دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) موقتا تغییر نمیکند؛ آغاز ایمنسازی
دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) موقتا تغییر نمیکند؛ آغاز ایمنسازی بهدلیل انجام عملیات ایمنسازی، دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) موقتا با اثر جدید جایگزین نخواهد شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان هنری رسانهای اوج، دیوارنگاره میدان ولیعصر (عج) در ماههای پیشرو به دلیل انجام عملیات تعمیر و ایمنسازی، بهصورت موقت با اثر جدید جایگزین نخواهد شد و پس از پایان این عملیات، با دیوارنگارهای تازه به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
این سازه از بهمن سال ۱۳۹۱ فعالیت خود را آغاز کرده و طی این سالها، به یکی از شناختهشدهترین و بزرگترین دیوارنگارههای ایران تبدیل شده است.
این دیوارنگاره از زمان آغاز فعالیت تاکنون، میزبان آثار متعددی با موضوعات مختلف فرهنگی، اجتماعی، ملی و مناسبتی بوده و پس از پایان عملیات تعمیر و بهسازی، بار دیگر با اثر جدید در معرض دید شهروندان قرار خواهد گرفت.
آنونس رسمی فیلم سینمایی «جانشین» منتشر شد
آنونس رسمی فیلم سینمایی «جانشین» منتشر شد همزمان با نزدیک شدن به زمان اکران، آنونس رسمی فیلم سینمایی «جانشین» منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی پروژه، همزمان با نزدیک شدن به آغاز اکران فیلم سینمایی «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی و تهیهکنندگی روحالله سهرابی، آنونس رسمی این اثر که ساخت آن بر عهده قدیر حمزه بوده است، رونمایی شد.
این فیلم سینمایی از چهارشنبه ۲۵ شهریور با بازی آرمان درویش، شکیب شجره، سارا توکلی، امیرحسین هاشمی، پیام احمدی نیا، هادی شیخ الاسلامی، پیمان نوری، میلاد رفاقتی، حسین اثباتی، محمد صدیقی مهر، حسین اسماعیلی، عرفان آصفی، رضا نوری و با حضور امیر آقایی اکران خود را در سینماهای سراسر کشور آغاز خواهد کرد.
«جانشین» روایتی است از جایی که سرنوشت یک عملیات میتواند سرنوشت جنگ و حتی یک کشور را تغییر دهد.
«جانشین» محصول بنیاد روایت فتح و تهیه شده در انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس است که پخش آن را موسسه بهمن سبز بر عهده دارد.
۲۴۲۲۴۳
بازیگر «شیشماهه» درگذشت
بازیگر «شیشماهه» درگذشت مهدی متقیراد، بازیگر سینما و تلویزیون که در سریال «شیش ماهه» مهران مدیری حضور داشت و از داوران و بازیگران فصل نخست برنامه «شفرونی» بود درگذشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، مهدی متقیراد در فصل نخست برنامه «شفرونی» در کنار نیما شعباننژاد حضور داشت و با ایفای نقش در موقعیتهای مختلف این برنامه، مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.
وی همچنین در سریال تلویزیونی «شیشماهه» به کارگردانی مهران مدیری که در سال ۱۴۰۴ تولید و پخش شد، به ایفای نقش پرداخت.
متقیراد پیش از این در سریال تلویزیونی «دلدار» نیز بازی کرده بود و در کارنامه او حضور در این مجموعه به ثبت رسیده است.
بر اساس اعلام خانواده وی، مراسم تشییع و خاکسپاری این هنرمند روز جمعه ۲۰ شهریورماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۱ صبح از مقابل سالن عروجیان بهشت زهرا (س) به سمت قطعه ۱۵ برگزار میشود.
همچنین مراسم ختم سوم و هفتم مرحوم متقیراد روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه از ساعت ۱۷ الی ۱۸:۳۰ در حسینیه شهید محلاتی واقع در خیابان ۱۷ شهریور برپا خواهد شد.
59243
از دوستی «خاله خرسه» تا افشای «راز» مهران مدیری در موسیقی!
از دوستی «خاله خرسه» تا افشای «راز» مهران مدیری در موسیقی! تعدادی از هنرمندان و فعالان عرصه موسیقی طی روزهای گذشته در فضای مجازی دست به انتشار مطالب و محتوای متفاوتی زدند که هر یک میتواند برای طرفدارانشان دربرگیرنده نکات جالب توجهی باشد.
به گزارش خبرنگار مهر، فرآیند تولید و ارائه آثار و محصولات موسیقایی و حاشیههای ریز و درشت دنیای موسیقی طی سالهای اخیر تبدیل به «فرصت» و «چالش» مهم و جالب توجهی شد که بسیاری از دستاندرکاران و فعالان عرصه موسیقی را بر آن داشت تا فارغ از رسانههای رسمی به ارائه و انعکاس فعالیتهای موسیقایی خود در بسترهای متنوع «فضای مجازی» بپردازند و در این مسیر بسیار مهم و مؤثر بر افکار عمومی جامعه، حضور چشمگیری داشته باشند. حضوری که بعضاً برای آنها دربرگیرنده اتفاقات مبارک و ارزشمندی در جهت معرفی خود و محصولات موسیقاییشان شد و در برخی موارد هم باعث دردسرهای زیادی شد که میتواند در ابعاد مختلف اجتماعی و فرهنگیاش مورد بررسی و واکاوی بیشتری قرار گیرد.
شرایطی با اهمیت که اکنون نمیتوان به راحتی از آنچه در این بستر رسانهای روی میدهد، بیتفاوت گذشت. چارچوبی چالش برانگیز و پر از فراز و نشیبهای عجیب و غریب که تبدیل به اقیانوس پهناور و بیانتهایی شده که هر چه قدر در آن حضور داشته باشیم، بیشتر متوجه ابعاد پیچیده آن میشویم. اتفاقی که در دنیای موسیقی فرآیند بسیار پررنگی دارد و تقریباً تمامی فعالان موسیقی را بر آن داشته تا در این راه پر پیچ و خم اما جذاب برای مخاطب، به معرفی و به اصطلاح بیگانه «پرزنت» محصولات و دیدگاههای خود بپردازند. مسیری که شاید بیان بسیاری از آنها در قالب رسمی خبرگزاریها و رسانههای رسمی کشور جایگاهی نداشته باشد، اما دربرگیرنده ابعادی است که میتواند برای طرفداران و دوستداران موسیقی مشتمل بر رویدادهای مکتوب و تصویر جالب توجهی باشد.
اتفاقاً ظهور و بروز چنین شرایطی است که هم موجب رشد و تولید اخبار و نوشتارها و تصویرهای به اصطلاح «زرد» و «غیرقابل انتشار در رسانههای رسمی» شده و هم ایجاد کننده فضای رقابتی بین رسانههای رسمی و رسانههای فعال در فضای مجازی است که این مسائل نیز دربرگیرنده ملاحظات فراوانی است. ملاحظاتی که میتواند ویترین حواشی و اظهارنظرهایی باشد که رجوع به آنها با در نظر گرفتن ملاحظات و باید و نبایدهایش امری اجتنابناپذیر است.
یک هفته با فضای مجازی موسیقی عنوان سلسله گزارشهای هفتگی سرویس هنر خبرگزاری مهر برای مرور متن و حاشیه برخی رویدادهای موسیقایی از پنجره فضای مجازی است که در روزهای پایانی هر هفته با استفاده از مطالب منتشر شده هنرمندان و فعالان عرصه موسیقی کشورمان در بسترهای مختلف فضای مجازی پیش روی مخاطبان قرار میگیرد.
گرشا رضایی؛ وظیفه ما نوکری پدر و مادر است
گرشا رضایی خواننده موسیقی پاپ در یک استوری نوشت:
«یه آدم نادون گفته عمرتونو نذارین واسه کمک و پرستاری از پدر و مادر و یه نادونتر در نقد اولی میگه نونی که به پدر و مادر میدی از سمت خدا چند برابرش بر میگرده.
در این دنیا هر رفتی یه آمدی داره وظیفه ما بی چشم داشت نوکری پدر و مادره همونطور که هزاران شبانه روز نوکری مارو کردن.»
محسن ابراهیم زاده؛ … و این راه همیشگی است
محسن ابراهیم خواننده موسیقی پاپ که طی روزهای گذشته حضور موثری در فضای مجازی داشته با انتشار عکسی در کنار یک هواپیمای آموزشی نوشته است:
«روزها و شب هایی که کنار شما تا امروز سپری شد باعث شده که هنوز در دل آرزوی دیدنتون رو داشته باشم و ادامه بدم.
از عشقتونه که هنوز هم هستم و این راه همیشگی است.
سفره هاتون پربرکت باشه، تنتون سلامت و آرزوهاتون آرزو نمونه.»
علی قمصری؛ قصه ساختن بحران و رفاقت
علی قمصری از کنش گران جدی و موثر این ماه های موسیقی کشورمان در کانال تلگرامی خود دل نوشته ای را که به نظر می آید اشارهای به یک یا چند مخاطب خاص باشد، منتشر کرد.
در نوشته علی قمصری آمده است:
«در دورهای از زندگیام، با بحرانی وحشتناک دستوپنجه نرم میکردم و دو دوست خوب داشتم؛ یکی، با حالی شبیه به حال من، هر روز سنگ صبورم میشد و برای آرام کردنم انواع قرصها را پیشنهاد میکرد. دیگری، سرحال و قوی، صبحها مرا به ورزش میبرد.
آن روزها، دوست اول برایم دلنشینتر بود؛ چون همدرد بودیم و انگار روی یک فرکانس حرکت میکردیم. دوست دوم اما برایم تلخ بود؛ آنقدر که گاهی حتی به قطع رابطه با او فکر میکردم. امروز، دوستیِ اولی را «دوستیِ خالهخرسه» میدانم و دومی را «گلادیاتورِ رفاقت».
هیچوقت کسی که از بحران شما برای ساختن بحرانی تازه در زندگیتان استفاده میکند، حتی اگر نیتش دلسوزانه باشد، لزوماً رفیق شما نیست. گاهی کسی که کنار درد ما مینشیند، در واقع ما را در همان درد نگه میدارد و آنکه آینه ما میشود تا زشتیهایمان را ببینیم و اصلاح کنیم، اغلب قدرش را در همان لحظه نمیدانیم. چون دیدن خودِ واقعیمان در آینه، همیشه خوشایند نیست.
من همیشه امیدوارم برای آدمهایی که دوستشان دارم، از آن دوستانی باشم که حقیقت را میگویند؛ حتی اگر شنیدنش تلخ باشد، حتی اگر لحظهای از من برنجند.
به قول اشمیت: گاهی آنکه به گناهان تو گوش میکند، در فکر اضافه کردن گناه بعدی به آنهاست.»
مهران مدیری؛ «راز» منتشر شد
انتشار تازه ترین تک آهنگ مهران مدیری بازیگر و کارگردان تلویزیون و سینما هم یکی دیگر از پربازدیدهای موسیقی در فضای مجازی طی روزهای گذشته بود.
«راز» عنوان تازه ترین قطعه ای است که بر اساس شعری از مولانا با آهنگسازی مهیار علیزاده توسط مهران مدیری با محوریت ساز پیانو پیش روی مخاطبان گرفته و در ادامه مسیر و حال و هوایی است که مدیری در خوانندگی انتخاب کرده است.
مهیار علیزاده و مهران مدیری که طی یکی دو سال گذشته خبرهایی مبنی بر همکاری آنها برای تولید یک آلبوم مشترک منتشر شده بود اردیبهشت سال ۱۴۰۴ بود که در قالب پروژه «جان بی قرار» با همراهی سجاد افشاریان و تعدادی دیگر از هنرمندان در کنار یکدیگر قرار گرفتند.
تک آهنگ «راز» با صدای مهران مدیری را از اینجا بشنوید.
شهیار قنبری؛ انتشار یک ویدئو در شرایط سخت
شهیار قنبری از شاعران، ترانه سرایان و خوانندگان شناخته شده عرصه موسیقی با انتشار ویدئویی در صفحه شخصی اش از روزهای دشوار خود به دلیل بستری شدن فرزندش و درخواست کمک از مردم سخن گفت.
این شاعر و ترانهسرای شناختهشده ایرانی، در روزهای دشواری که فرزندش «لورکا» در بخش مراقبتهای ویژه بستری است برای تأمین هزینههای درمان او از مردم درخواست کمک مالی کرده است.
وی که نامش با برخی از معروفترین ترانههای موسیقی گره خورده است، در این ویدئو که با ظاهری شکننده و دردمند ظاهر شده بود از کسانی که امکان همراهی دارند، درخواست کمک میکرد.
انتشار این ویدئو با واکنش و همدردی بسیاری از مخاطبان و دوستداران شهیار قنبری در فضای مجازی همراه شده و او را در فضای مجازی تبدیل به چهره خبرسازی کرده است.
شهاب الدین عادل: هدف مهرجویی در میکس قصه گویی نیست
شهاب الدین عادل: هدف مهرجویی در میکس قصه گویی نیست نشست گفتوگومندی در سینمای ایران با موضوع بررسی فیلم «میکس» ساخته زندهیاد داریوش مهرجویی و با حضور دکتر شهابالدین عادل استاد گروه سینما و تئاتر دانشگاه هنر و علیرضا زریندست مدیر فیلمبرداری پیشکسوت سینمای ایران با مشارکت خانه سینما و انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و به نقل از روابطعمومی خانه سینما، در ابتدای این برنامه میثم یزدی، دبیر علمی نشست، گفت: «در ابتدای هر ماه یک فیلم مهم بینالمللی مورد بررسی قرار میگیرد و در میانه هر ماه نیز به بررسی یک فیلم ایرانی از منظر گفتگومندی میپردازیم. تاکنون فیلمهای «باشو، غریبه کوچک» به کارگردانی زندهیاد بهرام بیضایی و «ادیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان را بررسی کردهایم و امروز سومین برنامه این نشست به فیلم «میکس» ساخته زندهیاد داریوش مهرجویی اختصاص دارد.»
در ادامه گزیدهای از این فیلم به نمایش درآمد.
سپس علیرضا زریندست مدیر پیشکسوت فیلمبرداری سینمای ایران با اشاره به جایگاه داریوش مهرجویی در سینمای ایران گفت: «داریوش مهرجویی فیلمهای بسیار خوب و ماندگاری را در تاریخ سینمای ایران کارگردانی کرده است و در ادامه از حاضران خواست تا دو دقیقه و بهصورت ایستاده، مهرجویی را تشویق کنند.»
سپس میثم یزدی بیان داشت: «گفتوگومندی از جمله مباحث مورد نظر باختین، زبان شناس مشهور روس است. مفهوم چندصدایی از مفاهیم کلیدی و بسیار مهم او است و در فیلم «میکس» نیز تقابل و تعامل صدای سوژه ها دارای اهمیتی اساسی است. این فیلم درباره سینما است؛ موضوعی که در تاریخ سینمای ایران و جهان نیز دارای نمونههای فراوانی است.»
او ادامه داد: «فیلم «میکس» دارای نوعی فضای برزخی و آستانهای است و با رویکردی انتقادی به موضوع جشنوارههای سینمایی در دهه هفتاد میپردازد.»
سپس شهابالدین عادل، استاد گروه سینما و تئاتر دانشگاه هنر با اشاره به همکاری خود با علیرضا زریندست در فیلم «بازمانده خاطرنشان کرد: «من و علیرضا زریندست در فیلم «بازمانده» با یکدیگر همکاری داشتیم و برای همین، بیش از دو ماه در کشور سوریه با یکدیگر همراه بودیم و خاطرات خوشی از او به یاد دارم.»
او با اشاره به جایگاه مهرجویی در سینمای ایران افزود: «مهرجویی از بزرگان سینمای ایران است و متأسفانه امروز با فقدان او مواجه هستیم. همانطور که می دانید فیلمهای مهم زیادی با موضوع سینما ساخته شده است. برای مثال، فلینی در فیلم «هشت و نیم» به این موضوع پرداخته است و «سانست بلوار» ساخته بیلی وایلدر نیز به افول ستارگان سینما میپردازد؛ موضوعی که وایلدر بهعنوان یک مهاجر، خود آن را لمس کرده است.»
او ادامه داد: «سینما پارادیزو» دیگر فیلمی با موضوع سینما است. در ایران نیز «ناصرالدینشاه آکتور سینما» و «دو فیلم با یک بلیت» از جمله فیلمهایی با موضوع سینما هستند. «آواز در باران» نیز نمونه جهانی دیگری است که به موضوع ورود صدا به سینما میپردازد. حتی گدار نیز در فیلمی به نام «تحقیر» سینما را دستمایه ساخت فیلم قرار میدهد.»
او با اشاره به مطالعات مهرجویی در حوزه فلسفه و زیباییشناسی، خاطرنشان کرد: «مهرجویی بهدلیل مطالعات خود در حوزه فلسفه و زیباییشناسی به مسائل روز دنیای مدرن توجه داشته است. فیلم «میکس» دارای روایت کلان نیست و ژان فرانسوا لیوتار نیز موضوع کلانروایتها را زیر سؤال میبرد و عقیده دارد روایتهایی جهانشمول جایی در دنیای واقعی ندارند و اکنون دوران تکثر روایتها است؛ موضوعی که در «میکس» نیز با آن مواجه هستیم.»
او درباره مفهوم ناسینما در اندیشههای ژان فرانسوا لیوتار نیز توضیح داد: «فیلم مهرجویی را میتوان از دو زاویه مطابق با اندیشههای لیوتار بررسی کرد. اولی رخداد است و دومی ناسینما. مطابق با آن، سینما تنها بازنمایی واقعیت نیست و در آن بهعنوان یک هنر، نیاز است تا شاهد یک اتفاق باشیم. در «میکس» پشت صحنه چنان آشفته است که بیش از خط قصه، شاهد رخداد هستیم.»
عادل در ادامه درباره نسبت قصهگویی و ناسینما در «میکس» عنوان کرد: «بهترین قصهگوی سینمایی ایران شاید مهرجویی باشد اما در «میکس» هدف او قصهگویی نیست. لیوتار عقیده دارد در هنر باید شاهد اتفاق باشیم، ضمن اینکه سینما نظم را ساماندهی میکند، در حالی که چنین چیزی در فیلم مشاهده نمیشود.»
او ادامه داد: «میکس» افراط و شدت را در مواردی نشان میدهد که انضباط طبیعی وجود ندارد. در کنار این موضوع، مبحث ناسینما وجود دارد؛ یعنی قرار نیست تنها شاهد یک قصه در سینما باشیم و بیش از آن، فقدان انضباط در عناصر تصویر و حرکت مشاهده میشود. لیوتار نگاهی منفی به ناسینما ندارد و آن را نوعی رویکرد میداند.»
او با بیان اینکه فراروایت از کلانروایت عبور میکند، ادامه داد:.«در واقع لیوتار به تکثر روایتها عقیده دارد. ضمن اینکه لیوتار از امر ارائهناپذیر صحبت میکند؛ یعنی محدودیتهای شیوههای غالب موجود بازنمایی. به عقیده او ناسینما، شکست از ساماندهی متعارف حرکت و مقاومت در برابر نظم روایی تصویر است و در این شرایط، حرکت بهخودیخود واجد اهمیت است.»
عادل درباره دو امکان ناسینما از دیدگاه لیوتار نیز گفت: «افراط در حرکت و افراط در سکون، این دو امکان هایی هستند که میتوانند نظم متعارف حرکت و روایت را مختل کنند. در واقع، لیوتار با مفهوم ناسینما امکان دیگری را در برابر سینمای سازمانیافته مطرح میکند. در اینجا حرکت الزاماً برای پیشبردن روایتها به کار نمیرود بلکه میتواند شدت پیدا کند، از نظم معمول خارج شود یا حتی به سکون برسد. بنابراین ناسینما را نباید صرفاً ضد سینما یا سینمای بد دانست.»
عادل در ادامه با اشاره به نظریه بینامتنیت بیان داشت: «نظریهای که امروزه توسط کریستوا با عنوان بینامتنیت مطرح شده، پیش از آن توسط باختین مطرح شده است. تمامی اندیشههای او در حوزههای مختلف روایتشناسی و نقد ادبی دارای وجوه ممتاز است. در نظریات او، چندصدایی و کارناوالیزم دارای اهمیتی بسیار اساسی است.»
او درباره نسبت بینامتنیت با آثار داستایوفسکی و فیلم «میکس» توضیح داد: «زمانی که باختین بینامتنیت را مطرح کرد، آن را در نسبت با آثار داستایوفسکی مورد بررسی قرار داد. در فیلم «میکس» شاهد موضوع بینامتنیت هستیم و تکههایی از فیلمهای مهرجویی را بهعنوان بینامتنیت میبینیم. مهرجویی فردی بسیار باسواد بود و قطعاً به چنین مسائلی توجه داشته است. او این موارد را در ساحت سینمایی ساده قرار داده است که در عمق خود دارای پیچیدگی است.»
او با اشاره به مناسبات تولید فیلم در دهه ۷۰ و بازتاب آن در «میکس» ، افزود: «در این فیلم شاهد مناسبات تولید فیلم سینمایی در دهه ۷۰ هستیم. برای مثال، بحث قطع نگاتیو در فیلم مطرح شده که موضوعی مربوط به همان مقطع تاریخی است.»
عادل در پایان این بخش از صحبتهای خود درباره گویهای فلزی در فیلم «میکس» نیز گفت: «در فیلم شاهد گویهای فلزی هستیم که موتیف تکرار شونده آن، بهعنوان نقیضی برای انضباط، بیان شده و نمایانگر نوعی انشقاق است.»
مهرجوییبسیارفروتنبود در ادامه این نشست علیرضا زریندست مدیر فیلمبرداری پیشکسوت با اشاره به نقش عنصر تصادف در سینما ،گفت: «بسیاری از موارد در سینما از عنصر تصادف نشأت میگیرد. کیارستمی برای من تعریف کرد که در جشنوارهای بینالمللی، یکی از فیلمهای او به صورت جابهجا نمایش داده میشود. او ابتدا مستأصل میشود، اما بعدها متوجه میشود که جابهجایی پردهها به فیلم کمک کرده است و این تصادف منجر به بهتر شدن کار شده بود.»
او با اشاره به محدودیتهای اقتصادی سینمای ایران ادامه داد: «سینمای ایران دارای محدودیتهای اقتصادی است و تهیهکننده فرصتی را فراهم میکند تا در زمان محدود فیلمبرداری تمام شود، درصورتیکه در اندیشه فیلمنامهنویس و کارگردان ممکن است اتفاق دیگری رخ دهد.»
زرین دست افزود: «حتی گاهی ممکن است محدودیت در تولید باعث شود تا برای مثال، لوکیشن یک فیلم مثلا از فرودگاه به خرابه ای که محل نگهداری ضایعات و خودروهای فرسوده است تغییر کند و این موضوع حتی در نهایت میتواند به حاصل و نتیجه بهتری تبدیل شود. این نوع سینمای تصادفی که گاهی گرفتار آن هستیم، در مقطعی دارای قرابت با موضوع ناسینما است.»
او درباره داریوش مهرجویی نیز بیان داشت: «مهرجویی دارای فیلمهای درخشانی است. او فیلمهایی مانند «گاو»، «پستچی» و «دایره مینا» را در کارنامه دارد و پس از انقلاب نیز آثار درخشانی را خلق کرد. او به ادبیات زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط داشت و فیلمی مستند در خصوص آرتور رمبو به تهیهکنندگی تلویزیون آرته کارگردانی کرده بود.»
او با اشاره به فیلمهایی که با موضوع سینما ساخته شدهاند، خاطرنشان کرد: «مهرجویی فردی باهوش و آگاه نسبت به سینما بود. در فیلم «فرار آمریکایی» ساخته تروفو شاهد پشت صحنه و روابط عاطفی هستیم. در واقع، پشت صحنه یک فیلم دارای زمینههای داستانی مختص به خود است.»
زریندست ادامه داد: «من با آقای گلمکانی فیلمی به نام «آهو» کار کردیم که در طول آن، همه اعضا کاملاً مراقب یکدیگر بودند، درصورتیکه پس از پایان فیلمبرداری ارتباط میان اعضا قطع شد.»
او با اشاره به تفاوت میان واقعیت پشت صحنه و آنچه در آثار سینمایی دیده میشود، گفت: «در بسیاری از کتابها و گفتوگوها به ظاهر و ژست های سینما پرداخته میشود و افراد تنها به دنبال این هستند تا ژست خوب سینما را داشته باشند. در واقع، پشت صحنه سینما کاملأ متفاوت است و گاهی هیچ ارتباطی با آنچه در فیلم دیده میشود، ندارد و بعصا بسیار پر تنش و تعارض است مانند آنچه در میکس مشاهده کردیم.»
زرین دست با بیان اینکه در سینما ماندگار شدن کار سختی است، گفت: «بازیگر و عوامل فیلم سر فیلمبرداری باید مدیریت داشته باشند و مشکلاتشان را کنار بگذارند تا در کارشان اثر نگذارد و حس مثبت و انرژی خوب را سر صحنه بیاورند که به دیگران هم منتقل شود.»
زرین دست در پایان بیان داشت:« مهرجویی سر فیلمبرداری بازیگر را راحت می گذاشت تا بداهه بگویند. و به بازیگران می گفت خودتان نقش را پرورش دهید.»
در انتها دبیر نشست های گفتگومندی در سینمای ایران و جهان به جمع بندی مباحث مطرح شده در این فیلم پرداخت؛ یزدی به این نکته اشاره کرد که فیلم میکس در سه سطح درون گفتمانی و میان عوامل فنی و تولید، سپس در سطح نهادی و رویدادی و در انتها در سطح مخاطب و تماشاگر به گفتگو و تقابل صداها می پردازد.
این استاد دانشگاه بحث کارناوالیسم در این فیلم را نیز مرور کرد و با اشاره به کارناوالیسم تولید فیلم در میکس مهرجویی گفت: این فیلم به نحوی روایت تاج برداری از کارگردان در فرآیند تولید فیلم و حذف و انزوای خسرو، کارکتر نقش کارگردان و واکنش های هجوی و کمیک تماشاگران در میدان نمایش و اکران مختل شده است.
او همچنین بحث تیپ شدگی نقش های فیلم از تهیه کننده تا بازیگران و عوامل فنی و موسیقی و تماشاگر را مطرح کرد که در پاسخ دکتر عادل با اشاره به شناختی که از عوامل فیلم داشت تصریح کرد که عوامل در واقع خود واقعی خود را در فیلم بازی کرده و این هنر زنده یاد مهرجویی است که فیلمی را در فضای بین واقعیت و روایت و ناسینما ساخته است.
در پایان جلسه نیز پرسش و پاسخ با حضور اساتید و شرکت کنندگان برگزار گردید.
۵۹۲۴۴
مجتبی راعی «آتش و باد ۲» را برای سیمافیلم نوشت
مجتبی راعی «آتش و باد ۲» را برای سیمافیلم نوشت فیلمنامه سریال «آتش و باد ۲» برای سیمافیلم نوشته شده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نویسنده و کارگردان آثار درخشان سینما و تلویزیون ایران، نگارش فصل دوم مجموعه تلویزیونی «آتش و باد» را همراه نویسندگان منصور براهیمی، عبدالرسول گلبن، صدرالدین صدرایی و محمد مرادی به پایان رساند.
فصل جدید این مجموعه تلویزیونی در ۲۷ قسمت برای سیمافیلم نوشته شده است.
فصل اول «آتش و باد» با استقبال مخاطبان روبهرو شد و شماری از بازیگران چهره سینما و تلویزیون در این مجموعه تاریخی به ایفای نقش پرداختند.
۵۹۲۴۴
مرگ در میانه شهرت/از فروغ فرخزاد تا مرتضی پاشایی؛ روایت زندگی هنرمندانی که عمرشان کوتاه بود
مرگ در میانه شهرت/از فروغ فرخزاد تا مرتضی پاشایی؛ روایت زندگی هنرمندانی که عمرشان کوتاه بود مرگ برای هر انسانی اتفاقی ناگزیر است، اما وقتی سراغ چهرههایی میرود که هنوز در میانه مسیر زندگی و آفرینش هنری قرار دارند، تلخی آن چند برابر میشود. هنرمندانی که در اوج محبوبیت، در حالی که مخاطبانشان چشمانتظار آثار تازهشان بودند، ناگهان از صحنه زندگی کنار رفتند و جای خالیشان سالها بعد هم احساس شد.
ریحانه اسکندری: در تاریخ فرهنگ و هنر ایران، کم نیستند چهرههایی که عمرشان کوتاه بود اما تأثیرشان ماندگار شد؛ بازیگرانی که با چند نقش در ذهن مردم ماندند، خوانندگانی که صدایشان با خاطرات چند نسل گره خورد و شاعرانی که با وجود زندگی کوتاه، مسیر ادبیات را تغییر دادند. سید علی طباطبایی؛ بازیگری که خیلی زود از قاب تلویزیون رفت سید علی طباطبایی یکی از بازیگرانی بود که آیندهای روشن در سینما و تلویزیون برایش پیشبینی میشد. او متولد آبان ۱۳۶۲ و فرزند سید کمال طباطبایی، تهیهکننده شناختهشده سینما و تلویزیون، بود. مسیر ورودش به دنیای بازیگری از پشت صحنه سینما و با حمایت خانواده آغاز شد، اما خیلی زود توانست با توانایی خودش جایگاهی مستقل پیدا کند.
او نخستین تجربه سینماییاش را با فیلم «سالاد فصل» به دست آورد و پس از آن در مجموعهای از آثار تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی حضور پیدا کرد. بازی او در سریالهایی مانند «ترانه مادری»، «آشپزباشی»، «قلب یخی» و «بچههای نسبتاً بد» باعث شد به چهرهای شناختهشده میان مخاطبان تبدیل شود.
طباطبایی در هشتم شهریور ۱۳۹۴، در حالی که تنها ۳۱ سال داشت، بر اثر ایست قلبی ناگهانی درگذشت. خبر مرگ او برای بسیاری از مخاطبان و اهالی هنر غیرمنتظره بود؛ چرا که او در سن و سالی قرار داشت که میتوانست تجربههای تازهای به کارنامهاش اضافه کند. رفتن ناگهانی او موجی از واکنشها را در میان هنرمندان و طرفدارانش به همراه داشت و نامش را در میان هنرمندانی قرار داد که عمر کوتاه اما خاطرهانگیزی داشتند.
سید علی طباطبایی به همین مناسبت نگاهی به هنرمندانی میاندازیم که عمرشان کوتاه بود و خبر درگذشتشان برای جامعه دور از انتظار. عسل بدیعی؛ بازیگری که آخرین یادگارش، بخشیدن زندگی به دیگران بود عسل بدیعی از جمله بازیگرانی بود که خیلی زود توانست توجه سینمای ایران را به خود جلب کند. او با بازی در فیلم «بودن یا نبودن» به کارگردانی کیانوش عیاری به شهرت رسید؛ فیلمی که موضوع پیوند اعضا را به شکلی انسانی و تأثیرگذار روایت میکرد.
بدیعی در طول فعالیت هنری خود در آثار سینمایی و تلویزیونی مختلفی حضور داشت و به عنوان بازیگری با چهرهای آرام و بازیهای قابلتوجه شناخته میشد. او در سال ۱۳۹۲ و در ۳۵ سالگی بر اثر ضایعه مغزی درگذشت.
اما نام عسل بدیعی تنها با بازیگریاش به یاد نمیآید؛ اهدای اعضای بدن او پس از مرگ، باعث شد چندین بیمار نیازمند به زندگی دوباره بازگردند و این تصمیم خانوادهاش بازتاب گستردهای در جامعه داشت. مرگ او اگرچه تلخ بود، اما به نمادی از بخشندگی و اهمیت فرهنگ اهدای عضو تبدیل شد.
عسل بدیعی ارشا اقدسی؛ بدلکاری که جسارت را به سینمای ایران آورد ارشا اقدسی یکی از شناختهشدهترین بدلکاران ایرانی بود که نامش تنها به سینمای داخل کشور محدود نماند. او با حضور در پروژههای متعدد سینمایی و تلویزیونی، به عنوان یکی از چهرههای فعال حوزه بدلکاری شناخته شد و تجربه همکاری در آثار بینالمللی را نیز داشت.
اقدسی که متولد ۱۳۶۱ بود، در سال ۱۴۰۰ هنگام انجام یک صحنه بدلکاری در جریان فیلمبرداری پروژهای در صربستان دچار حادثه شد. تلاش پزشکان برای نجات او نتیجه نداد و این هنرمند ۳۹ ساله از دنیا رفت.
درگذشت او برای جامعه سینمایی ایران اتفاقی دردناک بود؛ چرا که بسیاری او را نه فقط به خاطر مهارت حرفهای، بلکه به دلیل روحیه پرانرژی و علاقهاش به آموزش و پیشرفت بدلکاری در ایران میشناختند.
ارشا اقدسی پوپک گلدره؛ «نرگس»ی که ناتمام ماند پوپک گلدره از آن بازیگرانی بود که خیلی زود به یکی از چهرههای محبوب تلویزیون تبدیل شد. او فعالیت هنریاش را از تئاتر آغاز کرد و با حضور در مجموعههایی مانند «ساعت خوش»، «دنیای شیرین دریا» و «مروارید سرخ» بیش از پیش شناخته شد. بازی او در فیلم «موج مرده» ابراهیم حاتمیکیا نیز برایش جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن در جشن خانه سینما را به همراه داشت.
گلدره در شهریور ۱۳۸۴، در حالی که مشغول بازی در سریال «نرگس» بود، در جاده نوشهر به نور دچار سانحه رانندگی شد و به کما رفت. او پس از حدود هشت ماه، در ۲۷ فروردین ۱۳۸۵ در ۳۴ سالگی درگذشت. مرگ او در میانه ساخت «نرگس» باعث شد ستاره اسکندری از قسمتهای بعدی جایگزین او شود؛ اتفاقی که باعث شد نام گلدره برای همیشه با این سریال و خاطره یک نقش ناتمام گره بخورد.
پوپک گلدره حسام محمودی؛ بازیگری که فرصت زیادی برای ادامه نداشت حسام محمودی از نسل بازیگرانی بود که در فاصلهای کوتاه توانست خود را به عنوان چهرهای جدی در سینما و تلویزیون مطرح کند. او فعالیت حرفهای خود را با سینما و فیلم «خسته نباشید» آغاز کرد و بعدها با حضور در مجموعههایی مانند «گاهی به پشت سر نگاه کن» و «گرگ و میش» بیشتر شناخته شد. محمودی که دانشآموخته کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر بود، در سالهای پایانی عمرش نیز در پروژههای مختلف سینمایی و تلویزیونی حضور داشت.
او در اردیبهشت ۱۴۰۲ و در حالی که تنها ۳۷ سال داشت، بر اثر ایست قلبی درگذشت. مرگ ناگهانی محمودی در شرایطی اتفاق افتاد که همچنان در حال فعالیت بود و فیلم «غریب» با بازی او روی پرده سینماها قرار داشت. کارنامه کوتاه او، با وجود سالهای اندک فعالیت، نشان میداد که میتوانست در سالهای بعد نقشهای متنوعتر و مهمتری را تجربه کند.
حسام محمودی داوود اسدی؛ از «ساعت خوش» تا یک پایان ناگهانی داوود اسدی برای بسیاری از مخاطبان دهه ۷۰ با فضای طنز و مجموعههای تلویزیونی آن سالها به یاد آورده میشود. او از جمله بازیگرانی بود که در مجموعه «ساعت خوش» در کنار گروهی از چهرههای جوان و محبوب آن دوره حضور داشت و بعدها در آثار دیگری از جمله «نود شب»، «پلاک ۱۴» و «نرگس» نیز بازی کرد. حضورش در تلویزیون، بهویژه در سالهای اوج برنامههای طنز، باعث شد چهرهاش برای مخاطبان آن نسل آشنا باشد.
اسدی در سوم فروردین ۱۳۸۷ و در ۳۸ سالگی بر اثر سکته قلبی از دنیا رفت. مرگ او برای مخاطبانی که او را بیشتر با تصویر یک بازیگر جوان و پرانرژی به یاد میآوردند، غیرمنتظره بود و نامش را نیز در فهرست هنرمندانی قرار داد که پیش از رسیدن به میانسالی از دنیا رفتند.
داوود اسدی ماهچهره خلیلی؛ بازیگری که در اوج فعالیت از دنیا رفت ماهچهره خلیلی از بازیگرانی بود که در سالهای فعالیتش در آثار سینمایی و تلویزیونی متعددی حضور داشت و با بازی در مجموعههایی مانند «مختارنامه»، «در چشم باد» و «کلاه پهلوی» برای مخاطبان تلویزیون چهرهای شناختهشده شد. او نوه زندهیاد پروین سلیمانی، بازیگر قدیمی سینمای ایران، بود و علاوه بر بازیگری، در زمینه کارگردانی و طراحی صحنه نیز فعالیت داشت. خلیلی در سال ۱۳۹۹ و در حالی که تنها ۴۴ سال داشت، بر اثر ابتلا به سرطان کبد در لندن درگذشت. مرگ او در شرایطی رخ داد که همچنان در مسیر فعالیت هنری قرار داشت و خبر درگذشتش برای بسیاری از همکاران و مخاطبانش غیرمنتظره و تلخ بود.
ماهچهره خلیلی زهره فکورصبور؛ چهرهای محبوب که رفتنش خبرساز شد زهره فکورصبور از بازیگرانی بود که بیشتر با حضور در سریالهای تلویزیونی شناخته شد و در طول فعالیت خود در مجموعههایی مانند «روزگار جوانی»، «دلنوازان»، «مسافری از هند» و «دردسرهای عظیم» مقابل دوربین رفت. او به واسطه حضور مستمر در تلویزیون، به چهرهای آشنا برای مخاطبان تبدیل شده بود و در کنار بازیگری، در زمینه مدلینگ و فعالیتهای تبلیغاتی نیز حضور داشت. فکورصبور در اسفند ۱۴۰۰، در ۴۳ سالگی درگذشت. مرگ ناگهانی او بازتاب گستردهای در میان اهالی سینما و تلویزیون داشت و بار دیگر توجهها را به زندگی کوتاه هنرمندانی جلب کرد که هنوز میتوانستند سالهای بیشتری در عرصه هنر حضور داشته باشند.
زهره فکورصبور حسن جوهرچی؛ بازیگری که با «در پناه تو» ماندگار شد حسن جوهرچی از چهرههای شناختهشده سینما و تلویزیون ایران بود که نامش برای بسیاری از مخاطبان با سریال «در پناه تو» گره خورده است؛ مجموعهای که در دهه ۷۰ او را به یکی از بازیگران محبوب تلویزیون تبدیل کرد. او پس از آن در آثار سینمایی و تلویزیونی متعددی حضور داشت و در طول چند دهه فعالیت، نقشهای متفاوتی را تجربه کرد. جوهرچی در بهمن ۱۳۹۵ و در ۴۸ سالگی بر اثر عوارض بیماری کبدی درگذشت. مرگ او در حالی اتفاق افتاد که همچنان در عرصه بازیگری فعال بود و خبر درگذشتش برای مخاطبان تلویزیون و همکارانش شوکآور بود.
حسن جوهرچی رضا داوودنژاد؛ بازیگری از خانوادهای سینمایی رضا داوودنژاد از بازیگرانی بود که از کودکی با سینما و فضای فیلمسازی آشنا شد؛ او فرزند علیرضا داوودنژاد، کارگردان شناختهشده سینمای ایران، بود و فعالیت بازیگری را از سالهای نوجوانی آغاز کرد. حضور در آثاری مانند «بچههای بد»، «مصائب شیرین» و مجموعههایی چون «پشت کنکوریها» و «پنج کیلومتر تا بهشت» باعث شد به عنوان بازیگری مستقل نیز شناخته شود. داوودنژاد در سالهای زندگی با مشکلات جسمی مختلفی مواجه بود و در فروردین ۱۴۰۳، در ۴۳ سالگی درگذشت. مرگ او جامعه سینمایی ایران را تحت تأثیر قرار داد و بار دیگر نام خانواده داوودنژاد را در سوگ یکی از اعضای نسل جوانتر سینمای ایران قرار داد.
رضا داوودنژاد عارف لرستانی؛ طنزپردازی که ناگهان خاموش شد عارف لرستانی از بازیگران شناختهشده حوزه طنز بود که با حضور در مجموعههایی مانند «جنگ ۷۷» و بهویژه «قهوه تلخ» و «در حاشیه» به شهرت رسید. او در طول سالهای فعالیتش با مهران مدیری و دیگر چهرههای مطرح طنز تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی همکاری داشت و توانست سبک و لحن خاص خود را در نقشهای کمدی پیدا کند. لرستانی در فروردین ۱۳۹۶ و در حالی که تنها ۴۵ سال داشت، بر اثر ایست قلبی درگذشت. مرگ ناگهانی او در شرایطی رخ داد که همچنان فعال بود و همین موضوع، تلخی فقدانش را برای مخاطبان و همکارانش دوچندان کرد.
عارف لرستانی خوانندگانی که صدایشان ماندگار شد مرتضی پاشایی؛ صدایی که پس از رفتن هم خاموش نشد کمتر هنرمندی در سالهای اخیر توانسته بود چنین ارتباط عاطفی گستردهای با مخاطبان برقرار کند. مرتضی پاشایی، خواننده جوان موسیقی پاپ، با ترانههایی مانند «جاده یکطرفه» و «نگران منی» به محبوبیتی کمسابقه رسید.
او متولد سال ۱۳۶۳ بود و فعالیت حرفهای خود را از دهه ۸۰ آغاز کرد. صدای متفاوت، ملودیهای احساسی و ارتباط نزدیک با طرفدارانش باعث شد در مدت کوتاهی به یکی از محبوبترین خوانندگان نسل خود تبدیل شود.
پاشایی در سالهای پایانی زندگی با بیماری سرطان معده مبارزه کرد، اما سرانجام در آبان ۱۳۹۳ و در ۳۰ سالگی از دنیا رفت. تشییع پیکر او در تهران و شهرهای مختلف ایران به یکی از بزرگترین اجتماعات مردمی برای بدرقه یک هنرمند تبدیل شد؛ اتفاقی که نشان داد محبوبیت او فراتر از آثار موسیقاییاش بوده است.
مرتضی پاشایی ناصر عبداللهی؛ صدایی از جنوب که زود خاموش شد ناصر عبداللهی یکی از صداهای ماندگار موسیقی پاپ ایران بود. او که از بندرعباس به دنیای موسیقی معرفی شد، با قطعاتی مانند «ناصریا» توانست جایگاه ویژهای میان مخاطبان پیدا کند.
عبداللهی با ترکیب موسیقی جنوب ایران و فضای پاپ، سبک خاصی برای خود ساخته بود. او در آذر ۱۳۸۵، پس از چند هفته بستری بودن و رفتن به کما، در ۳۶ سالگی درگذشت.
مرگ او همچنان یکی از اتفاقات تلخ موسیقی ایران محسوب میشود و آثارش همچنان میان علاقهمندان موسیقی شنیده میشود.
ناصر عبداللهی بهنام صفوی؛ خوانندهای که با بیماری جنگید بهنام صفوی از خوانندگان محبوب نسل جدید موسیقی پاپ بود که با قطعات عاشقانه و صدای آرامش شناخته میشد. او در سالهای فعالیت خود آلبومها و اجراهای متعددی داشت و یکی از چهرههای موفق موسیقی پاپ دهه ۸۰ و ۹۰ بود.
صفوی از سالهای جوانی با بیماری تومور مغزی روبهرو شد و چند سال با آن مبارزه کرد. سرانجام در سال ۱۳۹۸ و در ۳۶ سالگی درگذشت.
بهنام صفوی فروغ فرخزاد؛ شاعری که زندگی کوتاهش یک دوره ادبی ساخت در میان شاعران معاصر ایران، نام فروغ فرخزاد جایگاهی ویژه دارد. او با وجود عمر کوتاه، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای شعر نو فارسی شد و نگاه تازهای به تجربههای شخصی، عشق، زنانگی و زندگی وارد ادبیات ایران کرد.
فروغ متولد ۱۳۱۳ بود و در دهههای ۳۰ و ۴۰ خورشیدی با مجموعه شعرهایی مانند «تولدی دیگر» به شهرت رسید. زبان متفاوت و جسارت او در بیان احساسات، او را به یکی از مهمترین شاعران معاصر تبدیل کرد.
او در بهمن ۱۳۴۵، بر اثر سانحه رانندگی و در ۳۲ سالگی درگذشت؛ زمانی که هنوز در اوج خلاقیت ادبی قرار داشت و بسیاری معتقد بودند بخش مهمی از مسیر شعریاش پیش روست.
فروغ فرخزاد پروین اعتصامی؛ «اختر چرخ ادب» که در ۳۴ سالگی خاموش شد پروین اعتصامی یکی از مهمترین شاعران زن ادبیات معاصر ایران بود؛ شاعری که با زبان ساده، مناظرههای شاعرانه و پرداختن به موضوعاتی مانند عدالت، اخلاق، فقر و زندگی اجتماعی، جایگاهی ماندگار در شعر فارسی پیدا کرد. دیوان او در حالی منتشر شد که هنوز جوان بود و بسیاری از اشعارش بعدها به بخشی ثابت از حافظه ادبی و فرهنگی ایرانیان تبدیل شدند.
پروین در فروردین ۱۳۲۰ به بیماری حصبه مبتلا شد و سرانجام در ۳۴ سالگی در تهران درگذشت. مرگ او در سنی اتفاق افتاد که هنوز میتوانست سالهای بسیاری به آفرینش ادبی ادامه دهد؛ با این حال، حجم و اهمیت میراث شعریاش باعث شد نام او به یکی از ماندگارترین نامهای شعر فارسی تبدیل شود. آرامگاه او در حرم حضرت معصومه در قم قرار دارد و شعر و شخصیت ادبیاش همچنان موضوع پژوهش و بزرگداشت است.
پروین اعتصامی هنرمندانی که زود رفتند اما فراموش نشدند زندگی کوتاه این هنرمندان شاید فرصت کمتری برای تجربه و خلق به آنها داد، اما آثارشان نشان داد که ماندگاری همیشه به تعداد سالهای زندگی وابسته نیست. گاهی چند فیلم، چند ترانه یا چند شعر کافی است تا نام یک هنرمند برای سالها در حافظه جمعی مردم باقی بماند.
مرگ زودهنگام این چهرهها هر بار یادآور این حقیقت است که هنر، حتی پس از پایان زندگی خالقش، میتواند به حیات خود ادامه دهد؛ درست مثل صدایی که خاموش میشود، اما هنوز در خاطرهها شنیده میشود.
۵۹۲۴۴
ببینید | تعجب بازیگر برزیلی از قد بهرام افشاری

ببینید | تعجب بازیگر برزیلی از قد بهرام افشاری ویدیویی از حضور آدریانو تولوزا، بازیگر برزیلی و همبازی بهرام افشاری در فیلم «مرد عینکی»، منتشر شده که مورد توجه قرار گرفته است. آدریانو، بازیگر برزیلی با مقایسه قد خودش با افشاری میخواهد نشان دهد که تفاوت قد آنها چقدر زیاد است و به بلندقد بودن بازیگر ایرانی اشاره کند./برترین ها
تصاویر | تصاویری از دورهمی الناز حبیبی با چند چهره معروف

تصاویر | تصاویری از دورهمی الناز حبیبی با چند چهره معروف نمایش «در همسایگی تزارها» با حضور جمعی از بازیگران در تالار مرکزی ساری روی صحنه رفت و میزبان هنرمندان و علاقهمندان به تئاتر شد. الناز حبیبی، نسرین نصرتی، علی اوجی، امیرحسین آرمان، وحید آقاپور و نیما سیاری از جمله هنرمندانی بودند که در این مراسم حضور داشتند. این برنامه فرصتی برای دورهمی و دیدار جمعی از چهرههای هنری نیز بود. منبع: برترین ها
264 33
تصاویری از دورهمی الناز حبیبی با چند چهره معروف تصاویری از دورهمی الناز حبیبی با چند چهره معروف تصاویری از دورهمی الناز حبیبی با چند چهره معروف
موفقیت نوازنده ایرانی در یک مسابقه بینالمللی کشور ایتالیا

موفقیت نوازنده ایرانی در یک مسابقه بینالمللی کشور ایتالیا پویا سرایی آهنگساز، نوازنده و پژوهشگر موسیقی کلاسیک ایرانی یکی از رتبه های برگزیده مسابقه بین المللی «کارلوسان ویتاله» کشور ایتالیا را از آن خود کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، پویا سرایی از آهنگسازان، نوازندگان و هنرمندانی که طی سال های اخیر در حوزه های مختلف بین المللی و ملی فعالیت های پژوهشی و اجرایی متعددی را انجام داده در مسابقه بین المللی «کارلوسان ویتاله» کشور ایتالیا به عنوان یکی از هنرمندان برگزیده معرفی شده است.
وی در تشریح جزئیات حضورش توضیح داد: نهمین دوره مسابقه بین المللی آهنگسازی «کارلوسان ویتاله (Carlo Sanvitale)» به همت تعدادی از مجموعه های مرتبط با فعالیت های موسیقایی به میزبانی شهر «اورتونا» کشور ایتالیا برگزار شد. مسابقه ای که به دلیل ساختار کمتر تجربه شده ای که در ارزیابی آثار دارد توانسته به عنوان یکی از رویدادهای جالب توجه در مجلات علمی مورد توجه قرار گرفته و نسبت به برخی رویدادهای رایج موسیقایی در قالب یک مسابقه متفاوت معرفی شود.
سرایی افزود: دوره جدید این رویداد بیستم مرداد سال جاری برگزار شد که طی آن برخی از مجموعه های فرهنگی و انتشاراتی کشور ایتالیا با همراهی ارکستر سمفونیک «توستی» به عنوان نهادهای میزبان رویداد حضور پیدا کرده بودند. چارچوبی که دربرگیرنده حضور هنرمندانی از کشورهای ایتالیا، اسپانیا، بریتانیا، جمهوری چک، آلمان، اتریش، کانادا و چین بود و بنده هم به نمایندگی از کشور ایران در مسابقه آهنگسازی رویداد حضور داشتم و در پایان هم موفق به دریافت رتبه نخست هیئت داوران این فستیوال متشکل از پاسکواله کاتالانو، مارکو کاپیکیونی، لئوپولد برونایس شدم.
این آهنگساز و پژوهشگر موسیقی کلاسیک ایرانی در پایان تاکید کرد: براساس برنامه ریزی هایی که توسط مدیریت این رویداد بین المللی انجام گرفته قرار بر این است که قطعات برگزیده مسابقه توسط موسسه موسیقی «سان مارینو» در قالب اجراهای مختلف پیش روی مخاطبان قرار گیرد تا شنوندگان با موسیقی های دیگر ملل دنیا آشنایی بیشتری پیدا کنند.
پویا سرایی از جمله هنرمندان موسیقی ایرانی و دارنده نشان درجه یک هنری است که سال های اخیر علاوه بر فعالیت های اجرایی مختلف در همکاری با هنرمندان برگزیده کشورمان، به عنوان مدرس دانشگاه و عضو هیئت علمی گروه موسیقی دانشگاه هنر به فعالیت مشغول است؛ ضمن اینکه عضویت درگروه نقد و نظریه هنر فرهنگستان هنر و حضور در جمع هیئت داوران چندین رویداد ملی حوزه موسیقی از دیگر فعالیت های وی محسوب می شود.
وی چندی پیش هم با سامی یوسف خواننده شناخته شده موسیقی با آنسامبلی متشکل از نوازندگان کشورهای مختلف از جمله انگلستان، هلند، فرانسه، اسپانیا، هند، ترکیه، آذربایجان، امارات، سوریه، فلسطین، عمان با همخوانی و همراهی سازهای چون قانون، عود، بالابان، سرنا باغلاما، سازهای کوبهای، گیتار و سنتور به اجرای آثار عرفانی پرداخت.
سرایی علاوه بر تولید یک قطعه با سامی یوسف به مدت سه شب در پروژه بین المللی اجرای منتخب موسیقی «ارباب حلقه ها» ساخته هاوارد شُر در شهر استانبول ترکیه به عنوان تک نواز سنتور حضور داشت.