گذاشت و مقایسه کرد. حتی ممکن است نقشهایی داشته باشیم که در ظاهر ویژگی مشترکی دارند؛ مثلاً همه آنها آدمهای عصبانی باشند، اما حتماً تفاوتهایی در شخصیت و شرایط آنها وجود دارد. «شبزده» برای من تفاوت داشت و چالش متفاوتی ایجاد کرد. نقشی بود که به نظرم جذابیت زیادی داشت، چون همزمان میتوانستید چند وجه مختلف را در این شخصیت ببینید. ممکن بود از او بدتان بیاید، اما در عین حال شاید بتوانید بخشی از رفتارهایش را درک کنید و حتی به او حق بدهید.
وی در پایان گفت: همین چندوجهی بودن شخصیت برای من جذاب بود و باعث شد بازی در این نقش را یک تجربه متفاوت و چالشبرانگیز بدانم.
فیلم کوتاه «شبزده» به نویسندگی مهدی گنجی، کارگردانی نیلوفر فولادی و کارگردانی محمد کارت با اتمام مراحل فنی آماده پخش است.
محمد صابری، امیر مقیمی، آرمین فتحاللهی، آرش آقابیک، مجید فرهانی، ثمینه خاهانی، علی اوجاری، ویانا عبدالرزاقی، عباس محمدی بازیگران اصلی این فیلم کوتاه را تشکیل میدهند.
۵۹۲۴۳
آشا محرابی «فرزندان باد» را ساخت/ روایتی از کودکان میناب

آشا محرابی «فرزندان باد» را ساخت/ روایتی از کودکان میناب فیلم کوتاه «فرزندان باد» به کارگردانی آشا محرابی و تهیهکنندگی جواد راهزانی با محوریت کودکان میناب در شهرک دفاع مقدس ساخته شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این فیلم با نگاهی به زندگی کودکان میناب، به تجربهها و جهان کودکانی میپردازد که در مواجهه با دشواریها، همچنان امید به ساختن و ادامهدادن دارند.
در خلاصه داستان این اثر آمده است: «وقتی باد همهچیز را میبرد، بچهها ماندند تا بسازند.»
پیمان عباسی فیلمنامه «فرزندان باد» را بر اساس طرحی از آشا محرابی به نگارش درآورده و مهلقا باقری به عنوان بازیگردان هدایت بازیگران این اثر را بر عهده داشته است.
رایان حسینی، نریمان شامانی، آندیا عبدالرضایی، امین عسکرآوی، شایان دارمیپور، کیان سلطانی، امیررضا دوستی، ارمیا مالامیری و ناصر باقری بازیگران «فرزندان باد» هستند.
عوامل تولید این فیلم عبارتند از: مشاور پروژه: مجید قنبری، فیلمبردار: بهنام کریمی، مدیر تولید: پرویز کاظم لو، مدیر هنری: افروز بوجاریا، مجری طرح: احسان شاهکوه، دستیار تهیهکننده: احسان احمدی، سرپرست گروه کارگردانی: پیمان عباسی، دستیار یک کارگردان: ابوذر نوروزپور، مدیر برنامهریزی: رویا بابابیگی، طراح صحنه: حسن رحمانی کیا، طراح لباس: منیژه عزیزی، طراح گریم: مرتضی سعیدی، مدیر صدابرداری: امید اسلامی، تدوین: جعفر مطلبیپور، جلوههای ویژه بصری: مرتضی مظلومی، طراح هوش مصنوعی: علیرضا ربیع مقدم، استوریبورد: مهدی کاظملو، مدیر تدارکات: مسعود کاظمی، عکاس: مهسا عباسی و مدیر روابطعمومی و مشاور رسانهای: مریم قربانینیا.
۵۹۲۴۳
نمایشگاه نقاشی دوبلور ایرانی در آمستردام

نمایشگاه نقاشی دوبلور ایرانی در آمستردام نمایشگاه نقاشی نگین کیانفر دوبلور و فیلمساز مستند به نام «لاجورد» در آمستردام برپا شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، نمایشگاه «لاجورد» شامل ۲۲ نقاشی نگین کیانفر دوبلور، نویسنده و کارگردان سینمای مستند از جمعه ۱۳ شهریور در گالری «دوست» در آمستردام برپا شده است.
نگین کیانفر گوینده، نویسنده و کارگردان سینمای مستند سالهاست به عنوان نقاش فعالیت میکند، او مستندهای «یک روز نو»، «روز تولد»، «۱ ساعت ـ ۹۹ سال» و «حوا و آدم» را کارگردانی کرده است.
در بیانیه نمایشگاه درباره «لاجورد» نوشته شده است: «این مجموعه سفری است الهامگرفته از ظروف سرامیک و چینیِ نقاشیشده در اقلیمها و فرهنگهای گوناگون. سفر با فرمهایی آغاز میشود که مرا به خود خواندهاند؛ اشیایی که گرد میآورم، به آنها مینگرم و خطوط و انحناهاشان را میپالم. با این حال، سرآغاز نقاشی نه از خود اشیاء بلکه از پارههای پراکندهای است که نشانههایی از ادراک، حافظه و حالات درونی را در خود حفظ کردهاند.
بیانگری اشیاء هدف این آثار نیست. هدف اصلی کاوش در مواجهه بین منظر و نظاره، بین شیئ و نگاه است. گویی هر فرم در پی جلب توجه است و اصرار دارد حضور خود را به رخ بکشد. این آثار واجد نوعی خودآگاهی هستند و آن را با ظرافت انتقال میدهند. خودآگاهی نه در جایگاه اجسامی خاموش در معرض نوری تصادفی، بلکه چون حضوری که از دیدهشدن خویش آگاه است.
از منظری دیگر، ذهن هنرمند اشیاء را از فرآیند بازآفرینی، تلفیق و تقلیل گذر داده و بدین شیوه دیگر بار آن را تخیل کرده و پرسشهایی درباره حافظه فرهنگی برانگیختهاست. برخی بهصورت روبهرو و با ابعادی بزرگ ظاهر میشوند. سطوح مینیمال آنها در برابر نمادپردازیهای متعارف مقاومت میکند و با جدا شدن از بسترهای اولیه به ارجاعات هنری تازهای دست مییابند. در ادامه، با حذف سایهها، برخی اجسام وزن خود را از دست میدهند و در زمان معلق میمانند، در فضایی که هم محدود است و هم نامتناهی مینماید.
برخی اشیاء تهی به نظر میرسند و برخی پُر، اما وضعیت آنها همچنان نامعین باقی میماند. در این بازی میان زمان و فضا، تشخیص ماهیت تهیبودن دشوار میشود. چه کسی میتواند با اطمینان از خلأ سخن بگوید یا بگوید پُریِ واقعی تا چه اندازه پُر است؟»
نمایشگاه «لاجورد» از ۱۳ شهریور آغاز شده و تا دهم مهر ادامه دارد.
رونمایی از کتاب «درآمدی بر روانشناسی عکس و عکسدرمانی» در ارسباران

رونمایی از کتاب «درآمدی بر روانشناسی عکس و عکسدرمانی» در ارسباران آئین رونمایی و جشن امضا کتاب «درآمدی بر روانشناسی عکس و عکسدرمانی» تازهترین اثر مرتضی طبسی در فرهنگسرای ارسباران برگزار میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی فرهنگسرای ارسباران، آئین رونمایی و جشن امضا کتاب «درآمدی بر روانشناسی عکس و عکسدرمانی» اثر مرتضی طبسی مدرس عکاسی، تصویربرداری و تدوین، روز دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۸ در گالری هنر فرهنگسرای ارسباران برگزار میشود.
در توضیحات تکمیلی این کتاب حوزه عکاسی آمده است:
کتاب «درآمدی بر روانشناسی عکس و عکسدرمانی» اثری است که برای نخستینبار هنر تصویر را با ظرفیتهای علمی هیپنوتیزم و روانشناسی شناختی پیوند میزند و نگاهها را از «زیبایی تصویر» به «قدرت درمانگری آن» معطوف میکند.
این کتاب بر این پرسش بنیادین استوار است که «آیا تصویر میتواند فراتر از زیبایی، ابزاری برای تحول ذهن و روان شود؟»؛ پرسشی که نگارنده آن را پس از سالها تجربه حرفهای در آفرینش تصویر، به پاسخ تبدیل کرده است.
طبسی که مدرک کارشناسیارشد مدیریت فناوری اطلاعات (IT) را در کارنامه خود دارد، سالهاست بهعنوان مدرس عکاسی، تصویربرداری و تدوین فعالیت میکند و دورههای تخصصی خود را در نهادهای معتبری همچون ناجا، سازمان بنادر و کشتیرانی، وزارت بهداشت، راهآهن کل کشور، آموزشگاهها و فرهنگسراها برگزار و حالا او این تجربه چندوجهی را در قالب یک اثر کاربردی و میانرشتهای جمعبندی کرده است.
«درآمدی بر روانشناسی عکس و عکسدرمانی» در ۲۸۵ صفحه، با اتکا بر مفاهیم روانشناسی شناختی، هیپنوتیزم، عصبشناسی و تجربهنگاری، نشان میدهد چگونه ترکیببندی، نور و رنگ میتوانند بر ناخودآگاه تأثیر بگذارند و در مسیر درمان به کار آیند. از جمله مباحث کلیدی این اثر میتوان به امواج مغزی (آلفا، تتا و دلتا)، عکسدرمانی، تصویرسازی ذهنی، القای هیپنوتیک و طراحی تصاویر درمانی اشاره کرد که برای کاهش اضطراب، تقویت اعتمادبهنفس، مدیریت درد، مقابله با سوگ و رشد خلاقیت به کار میروند.
نکته کتاب، نگاه آیندهنگر آن است؛ مؤلف بهصراحت از تلفیق این روش با هوش مصنوعی (AI)، واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) سخن میگوید و آن را «جهش تکاملی بعدی در درمان بصری» مینامد.
این اثر برای روانشناسان، درمانگران، هیپنوتیزورها، هنردرمانگران، عکاسان و دانشجویان نوشته شده است.
حضور در این برنامه برای عموم علاقهمندان آزاد است و برای شرکت در آن میتوانند به گالری هنر فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان شریعتی، بالاتر از سیدخندان، خیابان جلفا، کوچه عقاب مراجعه کنند.
مدیران ۶ فرهنگسرا منصوب شدند

مدیران ۶ فرهنگسرا منصوب شدند مدیران جدید فرهنگسراهای فردوس، ارسباران، اخلاق، خراسان، معرفت و خاتم معرفی شدند.
به گزارش خبرگزاری مهر، مدیران و سرپرستان جدید تعدادی از مراکز فرهنگی هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران طی حکمی از سوی «محمدباقر اعلمی»، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران معرفی شدند.بر اساس احکام صادرشده، «محسن دستمالچی» به عنوان سرپرست فرهنگی هنری منطقه ۵ و رییس فرهنگسرای فردوس، «امین اشرفی» به عنوان سرپرست فرهنگی هنری منطقه ۳ و رییس فرهنگسرای ارسباران، «عباس ریوندی» به عنوان سرپرست فرهنگی هنری منطقه ۱۸ و رییس فرهنگسرای خاتم و «عباس باباخانیان» به عنوان سرپرست فرهنگی هنری منطقه ۱۴ و رییس فرهنگسرای اخلاق منصوب شدند.
همچنین «رضا گشانی» به عنوان سرپرست فرهنگسرای خراسان و «شیوا مقدم» به عنوان سرپرست فرهنگسرای معرفت معرفی شدند.
این تغییرات در راستای تقویت مدیریت مراکز فرهنگی هنری و بهرهگیری از ظرفیت مدیران و نیروهای متخصص در مسیر توسعه و ارتقای فعالیتهای فرهنگی و هنری سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران انجام شده است.
پرسش «کوری» درباره عدالت؛ سکانس وایرالی ساختن روال شده است!

پرسش «کوری» درباره عدالت؛ سکانس وایرالی ساختن روال شده است! امیر ابیلی نویسنده «کوری» با اشاره به پرداختن به مفهوم عدالت در این سریال، بیان کرد که این روزها رایج شده است سکانسی خارج از منطق درام، صرفاً برای وایرالشدن در فضای مجازی نوشته میشود.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، سریال «کوری» چند هفته ای است که در شبکه نمایش خانگی عرضه میشود. این سریال به نویسندگی امیر ابیلی و کارگردانی سجاد پهلوان زاده ساخته شده است و کاظم دانشی که در این سال ها ساخت فیلم های ملتب اجتماعی را به عهده داشته، تهیه کننده اش بوده است.
به بهانه پخش این سریال گفتگویی با امیر ابیلی نویسنده این مجموعه داشتیم. ابیلی در قسمت اول این گفتگو از شکلگیری ایده سریال، جرقه اولیه قصه و برخی حواشی سخن گفت. او در قسمت دوم این گفتگو بیشتر به شیوه های ساختاری سریال در روایت و قصه پردازی پرداخت.
بخش دوم این گفتگو را در زیر می خوانید:
*پیش از پرداختن به ارتباط مستقیم فیلمنامه و بازیگری، بگذارید کمی درباره ساختار روایی سه قسمت اول صحبت کنیم. در هالیوود و کمپانیهای بزرگ فیلمسازی، معمولاً سه قسمت اول با هم عرضه میشود و باقی قسمتها بهصورت هفتگی منتشر میشود؛ این سه قسمت نقشی تعیینکننده دارند. در سینمای ایران و در پلتفرمها، تمرکز بیشتر روی قسمت اول است و شاید مخاطب پس از آن، ادامه کار را رها کند. طراحی روایی شما برای این بخش چگونه بود و با چه چالشهایی مواجه بودید؟
در ایران، آنچه جا افتاده این است که پایلوت یعنی قسمت اول، مهمترین قسمت تلقی میشود. قسمتی که باید مخاطب را جذب کند. تمرکز تبلیغات نیز بر همین اصل استوار است که «قسمت یک را ببینید»، تا از طریق تبلیغ دهانبهدهان، ادامه کار دیده شود. ما تلاش کردیم در تمام قسمتها همواره اتفاقی رخ دهد که داستان را یک گام به جلو ببرد یا پیچشی روایی داشته باشد و هر قسمت ریتم خود را حفظ کند. از آنجا که کارگردان، یعنی سجاد پهلوان زاده خودش تدوینگر نیز است، تلاش شد مخاطب هرگز از دیدن سریال خسته نشود. بسیاری از سریالها دهها سکانس دارند که بدون آسیب به روند کلی قابل حذف است اما ما تلاش کردیم هیچ سکانس اضافهای نداشته باشیم و هر سکانس در راستای پیشبرد داستان باشد.
من میتوانستم همین قصه را با نوشتن سکانسهای بیدلیل، به بیست قسمت تبدیل کنم مثلاً برای شخصیت آوا و فردی که با او ارتباط دارد میتوانستم دهها سکانس بنویسم، یا برای روابط زناشویی یونس با حنا و … موقعیت های مختلفی داشته باشم مثل کاری که عموم سریالها میکنند اما الان هر سکانسی که در «کوری» وجود دارد، یا داستان را پیش میبرد یا معرفی مهمی از یک شخصیت ارائه میدهد. اگر یک سکانس برای معرفی یک شخصیت کافی باشد، نیازی به سکانس دوم نیست و دیگر سکانس اضافه ای نداریم.
به نظر من چهار قسمت اول «کوری» میتواند بهعنوان یک بلوک مستقل دیده شود چراکه تقریباً در همین چهار قسمت، پایه اصلی داستان مشخص میشود. بعد از آن، مخاطب دیگر درگیر چگونگی پیشرفت ماجراست. لحن ما، لحن جنایی به معنای مرسوم آن نیست، یعنی بهدنبال قاتلی ناشناخته نیستیم. تقریباً تا پایان قسمت چهارم، شخصیتهای منفی و مثبت داستان معرفی شدهاند و از آن پس، تمرکز اصلی بر ادامه مسیر سه شخصیت محوری داستان است.
میخواستیم درباره عدالت صحبت کنیم، اینکه آیا قانون همیشه به رسیدن حق منجر میشود یا خیر، یا اینکه قانون هم خلأهایی دارد*با برخی قسمت ها مخاطب فکر می کرد قصه مشخص شده است مثلا بعد از قسمت چهارم برخی گفتهاند که روند داستان قابل پیشبینی است.
برعکس، یکی از ویژگیهای اصلی ما این بود که هیچکس پایان قسمت چهارم را پیشبینی نمیکرد. مثلاً چه کسی حدس زده بود که کاراکتر شیدا آدم اصلی پشت کل ماجراست؟ ما از قسمت چهار به بعد طراحیمان تعلیقمحور است نه غافلگیریمحور. وقتی شما اطلاعات را به مخاطب میدهید، به او نوعی احساس قدرت میبخشید. مخاطب دوست دارد از شخصیتها جلوتر باشد. نظر کلی من این است که وقتی مخاطب نسبت به شخصیتها اطلاعات بیشتری دارد، احساس رضایت بیشتری میکند. مثلاً در سریالی که شخصیت اصلی یعنی آقای شمس، نمیداند چه کسی فرزند را دزدیده، اما مخاطب میداند، این «دانستن بیشتر از شخصیت»، رضایت بیشتری برای مخاطب ایجاد میکند. بنابراین همیشه تعلیق، بهتر از غافلگیری جواب میدهد. غافلگیری شاید در سینما مؤثر باشد، اما در سریال، دستکم با سلیقه ایرانی اینگونه نیست.
ما اساساً نمیخواستیم تمرکز روایت روی کشف و حل معما باشد. میخواستیم روی انگیزه آدمها و نسبت آنها با یکدیگر تمرکز کنیم. روابط انسانی برای ما اهمیت داشت، نه سردرگم کردن ذهن مخاطب در حل معما. از این حیث میخواستیم در آدمها عمیق شویم. اگر شیدا دست به کاری میزند، باید بدانیم چرا این کار را کرده است. آیا ظلمی به او شده یا نه، آیا بیعدالتیای در کار بوده یا خیر. وقتی میخواهیم روی انگیزه شخصیتها تمرکز کنیم، ترجیحمان این است که همهچیز را از ابتدا برای مخاطب روشن کنیم و بگوییم داستان چیست سپس نشان دهیم چرا شخصیتها دست به این کارها میزنند. چراییِ رفتار آدمها برای ما مهمتر است، چراکه میخواستیم درباره عدالت صحبت کنیم، اینکه آیا قانون همیشه به رسیدن حق منجر میشود یا خیر، یا اینکه قانون هم خلأهایی دارد.
وقتی میخواهید درباره موضوعات مهمتری صحبت کنید، باید از معماهای پیچیده صرفنظر کنید، اما مخاطب را طوری همراه کنید که رابطه شخصیتها و انگیزههایشان برایش اهمیت پیدا کند. شیمی انسانی شخصیتها برای من مهمتر از معماست. وقتی مخاطب همهچیز را میداند، تصمیمگیری درباره اینکه با کدام شخصیت همراه باشد، برایش دشوارتر و در نتیجه جذابتر میشود. درواقع آن نگاه جذابتر است از پرسش ساده درباره اینکه «چه کسی دزدی کرده» یا «قاتل کیست». در پایان، پرسش اصلی در چنین آثاری باید از سطح «چه کسی مقصر است» عبور کند و به این برسد که «حق با کیست» و به نظرم این روایتی پیچیدهتر است.
*این پیچیدگی روایی در برخی نقدها، مباحث مرتبط با بازیگری را هم مطرح کرد. طبیعتاً روایت، فیلمنامه، کارگردانی و بازیگری از هم جدا نیستند. تا چه حد این عناصر با یکدیگر گره خوردهاند؟
درباره کارگردانی و بازیگری، مسئولیت پاسخگویی برعهده کارگردان است اما نکته کلی این است که وقتی اثری دیده میشود یعنی روایتش درست از کار درآمده است و این یعنی کارگردانی موفق بوده است. کارگردانی ضعیف، فیلمنامه خوب را نیز خراب میکند. وقتی داستان بهدرستی روایت میشود، ریتم درست است و فضای کلی قصه شکل گرفته، یعنی کارگردانی درستی صورت گرفته است.
گاهی هم ایراداتی مطرح میشود که کاملا به تفاوت بودجه و امکانات پروژههای مختلف با هم مربوط است. مثلاً کاری که نزدیک به ۷۰۰ دقیقه و در ۹۴ روز ساخته میشود، طبیعتاً دکوپاژش با کاری که در ۳۰ روز یک قسمتش ساخته میشود، متفاوت است. ما همین حالا سریالهایی در همین پلتفرمها داریم که هر ماه یک قسمت ساخته میشود اما در پروژه ما، هر شش یا هفت روز باید یک قسمت آماده میشد. این تفاوت زمانی بسیار مهم است. هر کارگردانی که زمان بیشتری در اختیار داشته باشد، میتواند تنوع بیشتری در چیدمان صحنه ایجاد کند و در تدوین نیز دست بازتری داشته باشد. وقتی مجبور هستید در سه ماه یا سه ماه و نیم، ۱۲ قسمت بسازید، ناخودآگاه با چند دوربین کار میکنید و دکوپاژ محدودتر میشود. در حالی که کار با یک دوربین، تنوع بیشتری به همراه دارد. بنابراین در قضاوت درباره کارگردانی، باید این عوامل را نیز در نظر گرفت.
مخاطب عادی شاید این تفاوتهای بودجهای و زمانی را در نظر نگیرد، اما دستکم روزنامهنگاران باید بدانند که یک اثر با بودجهای مشخص و اثر دیگر با بودجهای چهار برابر ساخته شده، یا یک کارگردان ۹۰ روز فرصت داشته و کارگردان دیگر ۲۵۰ روز و این تفاوتها بسیار تعیینکننده هستند. با این حال، وقتی داستانی مخاطب را همراه کرده و درباره تکتک شخصیتها بحث و گمانهزنی میشود، از امیر جعفری، مریلا زارعی و کاراکتر آقای قصابیان گرفته تا امیر نوروزی، مجید نوروزی، حدیث میرامینی، یسنا طهماسب، و سحر لطفی، این نشانه موفقیت بازیگری است. اگر کاراکترها بهدرستی از کار درنیامده بودند، بازیگران بازخورد نمیگرفتند. حال که بازخورد میگیرند، یعنی بازیها بهدرستی شکل گرفتهاند و این هم نشانه عملکرد درست بازیگر است هم کارگردان.
*در برخی از نقدها اشاره شده که بازیگران، بهویژه در قسمت اول، کمی بیش از حد پرانرژی و خشن بازی کردهاند و لحن کلامی نیز تند است. علت این سبک اجرایی چیست؟
در قسمت اول، به دلیل همزمانی بازجویی، دستگیری و دعوای پدر و پسر، باعث شد مخاطب احساس کند سطح فریاد و التهاب در کل سریال بالاست اما در واقع قسمتهای سوم و چهارم به این شکل نیست و از آنجا به بعد، لحن کار تغییر میکند. بخشی از این بازخوردها، تهنشینشده برداشتهای اولیه از قسمت یک است. اصل این موضوع در حوزه سلیقه کارگردان و بازیگر قرار میگیرد. بهعنوان نویسنده نمیتوانم بهطور قطعی بگویم چرا فلان بازیگر پرانرژیتر بازی کرده است. نظر شخصی خودم را دارم، اما معتقد هستم این موضوع آسیبی به سریال نزده است. این سبک اجرا، در بسیاری از سریالهای امروز دیده میشود. بازیگران معمولاً تلاش میکنند کمی بیرونیتر بازی کنند، چراکه صحنه گرمتر از کار درمیآید. هرچند به نظر من، التهاب صحنه لزوماً به این معنا نیست.
به نظر من این تصور که شبکه خانگی از آثار جنایی و پلیسی اشباع شده، چندان درست نیست؛ چراکه در سطح جهانی نیز آثار جنایی، رازآلود و پلیسی، ژانر اصلی پلتفرمهایی مانند نتفلیکس، اچبیاو و اپل هستند*آیا فکر میکنید «کوری» میتواند مسیری تازه در سریالسازی باز کند؟ نقدی که به آثار مشابه وارد میشود این است که سریالهای جنایی و مشابه آن، زیاد و تکراری شدهاند و مخاطب از این ژانرها خسته شده است.
من اینگونه فکر نمیکنم. درست است که التهاب در روایت وجود دارد، اما اینکه بگوییم ژانر پلیسی یا جنایی دیگر جواب نمیدهد، به نظرم درست نیست. اساساً «کوری» یک اثر کاملاً جنایی نیست و ما در پی روایتی صرفاً پلیسی نیستیم. ژانر اصلی ما درام است.
به نظر من این تصور که شبکه خانگی از آثار جنایی و پلیسی اشباع شده، چندان درست نیست؛ چراکه در سطح جهانی نیز آثار جنایی، رازآلود و پلیسی، ژانر اصلی پلتفرمهایی مانند نتفلیکس، اچبیاو و اپل هستند. اگر این پلتفرمها در طول سال سی سریال بسازند، احتمالاً نصف آنها جنایی است و این هیچ اشکالی ندارد.
در ایران نیز، از میان سریالهایی که همراه با ما یا پیش از آن پخش شدهاند، تعداد چندان زیادی جنایی نبودهاند مثلاً «بدنام» جنایی نیست، «هزار و یک شب» جنایی نیست، «بیعاطفه» تا جایی که من دیدهام جنایی نبوده و «وحشی» نیز به آن معنا جنایی نیست. هم «وحشی» و هم «کوری»، پیش از هر چیز درام هستند و سپس تریلر. محور اصلی در آنها مناسبات میان آدمهاست، نه پیگیری کشف یک قتل یا رازی مشخص. سریالی مثل «پوست شیر» جنایی است. آثاری مانند «در انتهای شب» کاملاً ملودرام بود یا «شغال» و … اساسا نسبت آثار جنایی-پلیسی در سبد نمایش خانگی بالاتر از نرم جهانی نیست ولی اینکه بازخورد بیشتری میگیرد یعنی مخاطب هم علاقه بیشتری به این ژانر دارد.
اینکه فکر کنیم هر اثری که در آن شاهد خشونت یا خون باشیم جنایی خوانده میشود، نادرست است، خون بهتنهایی به معنای جنایی بودن اثر نیست. مثلاً «زخم کاری» نیز با اینکه اثری خونآلود است اما اثری جنایی به معنای دقیق کلمه نیست. در سینمای ایران، مرز میان درام و ملودرام بسیار باریک است و بهراحتی میتوان از یکی به دیگری لغزید. «زخم کاری» نیز از همین جنس است، جان اصلی آن درام است، هرچند ممکن است به سمت ملودرام یا حتی تریلر میل کند. مانند سریالی چون «ساکسشن» که در آن ممکن است یک آدم کشته شود، اما هسته اصلی آن درام است، نه اثری جنایی. «کوری» را نیز از همین جنس میبینم در نهایت میتوان گفت شاید حتی یک درام دادگاهی باشد، هرچند آن هم دقیقاً همین نیست. اگر بخواهیم دقیقتر نگاه کنیم، جاهایی پهلو به ملودرام میزند و جاهایی پهلو به تریلر میزند، اما اساساً رازآلود نیست، معمایی نیست، جنایی هم نیست. زاویه دید ما، تحقیقات پلیسی صرف نیست، ما اصلاً شخصیتها را میشناسیم و همراه آنها پیش میرویم. نقطه تمرکز ما رابطه آدمهاست، نه کشف قتل و قاتل.
*امروزه فضای مجازی و وایرالشدن آثار، چه در سینما و چه در سریال، نقش پررنگی دارد. آیا در مرحله نگارش به این موضوع فکر میکردید که مثلاً یک دیالوگ یا یک سکانس وایرال شود؟
راستش به این اتفاق فکر نکردیم، من و سجاد پهلوان زاده نسبت به این موضوع حساس بودیم و اصولاً در برابر آن گارد داشتیم. در ایران نوعی سلیقه در نگارش سریال و فیلم رایج شده که سکانسی، خارج از منطق درام، صرفاً برای وایرالشدن در فضای مجازی نوشته میشود و بهنوعی بسته تبلیغاتی اثر است. من این رویکرد را هم غلط میدانم و هم خلاف شأن سریال. به نظر من اگر اثری خوب ساخته شود، خودبهخود بخشهایش وایرال میشود. نیازی نیست با یک قلاب بزرگ بهدنبال وایرالشدن باشید. اگر کار را خوب بسازید، اگر عمق و رابطههای واقعی در آن شکل بگیرد، خودش وایرال میشود.
در همین چند قسمت نه یک سکانس مشخص، بلکه بخشهای متعددی از کار وایرال شده است. اگر فقط یک سکانس از امیر نوروزی وایرال میشد، یا فقط رابطه مجید نوروزی با همسر نابینایش وایرال میشد، می توانستیم، بگوییم یک نقطه خاص در کار جواب داده است اما الان از امیر جعفری، امیر نوروزی، مریلا زارعی و دخترش، مجید نوروزی و حتی از پویان نوروزی که در کل تنها ۲ سکانس با آن دختر داشته، هم سکانس هایی وایرال میشود. این یعنی تکتک سکانسها دارند کار میکنند و همین برای من کافی است.
۵۹۲۴۳
پیشنهاد راهاندازی خانه دف درپایتخت؛ تجلیل ازمکانیکی که باعشق مینواخت

پیشنهاد راهاندازی خانه دف درپایتخت؛ تجلیل ازمکانیکی که باعشق مینواخت تعدادی از نوازندگان و هنرمندان عرصه نوازندگی دف در آستانه برگزاری آئین «هم نوازی دف نوازان ایران زمین» نشستی را با موضوع آسیب شناسی جریان دف نوازی در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار کردند.
به گزارش خبرگزاری مهر، در آستانه برگزاری آئین «هم نوازان دف ایران زمین (جلاجل) – بزرگداشت زنده یاد استاد علاالدین یاسینی» نشست تخصصی با حضور تعدادی از هنرمندان، مدرسان و نوازندگان شناخته شده عرصه دف نوازی در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار شد.
مهدی غلامی نوازنده دف و مدیر برگزاری آئین «هم نوازان دف ایران زمین در ابتدای این نشست که در حوزه آسیب شناسی و بررسی بخشی از معضلات حوزه نوازندگی، آموزش و اجرای آثار موسیقایی مرتبط با دف نوازی برگزار شده بود، ضمن قدردانی از حضور هنرمندان و مدیریت فرهنگسرای بهمن در برگزاری این رویداد توضیح داد: براساس برنامه ریزی های انجام گرفته اجرای گروه کُر فرهنگسرای بهمن، سخنرانی معاون امور هنری یا رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، اجرای موسیقی توسط کیوان ساکت، سخنرانی یکی از هنرمندان عرصه دف نوازی درباره ویژگی های زنده یاد استاد یاسینی، شعرخوانی، اجرای موسیقی توسط تعدادی از استادان موسیقی کردستان و در نهایت هم نوازی بیش از یک هزار و ۵۰۰ از هنرمندان دف نواز به عنوان بخش اصلی، جزئیات برگزاری آئین «هم نوازان دف ایران زمین» را تشکیل می دهند.
وی افزود: امروز هم تصمیم گرفتیم در آستانه برگزاری این رویداد بزرگ که روز بیستم شهریور در فرهنگسرای بهمن تهران پیش روی مخاطبان قرار می گیرد، نشست تخصصی را با حضور هنرمندان و صاحب نظران شناخته شده عرصه دف نوازی برگزار کنیم تا به بهانه نام و یاد مرحوم علاالدین یاسینی از استادان بزرگ دف نوازی که سال گذشته دار فانی را وداع گفت، بتوانیم حرف ها و دغدغه های هنرمندان شریف این عرصه را بشنویم و با انعکاس آن در حوزه های رسانه ای تلاش کنیم تا این مشکلات گسترده تر خوانده و شنیده شوند.
دف بهانه زندگی ما شده است
فرشید غریب نژاد از هنرمندان و پیشکسوتان عرصه دف نوازی در بخش دوم برنامه که به ارائه نقطه نظرات درباره آسیب های موجود عرصه دف نوازی و تجلیل از ویژگی های زنده یاد یاسینی اختصاص داشت، گفت: در مورد زندهیاد علا یاسینی باید عرض کنم که من سال ها افتخار رفاقت با وی را داشتم. چند بار که به مغازه مکانیکی اش میرفتم، تلاش می کردم با بهانههای گوناگون خدمتش باشم و عرض ادب کنم.
این هنرمند تصریح کرد: شاید همه استاد یاسینی را بهعنوان نوازندهای چیرهدست بشناسند، اما من او را بهعنوان انسانی والا و مردمدوست میشناختم که همواره دست محبت بر سر فقرا داشت؛ این را از نزدیک دیده بودم و در نگاه شاگردانش، استاد چنان قدرتمند دف مینواخت که گویی دف شهید میشد. دفنوازی برای ایشان هیچگاه منبع درآمد نبود، بلکه رابطهای میان او و خدایش بود و عاشقان را گرد خود جمع میکرد. سازی که من معتقدم امروز بهانه زندگی ما شده است.
ماجرای عجیب جذب فالوور در نوازندگی دف
فربد یداللهی مدرس و نوازنده سازهای کوبه ای نیز در این نشست با ارائه خاطراتی از مراودات هنری خود با زنده یاد یاسینی به ارائه نقطه نظراتش در حوزه های آموزش دف نوازی و موارد مرتبط با آن پرداخت و گفت: متأسفانه دفنوازی امروز با آنچه من در رویدادها و مراسم معتبر موسیقی ودف نوازی دیدم، تفاوت بنیادین دارد. نمیگویم همه جوانان باید به همان سبک قدیمی بنوازند، ولی شکل کنونی که گاهی با تکیه بر تکنیکهای سطحی و جلب فالوور همراه است، به ورطهای کشیده شده که نجاتش آسان نیست. این روند فرهنگی نگرانکنندهاست و امیدوارم استادان این عرصه چارهای بیندیشند، چون دفنوازی امروز به سمت خودنمایی و مقبولیت ظاهری میرود.
وی افزود: من در حد توان و دانش خود، حدود ۲ سال پیش از کرونا، تلاش کردم تا سازهای کوبهای بهویژه تمبک را وارد دانشگاه کنم. با جلسات متعدد با دانشگاه جامع، سرانجام این رشته درسی دانشگاهی شد و امروز دانشجویان میتوانند بهطور مستقل در آن تحصیل کنند. استاد غلامی نیز در همین دانشگاه همکاری مؤثری داشته و سرفصلهای دقیقی تدوین کردهاند. اما بسیار متأسفم که خبرگزاریهای داخلی به این دستاورد نپرداختند و رسانه های بیگانه آن را بازتاب دادند.
انتقاد از تغییر جایگاه در حوزه نوازندگی دف
رضا دربندی نوازنده دف و مدرس موسیقی هم در ادامه صحبت های یداللهی و در تجلیل زنده یاد یاسینی اظهار کرد: مرحوم سید علاالدین یاسینی از جمله دف نوازانی بود که بیهیچ توقعی به همه محبت داشت و حال تکتک ما را میپرسید. به نظر من، او نقطه اتصال و وجودی ساز دف در میان نوازندگان بود. من گرچه معتقدم جای خالی او هرگز پر نخواهد شد اما فکر می کنم هر یک میتوانیم به نوبه خود، با یاد کردن از او و الگو قرار دادن رفتارش، تا حدودی این خلأ را کاهش دهیم. به اعتقاد من، امروز دف نوازی نقطه گمکردهای دارد. من بر این باورم چراغی چون سید علا یاسینی نقطه اتصال آشتیها، اخلاقیات و احوالپرسی بود اما افسوس که این نعمت بزرگ از ما گرفته شد. از نظر من سید علاالدین یاسینی دایرةالمعارف مقامهای دفنوازی کردستان بود.
وی با اشاره به اینکه امروزه جایگاهها در عرصه دف نوازی تغییر کرده است، توضیح داد: متاسفانه گاهی شاگرد برای استاد گردنکشی میکند و به ماجراهایی چون کپیکاری و دزدی محتوا، چه در فضای مجازی و چه در حقیقت می رسد؛ مسیری که بسیار ناپسند است. در حالی که ما همواره از بزرگانی چون استاد غریبنژاد و استاد سید علی یاسینی مدد میگرفتیم و سعی میکردیم پا به راه خطا نگذاریم.
هنرمندی که فراتر از چالش های سطحی جامعه میاندیشید
بهزاد حیدری از دیگر هنرمندان و مدرسان حوزه دف نوازی از مقام هنری زنده یاد علاالدین یاسینی تجلیل کرد و توضیح داد: اگر کردستان را نخستین خاستگاه دف در تاریخ چندینهزارسالهاش بدانیم، بیگمان بزرگان این سرزمین، همچون سید علی یاسینی، نگهبانان راستین این ساز بودهاند. استاد یاسینی افزون بر تسلط کامل بر مقامها، نغمات آئینی و اجرای آوازهای بومی، ویژگی برجستهتری داشت که برای من بسیار ارزشمند بود؛ این در حالی است که وارستگی و بیتعلقی به مسائل دنیوی، حاشیهها و موقعیتها و سبک زندگی او گواه این مدعاست که بسیار فراتر از چالشهای سطحی جامعه امروز میاندیشید. او موسیقی مقامی را تنها برای خودِ آن مینواخت و هیچگاه چشمداشتی به آن نداشت.
این نوازنده و مدرس دف نوازی با بیان این که فرهنگ مقامنوازی و دفنوازی با قدمتی چندصدساله، در کردستان و دیگر نقاط ایران هوشمندانه حفظ شده است، تاکید کرد: در پسزمینه تاریخ این سرزمین، از تهاجمات و سایههای ترس، سازهایی چون دف با تدبیر از ورطه نابودی نجات یافتهاند و سید علا یاسینی از جمله هنرمندانی بود که سالها در این عرصه مردانه و با عظمت کوشید و جاودانه شد.
نوازنده ای که تجسم عینی پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک بود
آسو نادری از بانوان هنرمند شرکت کننده در این نشست تخصصی هم با اشاره به حضور فعال بانوان در عرصه های مختلف نوازندگی توضیح داد: بهگمان من، نخستین نوازندگان ساز دف یا سازهای مشابه آن، بانوان بودند. در روزگاران دور، حدود پنج هزار سال پیش، در تمدنهایی چون سومر و آشور، زنان در معابد به ستایش پروردگار میپرداختند و ساز میزدند، هرچند آن ساز، دقیقاً دف امروزی نبود. امروزه نیز در جامعه موسیقی ما، حدود هفتاد تا هشتاد درصد نوازندگان دف را بانوان تشکیل میدهند. این موضوع نشاندهنده ارج والای موسیقی در میان زنان ایرانزمین است که همواره در کنار مردان فعال بودهاند و جا دارد از این نگاه ارزشمند سپاسگزار باشیم.
این هنرمند دف نواز تصریح کرد: پرداختن به این موضوع، مرا به یاد استاد گرانقدر یاسینی میاندازد. بهجرات میتوانم بگویم او تنها کسی بود که واقعاً آرزو داشتم الگوی من باشد. نوازندگی استاد، از هر نظر چه از لحاظ زیبایی، چه از حیث قدرت عرفانی دلنشین و تأثیرگذار بود. من از دیشب بسیار اندیشیدم که چه عبارتی در شأن ایشان بگویم؛ سرانجام به این نکته رسیدم که استاد یاسینی «سپاس» را به بهترین شکل ممکن پاس داشت و تجسم عینیِ «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» بود.
لطفا اصالت ساز دف را حفظ کنید
ابراهیم مرادی از نوازندگان و هنرمندان شناخته شده عرصه دف نوازی ضمن ابراز خرسندی از برگزاری چنین نشست هایی گفت: ای کاش تا زمانی که زندهایم، قدر یکدیگر را بدانیم و منتظر نباشیم که با رفتن کسی، مراسمی برگزار کنیم. چرا باید موانعی باعث شود که از ارتباط با یکدیگر پرهیز کنیم؟ هنر باید اصیل باشد و هنرمند واقعی باید متواضع باشد. اما متأسفانه، حالِ هنر در تهران خوب نیست. دیدهشدن به هر قیمتی، آفتِ این عرصه شده است. امروزه بسیاری از نوازندگیها، بهجای دفنوازی اصیل، بیشتر شبیه به درامنوازی است. پس باید بهگونهای سازماندهی کنیم که مخاطب لذت ببرد و حتی از یک جمله کوتاه در خلال اجرا، نکتهای بیاموزد. متأسفانه در بسیاری از اجراها، مشخص نیست که چه نواخته میشود و نوازندهای مثل من که قصد یادگیری دارد، برداشتی از آن نمیکند.
وی تاکید کرد: اگرچه دف از خانقاه به جامعه معرفی شده است، اما اصالت آن فراتر از این است. برخی از همکاران به دلیل شرایط اقتصادی ناچارند در مکانهای نامناسب به اجرای برنامه بپردازند، ولی من مقصر اصلی را خودِ مدرسان میدانم. مدرس باید مسیر درست را به هنرجو نشان دهد و ساز را صحیح معرفی کند. ما مخالف تکنیک و نوآوری نیستیم، اما اصالت ساز باید حفظ شود و نوازندگی صرفاً برای دیدهشدن نباشد.
وظیفه ما پس از آموزش، هدایت و جهتدهی است، نه سرکوب
پیمان سیمایی از هنرمندان، نوازندگان و مدرسان عرصه دف نوازی هم در این نشست تخصصی با اشاره به این نکته که برای زنده یاد یاسینی، موسیقی الزاماً هنر نبود، بلکه هنرِ چگونه زیستن بود، توضیح داد: ساز دف برای زنده یاد یاسنی مرکبی به سوی عالم معنا به شمار میرفت. نکتهای که کمتر به آن توجه شده، این است که ایشان دف را آموزش نمیدادند، بلکه به آن «معنا» میبخشیدند و شیوه معلمیشان کاملاً با تدریس متعارف تفاوت داشت. من بزرگترین درسی که از این هنرمند آموختم و همیشه در دل نگه میدارم، این جمله است: «عرفان یعنی محبت؛ یعنی انسانیت، ادب، شخصیت، اخلاق، ازخودگذشتگی و معرفت»؛ به باور علاالدین یاسینی، هر که در اخلاق باشد، در عرفان است.
وی تصریح کرد: امروزه در فضای دفنوازی، گاه آشفتگی دیده میشود که شاید از کمتوجهی به شناخت کسانی چون استاد یاسینی ناشی شده است. ما نیز در این قصور سهیم هستیم. باید این الگو را پیش روی خود بگذاریم و هرکس به سهم خود بر جامعه هنری تأثیر بگذارد. نمیتوان جلوی تفکر و شیوه جوانان را گرفت؛ پس وظیفه ما پس از مقطع آموزش، هدایت و جهتدهی است، نه سرکوب. اگر راه را ببندیم، آنان به مسیر دیگری میروند و ما نیز در راه خود میمانیم. پس بهگمانم بزرگترین میراث استاد برای نسلهای بعد، «اخلاق» بود. اگر این اخلاق را بهدرستی درک کنیم، کارهای ثمربخشی میتوانیم انجام دهیم.
در بخش دیگری از این نشست هنرمندان شرکت کننده از ضرورت تشکیل یک مجموعه صنفی به نام «خانه دف» در تهران سخن گفتند و به ارائه نقظه نظرات خود در این زمینه پرداختند.
مهدی کیانی مهر از دیگر هنرمندان و مدرسان عرصه دف نوازی در این بخش گفت: متأسفانه در این جلسات تنها به گفتگو اکتفا میشود و اقدام عملی خاصی صورت نگرفته است. امیدوارم اتفاقات خوبی برای جامعه دفنوازی رقم بخورد. من امیدوارم روزی مشکلات جامعه دفنوازی در حوزه نوازندگی و تعیین مقامها در مجموعه ها و تشکل هایی چون «خانه دف» برطرف شود و دیگر نیازی به بحثهای مکرر و طولانی در جلسات نباشد.
وی تصریح کرد: وقتی صحبتهای شما عزیزان را مرور میکردم، به کوتاهی عمر اندیشیدم؛ شاید چند ساعت بعد خود من نیز در این جهان نباشم، پس چرا این عشق و شور نباشد؟ من همیشه..
انتشار یک آلبوم تخصصی در حوزه ردیف؛ «کز نیستان» شنیدنی شد

انتشار یک آلبوم تخصصی در حوزه ردیف؛ «کز نیستان» شنیدنی شد آلبوم «کز نیستان» عنوان یکی از تازه ترین محصولات مرتبط با فرآیند تولید و انتشار آثار موسیقایی است که طی روزهای گذشته در دسترس مخاطبان و علاقه مندان موسیقی کلاسیک ایرانی قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر، «کز نیستان» عنوان یکی از تازه ترین آثار موسیقایی است که طی روزهای اخیر با هنرمندی امیر شریفی نوازنده سه تار و زمان خیری نوازنده نی توسط نشر «ماهور» پیش روی شنوندگان و علاقه مندان موسیقی ایرانی قرار گرفت.
«غمگنانه – پیشرو در بیات اصفهان»، «درآمد، کرشمه»، «جامه دران، سوز و گداز»، تصنیف «سوز و گداز»، «بیات راجه، عراق»، «مستانه، چهارمضراب بیات اصفهان»، «اوج، راست، قرچه، رضوی، سه گاه»، تصنیف قدیمی «دل می رود ز دستم»، تصنیف قدیمی «گو به ساقی»، «لنگان» عناوین قطعاتی هستند که در این آلبوم گنجانده شده اند.
امیر شریفی درباره این اثر نوشته است: «کز نیستان» یک «نوبت» یا «سوئیتِ» موسیقی کلاسیک ایرانی است که در آن توجه به طراحیِ فرمِ کلیِ اثر، برقراریِ روابطِ بین اجزاء و چیدمان منطقی و روشمند قطعات، به طور خاص مورد نظر بوده است. در کز نیستان ایدهای محوری، برگرفته از ردیفهای خاندان فراهانی رخ مینماید؛ همان ایده بسیار مهمی که منجر به شکلی بسیار پیشرفته از ساختار فرمالِ دستگاه در ردیفهای این خاندان شده است.
امیر شریفی نوازنده تار و سهتار، ردیف دان و آهنگساز موسیقی دستگاهی ایران است؛ وی در روند آموزش، نزد استادانی چون زیدالله طلوعی، داریوش طلایی، داریوش پیرنیاکان، محمدرضا لطفی، حاتم عسکری، احمد ابراهیمی، حسین عمومی و فرید خردمند به فراگیری موسیقی پرداخته است.
این هنرمند از سال ۱۳۹۵ به عنوان عضو هیئت علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر مشغول به تدریس دروس عملی و نظری موسیقی کلاسیک ایرانی بوده و فعالیت های اجرایی، آموزشی و پژوهشی او متمرکز بر موسیقی دستگاهی و موسیقی قدیم ایران است که آثار متعددی در این ضمینه از او منتشر شده و در دسترس علاقهمندان قرار دارد.
زمان خیری هم موسیقی و نوازندگی ساز نی را زیر نظر محمدعلی کیانینژاد، عبدالنقی افشارنیا، حسین دهلوی، فرهاد فخرالدینی و محمدرضا لطفی فراگرفت.
وی بهعنوان نوازنده نی در ضبط و اجرای موسیقی با هنرمندانی چون داریوش طلایی، محسن نفر، مسعود شعاری، محمد اسماعیلی، سعید ثابت همکاری داشته است. ضمن اینکه از وی چندین اثر بهصورت تکنوازی و همینطور آثاری پژوهشی با رویکرد حیات ساز نی در دوره قاجار منتشر شده است.
ببینید | حضور خانواده اکبر عبدی در مراسم چهلم او

ببینید | حضور خانواده اکبر عبدی در مراسم چهلم او مراسم چهلم اکبر عبدی امروز با حضور خانواده و جمعی از نزدیکان این هنرمند در قطعه هنرمندان برگزار شد. /حاشیه پلاس