محمد میرزمانی آهنگساز مستند «حال خونین دلان ۲» شد

محمد میرزمانی آهنگساز مستند «حال خونین دلان ۲» شد آهنگسازی مستند سینمایی «حال خونین دلان ۲، پهلوان جهان» بر عهده محمد میرزمانی که پیش‌تر موسیقی آثاری همچون سریال «کوچک جنگلی» و فیلم سینمایی «شوکران» را ساخته، قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پروژه، محمد میرزمانی آهنگسازی مستند سینمایی «حال خونین دلان ۲، پهلوان جهان» به کارگردانی بهروز افخمی و تهیه‌کنندگی میثم کریمی را برعهده گرفت.
مستند سینمایی «حال خونین دلان ۲، پهلوان جهان» دنباله‌ای بر مستند شناخته‌شده «حال خونین دلان» است که بهروز افخمی یک سال پس از ارتحال امام خمینی(ره) ساخت. این اثر تازه، با محوریت مراسم تشییع رهبر شهید، روایتگر حضور علاقه‌مندان و دلدادگان غیرایرانی از کشورهای مختلف جهان است که برای شرکت در این آیین به ایران سفر کرده‌اند.
این مستند تلاش دارد ابعاد انسانی، فرهنگی و فراملی این رویداد را از خلال روایت‌های شخصی و سفرهای مخاطبان خارجی به تصویر بکشد و علاوه بر ثبت لحظات مراسم، به زمینه‌های شکل‌گیری پیوند عاطفی و فکری شخصیت‌های حاضر با رهبر شهید بپردازد.
محمد میرزمانی پیش از این آهنگسازی آثار شاخصی همچون سریال‌های «کوچک جنگلی» و «ایوب پیامبر» و فیلم‌های سینمایی «شوکران»، «دیده‌بان» و «صبح اعدام» را برعهده داشته است.
«حال خونین دلان ۲، پهلوان جهان» محصول مشترک سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مرکز هنری رسانه‌ای نهضت است.
سایر عوامل این مستند عبارتند از مدیرتولید: مجید صیادی، مدیرفیلمبرداری: علی‌اکبر طالب‌زاده، فیلمبرداران: علی‌اکبر طالب‌زاده، پوریا هنرمند.

قطعه موسیقی «نیم‌شب» با صدای امیر عظیمی منتشر شد

قطعه موسیقی «نیم‌شب» با صدای امیر عظیمی منتشر شد در آستانه آئین بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب، قطعه موسیقی فیلم «نیم‌شب» با صدای امیر عظیمی منتشر شد.
دریافت 6 MB به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی موسسه تصویر شهر، قطعه موسیقی فیلم سینمایی «نیم‌شب» با صدا و آهنگسازی امیر عظیمی و شعر امید روزبه رونمایی شده است.
این قطعه در آستانه آئین بدرقه و تشییع رهبر شهید انقلاب منتشر شده است.
فیلم سینمایی «نیم‌شب» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی حبیب والی‌نژاد که براساس یک ماجرای واقعی در دل جنگ تحمیلی ١٢ روزه ساخته شد و روایتگر ایستادگی ملت ایران در آن روزهاست، از اواخر سال گذشته و در بحبوحه جنگ تحمیلی سوم، در سینماها اکران عمومی شد.
تازه‌ترین ساخته سینمایی مهدویان محصول موسسه تصویر شهر، اخیرا از مرز فروش ١٠ میلیارد تومان در سینماها عبور کرد.

آئین پایانی پویش فیلمسازی «وطن به روایت من» برگزار می‌شود

آئین پایانی پویش فیلمسازی «وطن به روایت من» برگزار می‌شود آئین پایانی دومین پویش ملی فیلم و عکس «وطن به روایت من» شنبه ۲۳ خرداد در سالن زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور برگزار می‌شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، آئین پایانی دومین پویش ملی «وطن به روایت من» شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ در سالن زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود.
در بخش فیلم دومین پویش ملی «وطن به روایت من» هیئت انتخاب و داوری متشکل از همایون اسعدیان، میترا مهتریان و هادی آفریده، پس از بررسی ۱۶۶ اثر رسیده به دبیرخانه پویش، ۱۴ اثر را متشکل از ۴ فیلم کوتاه داستانی، ۶ مستند کوتاه و ۴ فیلم کوتاه تجربی برای نمایش در ستون ویژه چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران انتخاب کردند.
همچنین حافظ احمدی، ساتیار امامی و رضا معطریان نیز در بخش عکسِ دومین پویش ملی «وطن به روایت من» پس از ارزیابی آثار رسیده به دبیرخانه پویش، ۴۲ عکس از ۲۶ عکاسِ را برای حضور در نمایشگاه عکس دومین پویش ملی «وطن به روایت من» معرفی کردند.
بر این اساس نمایشگاهی از عکس‌های منتخب این پویش با موضوع جنگ تحمیلی سوم، به مدت یک هفته در محوطه داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در معرض دید عموم علاقه مندان گذاشته می‌شود.

پایان مراسم یادبود شهدای میناب؛ دوباره کبوترهایمان را پیدا می‌کنیم!

پایان مراسم یادبود شهدای میناب؛ دوباره کبوترهایمان را پیدا می‌کنیم! آخرین برنامه «حضور و غیاب» به یاد شهدای مدرسه میناب شامگاه یکشنبه ۱۰ خرداد در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی خانه سینما، آخرین شب از برنامه شهدای مدرسه میناب شب گذشته ۱۰ خرداد با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت، علی ربیعی دستیار و مشاور اجتماعی رییس جمهور، رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی، مهدی شفیعی معاون امور هنری، حامد جعفری مدیرعامل بنیاد فارابی، نیکنام حسینی‌پور مدیر روابط عمومی وزارت فرهنگ‌ و ارشاد، محمد بهرامی بازیگر تئاتر، فرزین محدث بازیگر سینما و تئاتر، مجید قناد، علی روئین تن، سید مرتضی روحانی شهردار منطقه ۶، محمدرضا کارچی مشاور شهردار منطقه ۶، ابوالفضل روغنی گلپایگانی دبیرکل اتاق بازرگانی، محمود اولیایی رئیس کمیسیون مسئولیت های اجتماعی اتاق و جمعی از مدیران اتاق بازرگانی صنعت معدن و کشاورزی ایران و … در خانه هنرمندان برگزار شد.
در ابتدای این برنامه همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما با اشاره به چگونگی شکل‌گیری این برنامه گفت: سه خانه سینما، خانه تئاتر و خانه موسیقی جزو وظایف اجتماعی خود می‌دانستند که در بزنگاه‌هایی از این دست، به شیوه هنری خود، درد و رنج مردم و تجاوز وحشیانه صورت‌گرفته توسط آمریکا و اسرائیل علیه کشور را روایت کنند.

وی ادامه داد: یک گروه ۷۳ نفره در این شب‌ها زحمت کشیدند و این برنامه را برای مردم اجرا کردند و از من خواستند از هیچکس اسم نبرم.
مدیرعامل خانه سینما با قدردانی از حضور مسئولانی از وزارت ارشاد، سازمان سینمایی، اتاق بازرگانی و شهرداری منطقه ۶ بیان کرد: شهرداری منطقه ۶ بدون کوچک‌ترین دخالتی در محتوای برنامه کنار ما قرار گرفت. آقای روحانی شهردار منطقه ۶ و همکارانشان با نهایت صمیمیت امکانات برپایی این برنامه را در اختیار ما گذاشتند.
اسعدیان در پایان گفت: جا دارد از حمایت اتاق بازرگانی، صنایع و معادن کشاورزی ایران نیز بدون هیچ چشم‌داشتی تشکر کنم. این نوع برنامه‌ها ادامه خواهد داشت و سعی می‌کنیم به شکل خودمان، تصاویری از این جنگ تحمیلی سوم را به تصویر بکشیم.
بعد از صحبت های همایون اسعدیان، یک گروه موسیقی دمام‌زنی جنوبی را اجرا کردند و سپس نوبت به نوازندگان ویولن رسید.
در ادامه شیدا خلیق روی صحنه رفت و نقش یکی از مادران داغدار میناب را به مدت ۱۰ دقیقه روایت کرد. سپس مرضیه برومند برای اجرای خود روی صحنه رفت و نقش یک مادر شهید دفاع مقدس را بازی کرد که حالا نوه‌اش هم در مدرسه میناب شهید شده است.

در ادامه پرویز پرستویی روی سن رفت و در حالیکه نقش یک معلم را ایفا می‌کرد به صورت نمادین نام شاگردان مدرسه میناب را همراه با مردم حضور و غیاب کرد.
پرستویی در ادامه از حضار خواست تا جملاتی که می‌گوید را با او تکرار کنند: «ما دوباره کبوترهای‌مان را با مهربانی پیدا خواهیم کرد، دست زیبایی را خواهد گرفت، روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است، روزی که هر لب ترانه‌ای‌ است تا کمترین سرود بوسه باشد، انتظار می‌کشیم حتی روزی که دیگر نباشیم.»
در پایان گروه دمام‌نوازی جنوب به یاد بچه‌های میناب به اجرای برنامه پرداختند.

اعلام زمان برگزاری کنسرت «بازی تاج و تخت»

اعلام زمان برگزاری کنسرت «بازی تاج و تخت» فیلم‌-کنسرت «بازی تاج و تخت» با اجرای موسیقی متن قسمت های مختلف این سریال، ۱۸ و ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ برگزار می‌شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی پلتفرم، فیلم-کنسرت «بازی تاج و تخت»، با اجرای آثاری از رامین جوادی آهنگساز ایرانی، ساعت ۲۰:۳۰ روزهای دوشنبه ۱۸ و پنجشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۵ در هتل اسپیناس پالاس تهران، توسط فیدیبو روی صحنه می‌رود.
این فیلم‌-کنسرت با حضور ۱۵۰ نوازنده، ۴۲ قطعه از موسیقی‌های متن مجموعه «بازی تاج و تخت» را همزمان با نمایش تصاویر این اثر برای مخاطبان به مدت ۱۵۰ دقیقه اجرا خواهد کرد.
موسیقی «بازی تاج و تخت» در کنار روایت و تصاویر این مجموعه از شناخته‌شده‌ترین موسیقی‌های سریال در سال‌های اخیر به شمار می‌رود.
این فیلم-کنسرت با رهبری ارکستر سینا خیرآبادی و تهیه‌کنندگی وحید خالقی برگزار می‌شود.
بلیت‌فروشی این اجرا از ساعت ۱۲ یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، به‌طور اختصاصی در سایت فیدیبو انجام می‌شود.
فیلم‌-کنسرت‌های «هری پاتر»، «ارباب حلقه‌ها» و «بازی تاج و تخت» سه‌گانه پروژه موسیقایی-اقتباسی را شکل می‌دهند؛ پروژه‌ای که با «هری پاتر» آغاز شد، با «ارباب حلقه‌ها» ادامه یافت و اکنون با «بازی تاج و تخت» تکمیل می‌شود.
تاکنون در ۱۷ شب و ۳۲ سانس، آثاری از مجموعه‌های «هری پاتر»، «ارباب حلقه‌ها»، «میازاکی»، «هانس زیمر» و «برندگان اسکار موسیقی» در بازه زمانی خرداد تا دی ۱۴۰۴ اجرا شده است.

روایتی مستند از خواننده فولکلور گیلان؛ پنج سال همراه ناصر وحدتی بودیم

روایتی مستند از خواننده فولکلور گیلان؛ پنج سال همراه ناصر وحدتی بودیم مصطفی فرد کارگردان فیلم مستند «فرزند لیش» با اشاره به دلیل ساخت پرتره از ناصر وحدتی خواننده فولکلور گیلان درباره اکران این اثر صحبت کرد.
مصطفی فرد کارگردان فیلم مستند «فرزند لیش» که این روزها اکران آنلاین شده است، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره شرایط اکران این فیلم عنوان کرد: اکران این فیلم در گروه «هنر و تجربه» مصادف با ایام جنگ شد و متأسفانه امکان برگزاری اکران موفقی نداشتیم. «فرزند لیش» اکنون در پلتفرم «هاشور» به صورت آنلاین در دسترس است. برخی از دوستان و آشنایان که فیلم را تماشا کرده‌اند، نظرات مثبتی ابراز کردند که برای ما ارزشمند بود. اگر این مستند در شرایط عادی اکران می‌شد، بی‌گمان اتفاقات مطلوبی برای آن رقم می‌خورد.
وی افزود: تمایل داشتیم که مراسم رونمایی «فرزند لیش» در استان گیلان برگزار شود تا مخاطبان آن استان این اثر را مشاهده کنند؛ همچنان پیگیر تحقق این ایده هستیم.
این مستندساز درباره انگیزه ساخت مستند پرتره درباره ناصر وحدتی توضیح داد: در تمام استان‌ها، شخصیت‌ها و چهره‌های ماندگاری حضور دارند و ناصر وحدتی نیز یکی از چهره‌های ماندگار استان گیلان است. وحدتی سال‌ها در حوزه تولید و پژوهش موسیقی فولک فعالیت داشته و با سبک و شمایل جدید و زیبایی وارد موسیقی فولکلور گیلان شده است. اکنون بسیاری از آثار او توسط خوانندگان جوان دیگر در داخل و خارج از استان بازخوانی می‌شود.
این کارگردان اظهار کرد: نکته قابل توجه اینکه ناصر وحدتی، برخلاف بسیاری از افراد، موسیقی را به صورت تجربی و پس از دوران بازنشستگی آغاز کرد. البته او کارهای تحقیقاتی موسیقی فولک را دنبال می‌کرد اما موسیقی حرفه‌ای را بعد از بازنشستگی نزد استاد هادی حمیدی فراگرفت. ما در این مستند با استاد هادی حمیدی نیز گفتگو کرده‌ایم.

وی تأکید کرد: استاد وحدتی به دلیل شمایل و نوع اجرای زنده، مخاطبان خاصی دارد و مردم با او ارتباط برقرار می‌کنند؛ به همین دلیل، ما زودتر وارد مرحله تولید این مستند شدیم. هماهنگی‌هایی با خود او انجام دادیم و او نیز از ساخت این مستند رضایت داشت و بسیار با ما همکاری کرد. هدف اصلی فیلم، تمرکز بر محور موسیقی در زندگی ناصر وحدتی بوده و در کنار آن به برخی جنبه‌های دیگر فعالیت‌های او نیز پرداخته شده است.
فرد درباره زمان تولید این فیلم گفت: پیش‌تولید را اواسط سال ۱۳۹۶ آغاز کردیم و اواخر همان سال تولید را شروع کردیم. تولید این فیلم به دلیل تعدد کنسرت‌های آقای ناصر وحدتی و سفرهای مکرر او به خارج از کشور برای اجرا، پنج سال به طول انجامید. همچنین با دوستان و همکاران هنرمند او مصاحبه کردیم. تدوین اثر نزدیک به یک سال زمان برد، زیرا ۲ نسخه تدوین شد؛ یکی بسیار بلند بود و دیگری کوتاه‌تر شد تا برای مخاطب عام جذاب‌تر و خوش‌ریتم‌تر باشد.
وی در پایان درباره پروژه جدید خود عنوان کرد: اکنون در حال تولید مستندی اجتماعی به نام «دوستان» هستیم. موضوع این مستند، شخصیتی است که با کودکان توان‌خواه به اجرای تئاتر می‌پردازد. این اثر در نیمه پایانی فیلمبرداری قرار دارد. امیدواریم این مستند برای جشنواره «سینماحقیقت» آماده شود، اما کیفیت و تدوین آن را فدای سرعت نخواهیم کرد. این کودکان توان‌خواه در استان گیلان سکونت دارند و حدود ۲۰ سال است که به اجرای تئاتر مشغول هستند.
در این مستند پرتره چهره‌هایی همچون پرویز فکر آزاد، آرش عشقی، صابر غلامی‌پور، مجید پتکی، بیژن رحمتی لرد و سید هاشم موسوی حضور دارند و درباره زندگی شخصی و هنری ناصر وحدتی و اثرگذاری آثار او بر فرهنگ فولکلور صحبت کرده‌اند.
دیگر عوامل این مستند عبارتند از تصویربرداران: مصطفی فرد، مهدی پژمان، ایمان غلام‌رضاپور، شهراد شهواره، صدابردار: مهدی ذوقی، تدوین‌ و صداگذاری: آرمان حاجتی، علیرضا دریادل و با حضور ناصر وحدتی.

نمایش «راش» در نخستین برنامه «سینما جنگ» موزه هنرهای معاصر تهران

نمایش «راش» در نخستین برنامه «سینما جنگ» موزه هنرهای معاصر تهران در نخستین رویداد «سینما جنگ»، مستند «راش» در موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درمی‌آید.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران، سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران با همکاری مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی، رویداد «سینما جنگ» را برگزار می‌کند. در نخستین برنامه از این رویداد، فیلم مستند «راش» به کارگردانی نیما مهدیان به نمایش درمی آید.
این مستند که محصول سال ۱۴۰۴ است، موفق به دریافت تندیس و دیپلم افتخار بهترین فیلم بلند بخش ایران (جنگ) از نوزدهمین جشنواره فیلم «سینماحقیقت» شده است.
فیلم «راش» امروز ۴ خرداد ساعت ۱۶ در سالن سینماتک نمایش داده می‌شود و پس از آن، جلسه نقد و بررسی با حضور کارگردان برگزار خواهد شد.
علاقه مندان برای تماشای این فیلم می توانند به نشانی خیابان کارگر شمالی، جنب پارک لاله، موزه هنرهای معاصر تهران، سالن سینما تک مراجعه کنند.
حضور برای عموم آزاد و رایگان است.

روایت‌هایی که به پخش نرسیدند؛ از شب‌های خونین تهران تا امانتداری حقیقت

روایت‌هایی که به پخش نرسیدند؛ از شب‌های خونین تهران تا امانتداری حقیقت داریوش فتحی از تجربه‌های تلخ تصویربرداری و گزارشگری جنگ، دشواری‌های میدانی، الزامات لجستیکی و مسئولیت اخلاقیِ روایتگری در میانه بحران؛ جایی که هر تصویر، به سندی از تاریخ بدل می‌شود، سخن گفت.
خبرگزاری مهر-گروه هنر-آزاده فضلی؛ در میدان‌ نبرد، جایی که هیاهوی جنگ و غبار اطلاعات ضدونقیض، تشخیص حقیقت را دشوار می‌کند، خبرنگار و راوی حقیقت بودن فراتر از یک حرفه، به یک آزمون سخت اخلاقی بدل می‌شود. در حرفه خبرنگاری جنگ، سخت‌ترین لحظه نه زمان انفجار، بلکه ساعتی است که دوربین‌ها خاموش می‌شوند و بار سنگین تصاویر در خلوت خبرنگار جان می‌گیرند.
در گفتگوی پیش‌رو که با داریوش فتحی خبرنگار – گزارشگر تصویری خبرگزاری مهر داشتیم، به بررسی مرز باریک میان بی‌طرفی و همدلی، چالش‌های راستی‌آزمایی در فضای جنگ روانی و لحظات سرنوشت‌سازی پرداخته‌ایم که در آن، انسانیت بر رسالت خبری پیشی می‌گیرد. در این گفتگو، به بررسی تبعات روانی حضور در مناطق جنگی، بازخوانی شب‌های پرالتهاب تهران در اسفند ۱۴۰۴ و نقش حیاتی «روایت‌گری» در شکستن بن‌بست‌های خبری و تحریف‌های رسانه‌ای پرداخته‌ایم.
در ادامه مشروح این گفتگو را می‌خوانید.
* آقای فتحی، شما به عنوان یک گزارشگر و فیلمبردار در میان هیاهو و خشونت جنگ رمضان، چگونه مرز باریک بین «بی‌طرفی خبری» و «همدلی انسانی» را حفظ کردید؟
در شرایط جنگی، بی‌طرفی به معنای پرهیز از قربانی کردن حقیقت در پیشگاه احساسات است و همدلی، به مفهوم ممانعت از حذف بعد انسانی از بطن روایت‌ها. همواره تلاش کرده‌ام میان این ۲ ساحت، نه دیواری رسوخ‌ناپذیر بنا کنم و نه یکی را فدای دیگری سازم؛ بلکه با ایجاد پلی میان آنها، مسیری فراهم آورم که علاوه بر عبور دقیق حقیقت، صدای رنج انسان‌ها نیز به گوش برسد.

در مقام عمل، این رویکرد برای من به معنای تفکیک دقیق میان «واقعیت» و «واکنش» است. واقعیت‌ها را با وسواس حرفه‌ای و بدون جانبداری راستی‌آزمایی و روایت کرده‌ام؛ اما در انتخاب سوژه‌ها و زوایای دید، اجازه داده‌ام رنج‌های انسانی تجلی یابند تا در میان انبوه آمار و ارقام گم نشوند. معتقدم خبرنگار در بحران، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه شاهد زمانه است؛ شاهدی که باید هم امانت‌دار حقیقت باشد و هم روایت‌گر دردهایی که در صورت مسکوت ماندن، گویی هرگز وجود نداشته‌اند. از این رو، تلاش کردم نه احساس را بر گزارش تحمیل کنم و نه گزارش را از عاطفه تهی سازم؛ بلکه روایتی ارائه دهم که در عین دقت، واجد ابعاد انسانی باشد.
خبرنگار در بحران، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه شاهد زمانه است؛ شاهدی که باید هم امانت‌دار حقیقت باشد و هم روایت‌گر دردهایی که در صورت مسکوت ماندن، گویی هرگز وجود نداشته‌اند
* آیا تا به حال در موقعیتی قرار گرفته‌اید که مجبور شوید بین نجات دادن یک انسان و ثبت یک لحظه تاریخی با دوربین‌تان، یکی را انتخاب کنید؟ در آن لحظه چه کردید؟
بله، این موقعیت دشوار را تجربه کرده‌ام. در پی یک حمله که منجر به فرو ریختن ساختمانی مسکونی شد، با مردی مواجه شدم که علی‌رغم نجات یافتن، دختر و دامادش زیر آوار مانده بودند. او در وضعیت شوک شدید قرار داشت و حتی شماره تماس نزدیکانش را به یاد نمی‌آورد. لحظاتی بعد، پیکری از زیر آوار خارج شد که شواهد نشان می‌داد احتمالاً دختر اوست. با حفظ صداقت، حقیقت را به او اطلاع دادم و زمانی که مشاهده کردم قصد دارد از فرط استیصال خود را به زیر آوارها بیندازد، دوربین و رسالت روایت‌گری برایم اولویت خود را از دست دادند. او را نگاه داشتم و تا زمان رسیدن نیروهای امدادی در کنارش ماندم. آن لحظه برای من حاوی پاسخی روشن بود: گاهی خبرنگار بودن، مستلزم آن است که در وهله نخست، یک «انسان» باشیم.
* چطور در محیطی که اطلاعات ضد و نقیض و جنگ روانی بیداد می‌کند، از صحت گزارش‌های خود اطمینان حاصل می‌کنید؟
در اتمسفر جنگی، حتی در مورد اخبار حساس و به اصطلاح «داغ»، از انتشار هرگونه مطلب بدون تأیید نهایی خودداری می‌کردم. اطلاعات را دست‌کم با دو یا سه منبع مستقل تطبیق می‌دادم؛ به‌طور مثال برای احراز آمار مجروحان و شهدا، از مراجعی نظیر اورژانس، هلال احمر و نهادهای امنیتی استعلام می‌گرفتم. در تخمین خسارات ساختمانی نیز همواره به ارائه اعداد تقریبی بسنده کرده و مرزی دقیق میان دانسته‌های قطعی و موارد غیرقطعی قائل می‌شدم تا در گزارش تصریح شود که برخی جزئیات هنوز نهایی یا قطعی نیستند.

* ترس برای شما چه تعریفی دارد و چگونه آن را مدیریت می‌کنید تا مانع کارتان نشود؟
ترس در میدان نبرد برای من یک واکنش طبیعی است و نه یک نقطه ضعف؛ اتفاقاً فقدان آن می‌تواند خطرآفرین باشد، چرا که منجر به بی‌احتیاطی می‌شود. تفاوت در اینجاست که اجازه نمی‌دادم ترس منجر به فلج شدن عملکردم شود، بلکه تلاش می‌کردم آن را به تمرکز بدل کنم. در لحظات بحرانی، ذهنم را بر وظایفِ مشخص متمرکز می‌سازم اینکه چه عناصری را باید مشاهده کنم، چگونه راستی‌آزمایی انجام دهم و به چه شکلی روایت کنم. این تمرکز، ترس را از یک مانع بازدارنده به یک حسگر هشداردهنده تبدیل می‌کند که باعث می‌شود از آن فاصله بگیرم. شاید ترس هرگز به کلی زایل نشود اما می‌توان آموخت که چگونه با آن کار کرد، نه اینکه با آن به ستیز برخاست.
با توجه به جنبه‌های انسانی جنگ، معتقدم گزارش‌های حساس باید به زبان‌های زنده دنیا منتشر شوند تا پیام آنها محصور در مخاطب داخلی نماند* معمولاً در تهیه گزارش برای بهتر دیده شدن یا انعکاس بهتر یک واقعه، چه عملکردی دارید و چه پیشنهادی در این زمینه مطرح کرده‌اید؟
برای ارتقای کیفیت و انعکاس دقیق‌تر واقعیت، همواره چند اصل را مدنظر قرار می‌دهم: نخست، محوریت بخشیدن به «روایت انسانی»، چرا که مخاطب بیش از آمارهای خشک، با ابعاد انسانی ماجرا ارتباط برقرار می‌کند. در کنار آن، مستند بودن و تکیه بر شواهد میدانی را شرط لازم برای جلب اعتماد مخاطب و اتکای حرفه‌ای می‌دانم.
یکی از پیشنهادات من، توجه به ابعاد بین‌المللی روایت‌ها بوده است؛ با توجه به جنبه‌های انسانی جنگ، معتقدم گزارش‌های حساس باید به زبان‌های زنده دنیا منتشر شوند تا پیام آنها محصور در مخاطب داخلی نماند. به‌ویژه در موضوعاتی نظیر حمله به مراکز غیرنظامی، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌هایی همچون علم و صنعت، شریف و شهید بهشتی یا اماکن دیپلماتیک، این روایت‌ها می‌توانند در چارچوب حقوق بین‌الملل مورد توجه افکار عمومی جهان قرار گرفته و به عنوان اسنادی تاریخی ثبت شوند. همچنین، بازتاب واکنش‌های مردمی در صحنه، ابعاد دیگری از رنج‌های ناشی از جنگ را به تصویر می‌کشد که همواره در اولویت کاری ما بوده است. در مجموع، تلاش من بر این است که گزارش صرفاً یک خبر نباشد، بلکه روایتی ماندگار، دقیق و اثرگذار باشد.

* در دوران حملات، وقتی دوربین‌ها خاموش می‌شدند و از منطقه جنگی به آرامش خانه برمی‌گشتید، چگونه با بارهای سنگین روانی و تصاویری که دیده‌ بودید، کنار می‌آمدید؟
با خاموش شدن دوربین‌ها، در واقع بخش دشوار رسالت ما آغاز می‌شود. پس از بازگشت به دفتر تحریریه، ناگزیر بودیم ساعت‌ها به بازبینی راش‌ها و تصاویر جهت تدوین گزارش بپردازیم؛ امری که مواجهه دوباره با صحنه‌های دلخراش را اجتناب‌ناپذیر می‌کرد. در آن مقطع، به دلیل شرایط بحرانی و سنگینی روانی فضا، کمتر به منزل مراجعه می‌کردم. در طول یک بازه ۵۰ روزه، شاید در مجموع تنها ۱۰ روز را در خانه سپری کردم. زمانی که اطرافیان درباره فرجام جنگ یا تحلیل‌های سیاسی پرسش می‌کردند، ترجیح من سکوت بود؛ چرا که رسالت ما نه تحلیل نهایی یا پیش‌بینی آینده، بلکه روایتِ وفادارانه واقعیت‌های موجود است. نهایتِ تلاش ما، کنار هم چیدن شواهد (فکت‌ها) با آگاهی از این نکته است که شاید دستیابی به یک تصویر صد درصدی و کامل از جنگ هرگز میسر نشود.
سخت‌ترین بخش گزارشگری، مواجهه بی‌واسطه با انسان‌هاست؛ جایی که هیچ حائلی میان خبرنگار و واقعیت عریان وجود ندارد، در چنین شرایطی، تنها انگیزه برای دوام آوردن، روایت‌گری است تا اجازه ندهیم این دردها در سکوت تاریخ مدفون شونداز منظر روانی، برخی تصاویر هرگز انسان را رها نمی‌کنند. در سکوت شب، آن صحنه‌ها دوباره در ذهن زنده می‌شوند و کم‌خوابی‌های مفرط نیز به این وضعیت دامن می‌زد. به‌خاطر دارم در روزهای آغازین نبرد، نزدیک به ۷۲ ساعت بیداری مداوم را تجربه کردیم که ذهن و جسم را در حالت آماده‌باش دائم قرار می‌داد. مشاهده پیکر شهدا در سردخانه‌ها یا مواجهه با بقایای انسانی در محل اصابت موشک‌ها، پدیده‌هایی نیستند که به‌سادگی از حافظه محو شوند؛ این‌ها از قالب تصویر خارج شده و به بخشی از هویت و حافظه خبرنگار بدل می‌شوند. گاهی به این باور می‌رسیدیم که شاید دیگر هرگز به آن انسانی که پیش از جنگ بودیم، بازنگردیم. سخت‌ترین بخش گزارشگری، مواجهه بی‌واسطه با انسان‌هاست، جایی که هیچ حائلی میان خبرنگار و واقعیت عریان وجود ندارد؛ در چنین شرایطی، تنها انگیزه برای دوام آوردن، روایت‌گری است تا اجازه ندهیم این دردها در سکوت تاریخ مدفون شوند.
* آیا لحظه‌ای بوده که با خود بگویید «این آخرین گزارش من است»؟ چه چیزی باعث شد دوباره ادامه دهید؟
مشاهده پیکر بی‌سرِ یک نوزاد ۱۰ روزه، یا دیدن مادری که از زیر آوار زنده خارج شده اما فرزند ۲ ساله‌اش در آغوش او جان سپرده است، چنان بهتی ایجاد می‌کند که گویی تمام غم جهان بر سر انسان آوار شده است. یا پدری که مأیوسانه نام دخترش را در میان ویرانه‌ها صدا می‌زند و پاسخی نمی‌شنود … تحمل این صحنه‌ها فراتر از توان معمول بشری است.

اما تلخ‌ترین خاطره مشترک تیم ما و مردم، شبی بود که آرزو می‌کردیم هرگز به سپیده نرسد؛ شب اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب. مأموریت ما حضور در میدان انقلاب پیش از سحر و گزارش واکنش‌های مردمی بود. آنچه مشاهده کردیم، وصف‌ناپذیر و شبیه به صحنه قیامت بود؛ حضوری انبوه از تمامی اقشار جامعه در آن ساعت اولیه صبح، حاکی از بهتی عظیم و غیرقابل باور بود. شیون‌های آن دختر خردسال که با کلامی جانسوز از فقدان تکیه‌گاهش می‌گفت، هنوز در گوشم طنین‌انداز است. آن فضا و تصاویر، تداعی‌گر بهت و عزای عمومی مردم در سال ۱۳۶۸ و زمان رحلت امام خمینی (ره) بود؛ صحنه‌هایی به غایت عجیب و تکان‌دهنده که هر بیننده‌ای را در جای خود میخکوب می‌کرد.
* به نظر شما، یک گزارشگر یا تصویربردار جنگ چقدر می‌تواند در تغییر سرنوشت یک نبرد یا جلب حمایت‌های بین‌المللی برای غیرنظامیان موثر باشد؟
واقعیت این است که یک گزارشگر جنگ به تنهایی قادر به تغییر سرنوشت نظامی یک نبرد نیست. با این حال، نقش خبرنگار در «تغییر روایت» بی‌بدیل است؛ یک گزارشگر با به تصویر کشیدن واقعیت‌های میدانی و رنج غیرنظامیان، می‌تواند افکار عمومی را برانگیزد. هنگامی که حساسیت افکار عمومی در سطح ملی یا بین‌المللی برانگیخته شود، فشار ناشی از آن به دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های امدادی منتقل شده و در نهایت بر فرآیندهای تصمیم‌گیری، از افزایش کمک‌های بشردوستانه تا شکل‌گیری فشارهای دیپلماتیک، اثر می‌گذارد. برای نمونه، در حالی که دشمنان تلاش داشتند در قبال موضوع شهدای غیرنظامی در میناب و دیگر مناطق سکوت کنند تا از بار مسئولیت آن بگریزند، این روایت‌گری مستند بود که مانع از تحریف واقعیت شد. نپرداختن به یک واقعه در زمان جنگ، خود یک تکنیک رسانه‌ای برای تحریف است؛ دشمن به جای مواجهه با حقیقت، آگاهانه سکوت می‌کند و با بزرگ‌نمایی موضوعات حاشیه‌ای، سعی در مهندسی افکار عمومی دارد. در چنین شرایطی، حضور گزارشگر مانع از آن می‌شود که حقایق به‌کلی نادیده گرفته شوند.
در حالی که دشمنان تلاش داشتند در قبال موضوع شهدای غیرنظامی در میناب و دیگر مناطق سکوت کنند تا از بار مسئولیت آن بگریزند، این روایت‌گری مستند بود که مانع از تحریف واقعیت شد
* تکان‌دهنده‌ترین داستانی که در حاشیه جنگ رمضان دیده‌اید و هرگز فرصت نشد در بخش خبری پخش شود، چه بود؟
ساعت حدود سه بامداد بو..