«وداع» منتشر شد؛ روایت موسیقایی از آخرین بدرقه رهبر شهید

«وداع» منتشر شد؛ روایت موسیقایی از آخرین بدرقه رهبر شهید در آستانه تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، قطعه موسیقی «وداع» با آهنگسازی حبیب خزاییفر منتشر شد.
دریافت 11 MB به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی سازمان هنری رسانهای اوج، همزمان با برگزاری آئین تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب، قطعه موسیقی «وداع» با آهنگسازی حبیب خزاییفر منتشر شد که با روایتی موسیقایی از اندوه وداع، حماسه ایستادگی و شکوه مقاومت، به مناسبت بدرقه رهبر شهید انقلاب در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
حبیب خزاییفر که پیشتر موسیقی آثار ماندگاری در حوزه دفاع مقدس، مقاومت و سینمای استراتژیک را خلق کرده، در «وداع» نیز تلاش کرده با زبان موسیقی، احساس فقدان، عظمت ایثار و امتداد راه رهبر شهید را به تصویر بکشد.
سازمان هنری رسانهای اوج پیش از این نیز قطعه «سیدالامه» با آهنگسازی کارن همایونفر را همزمان با مراسم تشییع شهید سیدحسن نصرالله تولید و منتشر کرده بود و قطعه «وداع» در ادامه مجموعه آثار هنری این سازمان در پاسداشت شهدای مقاومت و شخصیتهای اثرگذار جهان اسلام تولید شده است.
«وداع» محصول سازمان هنری رسانهای اوج و تولیدشده در مرکز موسیقی «مأوا» است.
تاثیر حرف مردم بر سرنوشت یک دختر/ ماجرای قتل رومینا اشرفی فیلم شد
تاثیر حرف مردم بر سرنوشت یک دختر/ ماجرای قتل رومینا اشرفی فیلم شد کارگردان «مرجان» درباره ایده اولیه این فیلم و همچنین برخی شباهتهای آن با «ابد و یک روز» توضیح داد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، میلاد بنیطبا کارگردان فیلم سینمایی «مرجان» که بهصورت آنلاین اکران شده است درباره این اثر گفت: ایده اولیه ساخت فیلم «مرجان» به حدود سال ۱۳۹۸ و همزمان با رسانهای شدن ماجرای رومینا اشرفی بازمیگردد. آن اتفاق برای من بهعنوان یک دغدغه جدی اجتماعی شکل گرفت و از همان زمان تلاش داشتم به موضوعاتی همچون خشونت علیه زنان ورود کنم.
وی اضافه کرد: با وجود تغییرات گستردهای که در سالهای اخیر در فرهنگ سنتی جامعه ما رخ داده است، همچنان شاهد بروز مواردی از خشونت علیه زنان هستیم؛ مواردی که تنها بخشی از آنها رسانهای و برجسته میشوند و چهبسا بسیاری از این اتفاقات هرگز بازتاب عمومی پیدا نکنند. به همین دلیل احساس کردم بهعنوان یک فیلمساز میتوانم در قبال این مسئله اجتماعی مسئولیتی داشته باشم.
بنی طبا اظهار کرد: البته در ابتدای مسیر تصمیم داشتم داستان زندگی رومینا اشرفی را روایت کنم اما به دلایلی مسیر کار تغییر کرد و ترجیح دادم داستانی مستقل خلق کنم. با این حال «مرجان» صرفاً به این موضوع محدود نمیشود و در لایههای عمیقتر خود به مسائلی همچون جایگزین شدن تعصب بهجای غیرت و همچنین ازدواجهای اجباری میپردازد؛ پدیدههایی که متأسفانه هنوز در جامعه ما وجود دارند.
وی درباره برخی شباهتها میان «مرجان» و «ابد و یک روز» عنوان کرد: ممکن است در برخی عناصر ظاهری و چینش شخصیتها شباهتهایی دیده شود اما در ماهیت و کارکرد شخصیتها تفاوتهای جدی وجود دارد. من در «مرجان» یک خانواده پرجمعیت را به تصویر کشیدهام که هر یک از اعضای آن میتوانند نماینده بخشی از جامعه باشند. برای مثال حضور یک برادر معتاد صرفاً یک عنصر داستانی نیست بلکه اشارهای به واقعیتی اجتماعی است.
وی درباره این فیلم که از فیلیمو اکران آنلاین شده است، اظهار کرد: اگر خانواده داستان از سطح فرهنگی بالاتری برخوردار بود، بسیاری از اتفاقات رخ نمیداد. در فیلم میبینیم که پدر خانواده برای تکتک دختران خود درباره ازدواج تصمیمگیری میکند و این موضوع در کنار سایر جزئیات روایت، تصویری از یک ساختار خانوادگی با نگاه سنتی و آسیبدیده را به نمایش میگذارد. بنابراین ممکن است در نگاه نخست، چینش برخی شخصیتها یادآور آثاری مانند «ابد و یک روز» باشد اما جهان داستانی «مرجان» مسائل و دغدغههای متفاوتی را دنبال میکند.
کارگردان «مرجان» درباره فاصله زمانی میان شکلگیری ایده و تولید فیلم نیز اظهار کرد: حدود یک سال صرف تحقیق و پژوهش شد. با مشاوران مختلف درباره افرادی با سابقه اعتیاد، کسانی که ترک کرده بودند و حتی دختران فراری گفتگو کردم تا به درک دقیقتری از شرایط و انگیزههای این افراد برسم.
بنیطبا در بخش دیگری از صحبتهایش بیان کرد: آنچه من در طول داستان بر آن تأکید کردهام تأثیر «حرف مردم» بر خانوادههای سنتی است. اگر به سکانسهای ابتدایی فیلم توجه کنید، پیرمردی مرجان و فرد مورد علاقهاش را میبیند و بلافاصله موضوع را به پدر خانواده گزارش میدهد. در واقع جرقه اصلی ماجرا از همان نقطه آغاز میشود. پرسش اصلی فیلم این است که چرا باید در زندگی دیگران دخالت کنیم؟ آن پیرمرد تنها در یک سکانس حضور دارد و حتی دیالوگ چندانی از او نمیشنویم، اما تأثیر حرف او بر سرنوشت یک خانواده بسیار عمیق و تعیینکننده است.
وی درباره اکران آنلاین فیلم گفت: از روند اکران آنلاین رضایت نسبی دارم. با این حال مشکلی که تقریباً همه آثار اکران آنلاین با آن مواجه هستند، انتشار غیرقانونی فیلمها در فاصلهای کوتاه پس از عرضه رسمی است. متأسفانه گاهی تنها ۲۴ ساعت پس از آغاز اکران، نسخههای غیرمجاز فیلم در شبکههای ماهوارهای و بسترهای غیرقانونی منتشر میشود که این مسئله به چرخه اقتصادی آثار آسیب جدی وارد میکند. به نظر میرسد مقابله جدی با این اتفاق چندان ساده هم نباشد، اما کاش مردم نیز به این موضوع توجه بیشتری داشته باشند.
این کارگردان در پایان گفت: وقتی یک فیلمساز سالها برای ساخت یک اثر زمان صرف میکند، دغدغه دارد، سرمایهگذاری میکند و گاهی حتی بخش مهمی از زندگی خود را پای تولید یک فیلم میگذارد، طبیعی است که انتظار داشته باشد اثرش از مسیر قانونی دیده شود.
59243
علی شادمان «غروب مامان» را میخواند

علی شادمان «غروب مامان» را میخواند علی شادمان نمایشنامه «غروب مامان» را با همراهی گروهی از بازیگران نمایشنامهخوانی میکند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، این نمایشنامه نوشته احمد سلگی است که در خلاصه داستان آن آمده است: این کابوس لعنتی تا ابد رهام نمیکنه. هر شب خواب میبینم خونه داره میسوزه و خاکستر میشه و هیچ کاری از من برنمیاد.
علی شادمان کارگردانی این نمایشنامهخوانی را بر عهده دارد و این نمایشنامه را با نقشخوانی (به ترتیب حروف الفبا)حسین ثمری، ندا جبرئیلی، شیما جعفرزاده، علی شادمان، عاطفه قاسمی را خوانش میکند.
موسیقی و طراحی صدای این برنامه بر عهده مبین بهاروند است و دستیار کارگردان نیز الهه پورسند است.
این نمایشنامه شامگاه هفتم و هشتم تیر ماه راس ساعت ۲۰ و به مدت یک ساعت در سالن اکت و ویژه تماشاگران بالای ۱۲ سال نمایشنامهخوانی میشود.
شادمان سال گذشته با بازی در نمایش «رامسس دوم» به کارگردانی رضا گوران در تالار اصلی مجموعه تئاترشهر روی صحنه رفت.
۲۴۲۲۴۳
الیکا عبدالرزاقی: خجالتی هستم، اما با خنده یخ جمع را آب میکنم

الیکا عبدالرزاقی: خجالتی هستم، اما با خنده یخ جمع را آب میکنم الیکا عبدالرزاقی با اشاره به تجربه حضور در فصل تازه «کودکشو» از دلیل پذیرفتن میزبانی در این برنامه سخن گفت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از مهر، الیکا عبدالرزاقی درباره تجربه حضورش در برنامه «کودکشو» به عنوان میزبان برنامه گفت: چیزی که من را برای حضور در این برنامه ترغیب کرد، در درجه اول کودکان بودند که بخش بسیار مهمی از جامعه هستند؛ آنها نیاز به شادی، خنده، تفریح و حال خوب دارند و همه خانوادهها هم تلاش میکنند فرزندانشان خوشحال باشند. ما هم بهعنوان برنامهساز به همین موضوع فکر کردیم که این برنامه برای شادی بچهها تولید شود.
وی با اشاره به اینکه «کودکشو» صرفاً یک مسابقه تلویزیونی نیست، افزود: ما در این برنامه برنده و بازنده نداریم بلکه به شرکت کننده ها ستاره میدهیم، بچهها و خانوادهها با ستارههایشان امتیاز به دست میآورند و جایزه میگیرند. در واقع هیچکس دست خالی از این برنامه بیرون نمیرود، چون مسابقه به شکل رقابتی و حذفکننده نیست. این برنامه برای بچههاست، برای تفریح آنهاست و برای اینکه یک یادگاری خوب از حضور در یک برنامه تلویزیونی برایشان باقی بماند.
عبدالرزاقی درباره پذیرش اجرای این برنامه توضیح داد: اجرا، بازیگری، گویندگی و کارگردانی هرکدام حوزه تخصصی خودشان را دارند. اگر به من میگفتند این فقط یک برنامه است و شما فقط مجری آن هستید، شاید هیچوقت قبول نمیکردم. اما وقتی گفتند قرار است در این برنامه بهعنوان میزبان حضور داشته باشم، موضوع برایم فرق کرد. به هر حال من خودم را در این برنامه مجری نمیدانم، میزبان میدانم چون خودم هم فرد مهماننوازی هستم. به نظرم وقتی پای میزبانی وسط باشد، میتوان یک بازیگر را در این قامت تصور کرد؛ بازیگری که میتواند در قطعههای نمایشی حضور داشته باشد، بازی کند، در بازیها شرکت کند و از قابلیتهای بازیگریاش استفاده شود.
وی درباره نخستین مواجههاش با پیشنهاد حضور در «کودکشو» نیز گفت: اولین باری که تماس گرفتند، بلافاصله در ذهنم جوابم منفی بود چون فکر کردم اجرا یعنی یکسری پلاتوی ابتدایی و پایانی، یکسری سؤال رسمی و جدی و احتمالاً یک بخش نصیحت. من هم اهل نصیحت کردن نیستم؛ نه نصیحت کسی را میشنوم و نه دوست دارم کسی را نصیحت کنم. اما وقتی با تیم جدید صحبت کردم، فهمیدم قرار است شیوه اجرایی تغییر کند. قرار نبود من صرفاً مجری باشم و برنامه شکل دیگری داشت. وقتی توضیحات را شنیدم، احساس کردم فضا و حال و هوا همان است که میتوانم در آن فعالیت کنم.
این بازیگر با اشاره به تجربههای پیشین اجراکنندگان «کودکشو» بیان کرد: پیش از من کسانی این برنامه را اجرا کرده بودند که بعضی از آنها در حوزه کودک تخصص داشتند. من پیش از این فعالیت جدی در حوزه کودک نداشتم، اما سال گذشته هم در گفتگویی بیان کردم که دوست دارم یک تئاتر بزرگ در حوزه کودک و نوجوان به صحنه ببرم. نمایشی که محوریت آن خانواده باشد و پیشنهاد «کودک شو» با شیوهای که مطرح شد، به همان فضایی نزدیک بود که در ذهنم داشتم.
عبدالرزاقی درباره سختی هماهنگ شدن با فضای اجرا گفت: شاید برخلاف تصور خیلیها، من آدمی خجالتی هستم. همه فکر میکنند خیلی راحتم و خیلی راحت ارتباط برقرار میکنم، اما واقعیت این است که خجالتی هستم. فقط وقتی با جمعیتی روبهرو میشوم که تازه قرار است با آنها ارتباط بگیرم، سیستم دفاعی من به گونه ای عمل می کند که در ابتدا میخندم، با شادی شروع میکنم و سعی میکنم فضا را راحت کنم.
وی با اشاره به شباهت های اجرا و بازیگری ادامه داد: در اجرا باید ذهن در لحظه آماده باشد. باید با دقت به کسانی که میزبانشان هستید گوش دهید، درست همان کاری که در بازیگری میکنم. باید دقیق بشنوم و در لحظه، بدون دیالوگ از پیش تعیینشده، واکنش نشان بدهم یا وارد گفتگو شوم.
میزبان «کودک شو» در پایان این بخش تأکید کرد: «وقتی بازیگر هستید و میزبانی میکنید، انگار آدمهایی به خانهتان مهمانی آمدهاند و شما باید با دل همه راه بیایید. در بازیگری شاید دیگران با دل شما راه بیایند، اما اینجا فرق میکند. اینجا انگار خانهام مهمان آمده و مهمان میتواند از همهچیز ایراد بگیرد. این بخشهایش سخت است، اما همین سختی، جذابش میکند.
مسابقه «کودک شو» قبل از محرم روی آنتن رفت و هنوز مشخص نشده که ادامه آن چه زمانی دوباره به آنتن می رسد.
۵۹۲۴۳
انقلاب خاموش در خانه/ چگونه هوش مصنوعی به یک دستیار خانگی تبدیل میشود؟

انقلاب خاموش در خانه/ چگونه هوش مصنوعی به یک دستیار خانگی تبدیل میشود؟ ورود هوش مصنوعی به زندگی روزمره دیگر یک ایده لوکس برای آینده نیست. بررسیهای میدانی نشان میدهد که نسل جدیدی از کاربران و متخصصان حوزه فناوری توانستهاند با استفاده از ابزارهای متنباز و سختافزارهای میانرده، مدلهای هوش مصنوعی را به صورت کاملاً محلی در خانههای خود مستقر کنند.
تینا مزدکی_امروزه پلتفرمهای هوش مصنوعی مولد فراتر از موتورهای جستجو یا ابزارهای اداری، نقش دستیارهای اجرایی را در امور روزمره ایفا میکنند. از شبیهسازی پروژههای کوچک ساختمانی و تغییرات دکوراسیون در کمتر از یک دقیقه تا استعلامهای آنی مشخصات کالا در حین گفتگوهای روزمره، همگی نشان از کاربردی شدن این فناوری در سطح عموم دارند. با این حال، بزرگترین تحول فعلی در بخش دستیارهای صوتی و اتوماسیون خانگی (Home Automation) در حال رقم خوردن است.
ضعف دستیارهای سنتی و تولد مدلهای باحافظه دستیارهای صوتی تجاری و سنتی مانند الکسا، گوگل هوم یا سیری سالهاست که به عنوان ابزارهایی فانتزی برای تنظیم تایمر یا پخش موسیقی استفاده میشوند. اما بزرگترین چالش این سیستمها، فقدان حافظه طولانیمدت و عدم درک متن و موقعیت (Context) است به طوری که یک دستور اصلاحی ساده پس از فرمان اول، معمولاً توسط این دستگاهها درک نشده و منجر به خطای سیستم میشود.
در مقابل، کارشناسان حوزه فناوری اکنون با متصل کردن سیستمهای فرمان صوتی به مدلهای هوش مصنوعی محلی (Local AI)، این ضعف را برطرف کردهاند. نسل جدید دستیارهای صوتی که به صورت بومی پیکربندی میشوند، به دلیل بهرهمندی از پردازش هوشمند، دستورات بعدی کاربر را بر اساس اقدامات قبلی خود تحلیل میکنند. در این ساختار، دیگر نیازی به برنامهریزی یا حفظ کردن فرمولها و دستورات صوتی سفت و سخت نیست و دستگاه میتواند عبارات کاملاً عامیانه و انسانی مانند «همه چراغها» یا «تهویه طبقه پایین» را به درستی اجرا کند.
موج نوین سیستمهای متنباز و حاکمیت دادهها تا همین چند سال پیش، اجرای یک مدل هوش مصنوعی در محیط خانه به دلیل نیاز به سختافزارهای گرانقیمت دیتاسنتری غیرممکن به نظر میرسید. اما امروزه با توسعه پردازندههای گرافیکی (Consumer GPUs)، مینیکامپیوترها و پلتفرمهایی مانند Ollama و Hugging Face، راهاندازی این سیستمها برای علاقهمندان به فناوری به شدت تسهیل شده است.
اگرچه مدلهای محلی و متنباز نظیر Llama، Gemma، Mistral یا Qwen از نظر ابعاد پردازشی هنوز عقبتر از غولهای تجاری و ابری جهان هستند، اما برای مدیریت یک خانه هوشمند کارایی فوقالعادهای از خود نشان میدهند. بزرگترین مزیت این روش، حفظ حریم خصوصی و مالکیت دادههاست چرا که تمام پردازشها درون شبکه داخلی خانه انجام شده و اطلاعات شخصی به سرورهای ابری شرکتهای بزرگ ارسال نمیشود. علاوهبر این، این سیستمها در زمان قطع اینترنت نیز به کار خود ادامه میدهند.
اتاق فرمان خانگی؛ از ایده تا واقعیت در نمونههای پیشرفته سیستمهای مدیریت خانگی که بر پایه پلتفرمهای متنباز مانند (Home Assistant) توسعه یافتهاند، شبکه پیچیدهای از سنسورها و کنترلرها در سراسر ساختمان مستقر میشوند. در این ساختار، باز و بسته شدن پردهها با زاویه تابش خورشید تنظیم میشود، سیستمهای آبیاری بر اساس حسگرهای رطوبت خاک عمل میکنند و مدیریت مصرف انرژی و باتریهای خورشیدی بر پایه قیمتگذاری پویای شبکه برق صورت میگیرد.
با ورود هوش مصنوعی به عنوان لایه ناظر بر این اتوماسیون، مدیریت این حجم از دادهها آسانتر شده است. اگرچه این حوزه هنوز تا تبدیل شدن به یک وسیله برقی مصرفی و عمومی برای تمام خانهها فاصله دارد و بیشتر در قلمرو متخصصان و علاقهمندان به فناوری (Tinkerers) جریان دارد، اما سرعت بالای عادی شدن این فناوری شگفتانگیز نشان میدهد که آینده خانههای هوشمند به کدام سمت هدایت میشود. آیندهای که در آن گفتگو با خانه به یک امر روزمره و بدیهی تبدیل خواهد شد.
منبع: newatlas
۵۸۳۲۳
گسترش کلاهبرداریهای سازمانی / هوش مصنوعی ساخت رسیدهای تقلبی را بهشدت افزایش داد

گسترش کلاهبرداریهای سازمانی / هوش مصنوعی ساخت رسیدهای تقلبی را بهشدت افزایش داد تحقیق جدید نشان میدهد هوش مصنوعی با تولید فاکتورهای جعلی، ارزان و بینقص، کلاهبرداری سازمانی را آسانتر کرده است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و براساس گزارش دیجیاتو، کلاهبرداری در هزینههای شرکتی تا همین اواخر مشکل بزرگی نبود؛ یک کارمند احتمالاً میتوانست مسافت پیمودهشده خود را بیشتر اعلام کند، یک رسید قدیمی رستوران را دوباره ارائه دهد یا فاکتورهای جعلی بسازد؛ اما این کارها نیازمند تلاش بود، مدارک معمولاً مشکوک به نظر میرسیدند و سود حاصل از آن به قدری کم بود که بسیاری از افراد چنین ریسکی نمیکردند. اما اکنون هوش مصنوعی مولد این معادله را تغییر داده است. کارمندان امروزی میتوانند در چند ثانیه و با تایپ چند کلمه در یک ابزار تصویرساز، رسیدهای بسیار قانعکنندهای بسازند که شبیه فاکتور رستوران، قبض ماهانه تلفن یا حتی یک سند واقعی به نظر برسد.
دادههای شرکت AppZen جهش خیرهکننده و وحشتناک رسیدهای ساختهشده با هوش مصنوعی را در یک بازه زمانی بسیار کوتاه نشان میدهد. محققان AppZen میگویند سهم رسیدهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی در میان فاکتورهای جعلی، از صفر درصد در مارس ۲۰۲۵، به ۷۰.۸ درصد در اواسط مه ۲۰۲۶ رسیده است.
این شرکت فقط در ۱۲ ماه منتهی به اواسط مه، موفق شد ۱۴۷۱ رسید جعلی هوش مصنوعی را شناسایی کند که ۷۴۵ کارمند در ۱۷۴ شرکت مختلف آنها را ثبت کرده بودند و مجموعاً ۱۴۸ هزار و ۱۴۳ دلار ارزش داشتند. این ارقام فقط موارد کشفشده را نشان میدهند و مقیاس واقعی این کلاهبرداریها بسیار بزرگتر است. مدیر ارشد فناوری AppZen میگوید:« ابزارهای هوش مصنوعی اکنون رایگان، فوری و به قدری باکیفیت هستند که انسانها را به راحتی فریب میدهند؛ تا جایی که سهم استفاده از رسیدهای آماده و پولی در این مدت به ۲۹ درصد سقوط کرده است.»
افزایش نرخ جعل فاکتورها با هوش مصنوعی کارمندان اکنون استراتژی خود را تغییر دادهاند و به جای ثبت یک فاکتور درشت و پرخطر، انبوهی از رسیدهای جعلی با مبالغ بسیار کم را به سیستم مالی شرکت تحمیل میکنند. بررسیهای AppZen نشان میدهد که میانگین ارزش فاکتورهای قدیمی حدود ۱۸۲ دلار بود، اما میانگین رسیدهای هوش مصنوعی به ۱۰۱ دلار و عدد میانه به ۳۲ دلار کاهش یافته است.
این رقم ۳۲ دلاری هوشمندانه انتخاب شده است؛ زیرا در منطقهای قرار میگیرد که شرکتها تلاش میکنند فرایند تأیید آن را به سرعت و بدون دخالت انسان انجام دهند. مدیران مالی معمولاً برای صرفهجویی در زمان و هزینههای بررسی، آستانههای تأیید خودکار تعریف میکنند.
طبق تحقیق AppZen، کشور هند بیشترین تعداد ثبت فاکتورهای جعلی را با مبالغ کم به خود اختصاص داده است. در استرالیا نیز یک کارمند شرکت مخابراتی با ثبت ۱۱ رسید هوش مصنوعی توانست ۱۲ هزار و ۹۰۰ دلار ادعای خسارت کند. همچنین یک کارمند خردهفروشی عینک در اروپا ۴۵ رسید جعلی را در قالب ۱۵ گزارش مالی به شرکت خود تحویل داد.
۲۲۷۲۲۷
توانایی هوش مصنوعی در هک بانکها نماینده مجلس آمریکا را به وحشت انداخت

توانایی هوش مصنوعی در هک بانکها نماینده مجلس آمریکا را به وحشت انداخت رئیس کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریکا پس از مشاهده دموی عملکرد این فناوری گفت اکثر همکارانش اصلاً متوجه نیستند چه اتفاقی دارد میافتد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و براساس گزارش دیجیاتو، مدل جدید هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک، یعنی Mythos، با پاسخها و تواناییهای عجیب خود موجب نگرانی شدید «اندرو گاربارینو»، نماینده جمهوریخواه کمیته امنیت داخلی مجلس نمایندگان آمریکا شده است.
گاربارینو در جریان گفتگو با برنامه «Fly Out Day» اعلام کرده که شرکت آنتروپیک در جریان یک دمو و شبیهسازی به اعضای کنگره نشان داده است که این مدل هوش مصنوعی جدید چگونه میتواند به سیستمهای بانکی نفوذ کند. به گفته گاربارینو، آنتروپیک از این مدل خواسته تا در یک بانک آسیبپذیری پیدا کرده و حسابها را خالی کند و مدل نیز دقیقاً همین کار را انجام داده است. هوش مصنوعی Mythos سپس توانست همین نقایص امنیتی را شناسایی و آنها را برطرف کند.
خطرات مدل هوش مصنوعی Mythos این دموها از سوی آنتروپیک و دیگر شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی، نیاز مبرم دولت به اقدام سریع برای مهار تهدیدهای ناشی از این فناوری را برجسته کردهاند. بااینحال، گاربارینو اعتراف کرده که کنگره برای حل این مسئله کار بسیار سختی دارد. او اشاره کرده که مشکل اصلی این است که کنگره هنوز نمیداند پاسخ و راهکار چیست و باید چه کاری انجام دهد.
شرکتهای هوش مصنوعی و وزارت امنیت داخلی آمریکا همچنین به این کمیته نشان دادهاند که در صورت عبور مدل از موانع حفاظتی تعیینشده (یا همان جیلبریک)، چه اتفاقی رخ میدهد. گاربارینو در بخشی از صحبتهای خود فاش کرده که یک مدل نامشخص، طرحی دقیق درباره نحوه ربودن یک قانونگذار در مدت ۳۰ ثانیه ارائه داده است. او میگوید هکرها میتوانند گاردریلهای این مدلها را بشکنند و از آنها برای حمله به زیرساختهای حیاتی استفاده کنند.
این نماینده میگوید آژانسهای فدرال و کنگره باید پیش از انتشار عمومی این پلتفرمها، به آنها دسترسی داشته باشند. وی همچنین از فرمان اجرایی «دونالد ترامپ» که دولت را به آمادهسازی در برابر تهدیدات سایبری هوش مصنوعی ملزم میکند و یک چارچوب داوطلبانه برای دسترسی زودهنگام به مدلها ایجاد میکند، تمجید کرد. گاربارینو همچنین از پیشنویس طرح پیشنهادی «جی اوبرنولتی» و «لوری تراهان» برای ایجاد چارچوب فدرال هوش مصنوعی تقدیر کرد، اما گفت به واکنش سریع کنگره امیدی ندارد و حدود ۹۵ درصد از همکارانش اصلاً متوجه نیستند چه اتفاقی درحال رخ دادن است.
کاخ سفید درحالحاضر دسترسی عمومی به آخرین مدل آنتروپیک را مسدود کرده و گزارشها حاکی از آن است که از شرکت OpenAI نیز خواسته شده تا عرضه مدل بعدی خود را به تعویق بیندازد.
به دلیل قابلیتهای ایجنتمحور، این مدلها میتوانند بدون نیاز به فرمان انسان اقدام کنند؛ برای مثال میتوانند یک خط لوله گاز را قطع کنند یا میزان کلر موجود در ذخایر آب شهری را افزایش دهند. گاربارینو تأکید کرده که در این مدلها نهتنها توانایی یادگیری نحوه انجام کار وجود دارد، بلکه میتوان به آنها دستور داد تا آن کار را برای شما انجام دهند.
۲۲۷۲۲۷
هوش مصنوعی به «سپر، سلاح و رادار» کسبوکارهای ایرانی تبدیل میشود

هوش مصنوعی به «سپر، سلاح و رادار» کسبوکارهای ایرانی تبدیل میشود مهدی محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در همایش «هوش مصنوعی در عصر بحران» با اشاره به اینکه مبنای تصمیمگیریهای اقتصادی و کسبوکار که سالها از آن استفاده میشد، در شرایط فعلی دیگر کارآمد نیست؛ گفت:«ما سالهاست که در ایران با شرایطی مواجهیم که در ادبیات کسبوکار به آن محیط متخاصم یا ناپایدار میگویند؛ محیطی غیرقابلپیشبینی که دیگر نمیتوان انتظار رفتارهای نرمال و سنتی از آن داشت.»
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین و براساس گزارش هوشیو، مهدی محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در همایش هوش مصنوعی در عصر بحران، گفت:«گزارش مؤسسه گلدمن ساکس نشان میدهد که تا سال ۲۰۳۰، حدود ۳۰۰ میلیون شغل دستخوش تغییر میشوند؛ یعنی یا از بین میروند یا نیازمند بازآموزی و ارتقای مهارت هستند، چرا که مهارتهای موجود دیگر کفاف بقا در آن مشاغل را نمیدهد. من در سال ۲۰۱۸ در مقالهای آیندهپژوهانه پیشبینی کرده بودم که هوش مصنوعی قاعده هرم مهارتها (کارهای تکراری و سطح پایین مثل منشی تلفنی) را هدف قرار میدهد. اما واقعیت برعکس شد! هوش مصنوعی اکنون رأس هرم مهارت یعنی مشاغل نیازمند هوشمندی و تخصص بالا (پزشکان، وکلا، اساتید دانشگاه) را هدف قرار داده است. البته این به معنای حذف این مشاغل در آینده نزدیک نیست؛ بلکه ما در آینده به پزشک، حقوقدان و استاد دانشگاهی نیاز داریم که به ابزارهای هوش مصنوعی مسلط باشد. تفاوت سطح عملکرد آدمها را میزان مهارت آنها در استفاده از AI تعیین خواهد کرد.»
شاخص طول عمر شرکتهای برتر (S&P ۵۰۰) او در ادامه به میانگین عمر ۵۰۰ شرکت بزرگ آمریکا اشاره کرد و افزود: «تغییرات تکاندهندهای را نشان میدهد:
دهه ۱۹۶۰: میانگین عمر شرکتها حدود ۶۴ سال بود. امروز: این عدد به ۱۵ سال رسیده است. «این یعنی در میان شرکتهای بزرگ دنیا، دیگر ردپایی از صنایع سنتی، فولاد و حتی بانکهای بزرگ دیده نمیشود؛ بخش عمده این شرکتها دیتامحور و مبتنی بر هوش مصنوعی هستند.»
ابرچالشهای فضای کسبوکار ایران این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه افزود: «ما در ایران با دو ابرچالش داخلی مواجهیم که با ابرچالش سوم یعنی تنشهای ژئوپولیتیک (جنگ) درآمیخته شده و یک محیط متخاصم را ساخته است. حتی اگر سایه جنگ کنار برود، آن دو ابرچالش در افق یک دهه آینده پابرجا خواهند بود. تقاطع این چالشها، یک رزونانس (تشدید) ایجاد کرده که رفتار اقتصاد را از جنس «ریسک سنتی» خارج کرده است. در ریسک سنتی، رفتارهای اقتصادی سینوسی و دارای دورههای رونق و رکود مشخص هستند و میتوان با تحلیلهای تکنیکال و فاندامنتال آینده را حدس زد. اما در ایران، ما تقریباً هیچ حدسی نسبت به آینده دو ماه بعد نداریم. در یک دهه گذشته (از سال ۱۳۹۰ تاکنون)، نرخ دلار در کشور بیش از ۲۰ برابر شده و ۷ بحران اقتصادی بزرگ را پشت سر گذاشتهایم؛ هیچ ابرکامپیوتری نمیتوانست چنین رفتاری را پیشبینی کند.»
اقتصاد نرمال در برابر اقتصاد ایران بنابر گفته محمدی در اقتصادهای نرمال دنیا، پیشبینیها حول یک رفتار نرمال (میانگین) انجام میشود و احتمال سناریوهای خیلی خوشبینانه یا بدبینانه بسیار کم است. کسبوکارها روی میانگین شرط میبندند، اما در اقتصاد متخاصم (منحنی دمچاق / نعل اسبی) که اقتصاد ما محسوب میشود، احتمال وقوع دو سناریوی حدی (خیلی خوشبینانه یا بسیار بدبینانه) به مراتب بیشتر از حالت میانگین است.
او در ادامه افزود: «برای آینده نزدیک ایران، من روی رفتار میانگین دو سال گذشته شرط نمیبندم؛ بلکه وضعیت یا به سمت رشد اقتصادی ۱۰ درصدی و تعامل کامل با غرب میرود، یا به سمت فروپاشی و شرایط بحرانی حاد و این همان مفهوم محیط VUCA است:
Volatily (نوسان شدید): تغییرات ناگهانی و بالا. Uncertainty (عدم قطعیت): نامشخص بودن آینده (مثل مشخص نبودن وضعیت تحریمها یا جنگ در ۶۰ روز آینده). Complexity (پیچیدگی بالا): تعدد متغیرهای تصمیمگیری داخلی و خارجی (بازیگران منطقهای و بینالمللی). Ambiguity (ابهام): نبود رگولاتوری شفاف بهویژه در فناوریهای نوظهور و ریسکهای زیرساختی مانند قطع اینترنت. دو ابرچالش اصلی کسبوکارهای ایرانی بنابر گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، دو ابر چالش اصلی کسبوکارهای ایرانی شامل شتاب فناوری جهانی و ناترازی عمیق حوزه انرژی و اقتصاد کلان پرتلاطم است؛ در بحث شتاب فناوری جهانی، نمونه بارز آن، تبدیل شدن یک شرکت تأمینکننده زیرساخت هوش مصنوعی (انویدیا) به بزرگترین شرکت دنیا در کمتر از ۴ سال است و. در بحث ناترازی عمیق حوزه انرژی و اقتصاد کلان پرتلاطم، بسیار بعید است تا ۵ سال آینده نرخ تورم در ایران به زیر ۳۰ یا ۲۰ درصد برسد. تورم بالا هزینه مبادله را به شدت افزایش میدهد. وقتی شفافیت کم و تورم بالا باشد، مردم داراییهای خود را قفل میکنند که این امر منجر به رکود عمیق میشود. ما به حداقل ۱۰ سال رشد اقتصادی ۷-۸ درصدی نیاز داریم تا صرفاً به جایگاه اقتصادی ۱۰ سال پیش خود بازگردیم.
محمدی در ادامه افزود: «به این دو چالش، اصطکاک ژئوپولیتیک (تقابل با ابرقدرتهای نظامی) را هم اضافه کنید تا متوجه شوید با یک «طوفان کامل» مواجهیم که در ۶ سطح فناورانه، اقتصادی، رقابتی، دادهای، سایبری و ژئوپولیتیک برای ما تخاصم ایجاد میکند.»
کیمیای محدودیت؛ از تابآوری تا پادشکنندگی بنابر گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در مواجهه با این طوفان، دو راه وجود دارد: «تسلیم شدن و تبدیل داراییها به طلا و ملک، یا استفاده از بحران به عنوان کاتالیزور توسعه.»
او در ادامه گفت: «اقتصاد ایران برای «توسعه» طراحی نشده (سالهاست درآمد سرانه ما حدود ۳۵۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار درجا میزند)، اما برای تابآوری (دوام در بحران) طراحی شده است. محدودیتها همیشه باعث نوآوری میشوند؛ دو نمونه بینالمللی در این زمینه وجود دارد:
اسرائیل: شاخص شدت تحقیق و توسعه (R&D Intensity – نسبت هزینه R&D به GDP) در اسرائیل حدود ۶.۵ درصد و بالاترین نرخ در دنیاست (در حالی که این عدد در آمریکا حدود ۳.۵ درصد و در ایران زیر ۰.۵ درصد است). تایوان: همواره زیر سایه تهدید چین بوده، اما امروز شرکت TSMC تایوان قلب تپنده انقلاب صنعتی سوم و چهارم و تولیدکننده ۷۰ درصد چیپهای الکترونیکی دنیاست.» بنابر گفته این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران سیستمها در برابر بحران در سه حالت قرار میگیرند:« شکننده، تحت فشار خرد میشوند، تابآور، مانند فنر فشرده میشوند و پس از بحران به حالت عادی برمیگردند و پادشکننده، سیستمهایی که از بحران تغذیه کرده و خود را بهبود میدهند.»
او در ادامه افزود:«امروز زمان آن است که شرکتهای ایرانی ذهنیت سنتی را کنار گذاشته و مدلهای کسبوکار جدید و پادشکننده را بر پایه هوش مصنوعی خلق کنند؛ زیرا AI به شدت بهرهوری، سرعت توسعه، تنوع محصول و شخصیسازی را بالا میبرد. بحران انرژی (مثل قطعی ۵۰ درصدی گاز کارخانهها در زمستان و به تبع آن قطعی برق) تا سالها با ماست. در این شرایط، شرکتها باید خودشان دریچههای جدیدی مثل گذار به انرژیهای تجدیدپذیر خورشیدی را خلق کنند.»
استراتژی سهگانه هوش مصنوعی در کسبوکار (سپر، سلاح، رادار) بنابر گفته محمدی، برای جنگیدن در این محیط متخاصم، کسبوکارها به یک کیت ابزار استراتژیک نیاز دارند که هوش مصنوعی هر سه رکن آن را فراهم میکند:
۱. سپر (کاهش آسیبپذیریها) کارکردهایی از هوش مصنوعی که از کسبوکار و داراییهای شما در برابر ضربات محیطی محافظت میکنند.
۲. سلاح (افزایش قدرت تهاجمی) کارکردهایی که به شما اجازه میدهند مدلهای کسبوکار و جریانهای درآمدی جدیدی را با سرعت بالا خلق کنید.
۳. رادار (دید استراتژیک) نقش چشمِ بینای کسبوکار را در میدان جنگ بازی میکند تا محیط و موقعیت رقیب را رصد کرده و موقعیت خود را تنظیم کند.
در افق ۵ تا ۱۰ ساله پیشرو، بحرانها بخش جداییناپذیر روزمرگی کسبوکارهای ایرانی خواهند بود. عبور از این طوفان کامل، نیازمند هجرت از ذهنیت سنتی به ذهنیت پادشکننده و بهکارگیری هوش مصنوعی به عنوان سپر، سلاح و رادار سازمان است.
۲۲۷۲۲۷
خرید ۶۰ میلیارد دلاری ایلان ماسک

خرید ۶۰ میلیارد دلاری ایلان ماسک اسپیساکس پلتفرم برنامهنویسی Cursor را با مبلغ ۶۰ میلیارد دلار تصاحب کرد تا جایگاه خود را در بازار هوش مصنوعی تثبیت کند.
به گزارش خبرآنلاین، شرکت اسپیساکس تنها چند روز پس از عرضه عمومی سهامش، از خرید پلتفرم برنامهنویسی Cursor با مبلغ ۶۰ میلیارد دلار خبر داد. این سرمایهگذاری سنگین، تلاشی برای تقویت جایگاه ایلان ماسک در رقابت با غولهای هوش مصنوعی است.
به نقل از زومیت، معاملهی جدید با هدف جذب مشتریان بزرگ سازمانی و کاهش فاصلهی تکنولوژیک با رقبایی نظیر OpenAI و انتروپیک انجام میشود.
این توافق چندان غیرمنتظره نبود. اسپیساکس در فروردین ماه توافق کرده بود که یا این پلتفرم را با قیمت ۶۰ میلیارد دلار بخرد و یا در صورت انصراف، مبلغ ۱۰ میلیارد دلار بهعنوان جریمه پرداخت کند.
مدیران اسپیسایکس در پروندهای که به کمیسیون بورس و اوراق بهادار ارائه شده، اعلام کردند که انتظار دارند معامله در سهماههی سوم سال ۲۰۲۶ نهایی شود.
ایلان ماسک پیشتر نارضایتی خود را از عملکرد ابزارهای کدنویسی xAI ابراز کرده بود. محصولات فعلی این شرکت در مقایسه با ابزارهایی مانند Claude Code و Codex عقبتر هستند.
خرید Cursor به اسپیساکس کمک میکند تا ابزارهای خودکارسازی کدنویسی را بهبود ببخشد. تقاضا برای ابزارهای برنامهنویسی کارآمد در سالهای اخیر رشد انفجاری داشته است.
صنعت نرمافزار اکنون به سمت «کدنویسی حسی» یا همان vibe coding حرکت میکند. این تغییر رویکرد، اهمیت پلتفرمهای هوشمند را بیش از گذشته نمایان کرده است.
۵۸۵۸
زیان خالص «OpenAI» در سال ۲۰۲۵ فاش شد: ۳۹ میلیارد دلار!

زیان خالص «OpenAI» در سال ۲۰۲۵ فاش شد: ۳۹ میلیارد دلار! OpenAI برای عرضه اولیه سهام خود در بورس آماده میشود و اسناد مالی آن نشان میدهند که با وجود رشد خیرهکننده در بخش درآمد، هزینههای هنگفت تحقیق و توسعه و سایر امور، این شرکت را با زیان مالی ۳۹ میلیارد دلاری مواجه کرده است. این ارقام که بهتازگی رسانهای شدهاند، تصویر دقیقی از اقتصاد پنهان رقابت شرکتهای هوش مصنوعی را نشان میدهد.
به گزارش خبرآنلاین، به نقل از دیجیاتو، مدارک مالی فاششده OpenAI نشان میدهد درآمد این شرکت از ۳.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به رقم قابلتوجه ۱۳.۰۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است. روند درآمدزایی به قدری سریع بوده که تا پایان سال ۲۰۲۵، درآمدهای ماهانه به مرز ۲ میلیارد دلار رسید، درحالیکه این عدد در اواخر سال ۲۰۲۴ فقط یک میلیارد دلار در هر سهماهه بود.
یافتههای فایننشال تایمز حاکی است که زیان خالص OpenAI هشت برابر شده و از ۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۳۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است. البته یک منبع آگاه به این رسانه گفته بخشی از این جهش ناشی از یک هزینه حسابداری غیرنقدی مرتبط با ساختار پیشین شرکت بوده و به عملکرد عملیاتی اصلی اوپنایآی ارتباطی نداشته است.
پیش از آنکه اوپنایآی اواخر سال گذشته به یک شرکت عامالمنفعه (Public Benefit Corporation) تبدیل شود، سرمایهگذاران این شرکت بهجای سهام متعارف، حقوق بهره قابلتبدیل دریافت میکردند. براساس قوانین حسابداری آمریکا، این حقوق بهعنوان بدهی ثبت میشدند و با افزایش ارزش شرکت، بهصورت دورهای ارزش آنها تغییر میکرد.
این منبع میگوید افزایش ارزش اوپنایآی باعث شد ارزش این حقوق متعلق به سرمایهگذاران نیز بالا برود و در نتیجه حدود ۳۰ میلیارد دلار هزینه حسابداری برای شرکت ایجاد شود. او افزود انتظار نمیرود این هزینه پس از تغییر ساختار شرکت دوباره تکرار شود.
با وجود رشد بینظیر درآمد OpenAI، هزینههای جاری شرکت تمام این درآمدها را میبلعد. هزینههای اوپنایآی در سال گذشته میلادی به ۳۴ میلیارد دلار رسید. فقط در بخش تحقیق و توسعه، مخارج از ۷.۸۱ میلیارد دلار به رقم ۱۹.۱۸ میلیارد دلار پرش کرد که دقیقاً ۱۰.۵۹ میلیارد دلار از آن به مایکروسافت پرداخت شده است.
هزینههای فروش و بازاریابی نیز با رشدی چشمگیر از ۱.۱۱ میلیارد دلار به ۵.۷۳ میلیارد دلار رسیدند. با جمعبندی تمام این موارد، مخارج عملیاتی شرکت از ۸.۷۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۴ به ۲۰.۹۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافت. بااینحال، اگر این ضرر را نسبت به درصد کل درآمدها بسنجیم، وضعیت زیان عملیاتی اندکی بهبود یافته و از ۲۳۷ درصد به ۱۶۰ درصد رسیده است. مدیران اوپنایآی به سرمایهگذاران وعده دادهاند که تا سال ۲۰۳۰ حتماً به سوددهی کامل دست پیدا خواهند کرد.
مخارج هنگفت OpenAI تا به امروز توسط سرمایهگذارانی تأمین شده است که مشتاقانه به دنبال کسب سهمی از پیروزیهای آینده هوش مصنوعی هستند. شرکت اوپنایآی در ماه مارس موفق شد ۱۲۲ میلیارد دلار سرمایه جدید جذب کند که ارزش کل مجموعه را به ۸۵۲ میلیارد دلار رساند. مدیران این شرکت در اوایل ماه جاری میلادی مدارک خود را به صورت محرمانه در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) ثبت کردند تا با عرضه اولیه سهام در بازار بورس، ارزش خود را به بیش از یک تریلیون دلار برسانند.
بااینحال، رقیب سرسختشان یعنی آنتروپیک نیز در همین ماه پس از جذب ۶۵ میلیارد دلار سرمایه و رسیدن به ارزش ۹۰۰ میلیارد دلاری، مدارک خود را برای ورود به بورس ثبت کرد و از نظر ارزشگذاری از اوپنایآی پیشی گرفت. برای تغییر مسیر از ضررهای میلیاردی به سمت سوددهی، شرکت چارهای جز مهار هزینهها، به ویژه مخارج سنگین توسعه و آموزش مدلهای پایه ندارد.
۵۸۵۸