پرسش جذاب حقوقی-اخلاقی «اسکورت» از مخاطب
پرسش جذاب حقوقی-اخلاقی «اسکورت» از مخاطب «اسکورت» یوسف حاتمیکیا را میتوان در وهله نخست یک فیلم جادهای، اکشن و پرتعلیق دانست؛ فیلمی که از تعقیبوگریز، سرعت، جاده و مواجهه پلیس با شوتیها برای ساختن هیجان استفاده میکند. اما زیر این لایه پرسرعت، مسئلهای بسیار قدیمیتر و جدیتر جریان دارد: اگر روزی قانون انسان را در موقعیتی قرار دهد که اجرای آن به قیمت از دست رفتن جان یک انسان تمام شود، تکلیف چیست؟
اصلان، با بازی امیر جدیدی، در آغاز فیلم نماینده نظم قانونی است. او مأمور اجرای قانون است و شوتی برای او نه یک انسان گرفتار مناسبات اقتصادی و اجتماعی، بلکه در درجه نخست ناقض قانون است. تعقیب شوتی و برخورد او با حلما، با بازی هدی زینالعابدین، در همین چارچوب شکل میگیرد. حتی تقدیر از اصلان پس از این ماجرا، معنای نمادین مهمی دارد: قانون او را به دلیل انجام درست وظیفهاش تشویق میکند. او در این نقطه هنوز مسئلهای ندارد؛ قانون روشن است، وظیفه روشن است و مرز «حافظ قانون» و «مجرم» نیز ظاهراً مشخص. اما فیلم دقیقاً از جایی آغاز میشود که این مرز روشن فرو میریزد.
اصلان بعدها برای رساندن داروی سرطان به دوست بیمار خود با موقعیتی مواجه میشود که دیگر نمیتوان آن را با دوگانه ساده «قانونشکن/قانونمدار» توضیح داد. او برای تهیه دارو ناچار میشود با همان چیزی همراه شود که پیشتر وظیفهاش مبارزه با آن بوده است: شوتی. تناقض اصلی فیلم همینجاست. مردی که چندی پیش برای مقابله با قاچاق مورد تقدیر قرار گرفته، حالا برای انجام کاری که از نظر انسانی قابل دفاع است، باید به همان ساختاری وارد شود که قانون آن را ممنوع کرده است. این تضاد، «اسکورت» را از یک فیلم صرفاً پلیسی به یک موقعیت اخلاقی تبدیل میکند.
از منظر حقوقی، مسئله فیلم را نباید خیلی ساده به این صورت خلاصه کرد که «کار خیر، جرم را توجیه میکند». حقوق مدرن اساساً برای چنین موقعیتهایی مرزهایی پیچیدهتر از این ترسیم میکند. ممکن است انگیزه مرتکب انسانی و خیرخواهانه باشد، اما صرف خیرخواهانه بودن انگیزه، فینفسه وصف مجرمانه عمل را از بین نمیبرد. در عین حال، نظامهای حقوق کیفری برای موقعیتهای اضطراری و تعارض منافع مهم نیز نهادهایی پیشبینی کردهاند که نشان میدهند قانون خود میداند انسان همیشه در شرایط عادی تصمیم نمیگیرد. بنابراین پرسش حقوقی مهمتر این نیست که «اصلان آدم خوبی است یا نه»، بلکه این است که آیا وضعیت او میتواند از منظر حقوقی، وضعیت اضطرار و ضرورت تلقی شود یا خیر؛ یعنی آیا خطر جدی و قریبالوقوعی وجود داشته، آیا راه دیگری برای نجات وجود داشته و آیا اقدامی که انجام داده با خطری که قصد دفع آن را داشته تناسب داشته است؟
فیلم البته وارد چنین تحلیل حقوقی دقیقی نمیشود و شاید اگر میشد نقطه قوت مهمی در فیلمنامه بود. زیرا اگر قرار است تعارض قانون و اخلاق موتور اصلی درام باشد، هرچه وضعیت حقوقی انتخاب اصلان دقیقتر طراحی میشد، فیلم میتوانست مخاطب را بیشتر درگیر کند. اکنون مخاطب بیش از آنکه با یک مسئله حقوقی چندلایه مواجه باشد، با یک کشمکش عاطفی مواجه است: بیماری، دوست، دارو و ضرورت نجات یک انسان. اما اهمیت «اسکورت» در این است که پرسش را مطرح میکند، حتی اگر پاسخ آن را به اندازه کافی پیچیده نکند.
در اینجا میتوان فیلم را در برابر اخلاق کانتی قرار داد. در اخلاق کانت، ارزش اخلاقی عمل به نتیجه آن وابسته نیست؛ عمل اخلاقی عملی است که از روی تکلیف و مطابق اصلی انجام شود که بتوان آن را به قانونی عام تبدیل کرد. به تعبیر ساده، نمیتوان گفت چون نتیجه یک عمل خوب است، خود عمل نیز الزاماً اخلاقی است.
اگر با این معیار به رفتار اصلان نگاه کنیم، انتخاب او دشوار میشود. آیا میتوان قاعدهای اخلاقی ساخت که بگوید هر مأمور قانون هرگاه هدف انسانی مهمی داشته باشد میتواند قانون را نقض کند؟ روشن است که اگر پاسخ مثبت باشد، خود مفهوم قانون و نظم عمومی آسیب میبیند. اگر هرکس بتواند خیر شخصی خود را مجوز نقض قانون بداند، قانون دیگر «قانون» نخواهد بود، بلکه صرفاً توصیهای مشروط به تشخیص افراد خواهد شد.
از این منظر، اصلان در پایان فیلم انتخابی اخلاقی به معنای کانتی انجام نمیدهد؛ بلکه انتخاب او بیشتر به اخلاق نتیجهگرا نزدیک میشود: یک عمل ممنوع را میپذیرد چون نتیجه آن نجات جان یک انسان است. او میان «درست بودن عمل» و «خوب بودن نتیجه» دومی را انتخاب میکند.
اما آیا این انتخاب الزاماً غیراخلاقی است؟ اینجاست که فیلم پرسشی جذابتر از خود پاسخ مطرح میکند. زندگی واقعی بسیار پیچیدهتر از نظامهای اخلاقی انتزاعی است. در جهان واقعی، گاهی انسان با موقعیتی مواجه میشود که رعایت بیچونوچرای یک قاعده میتواند به نتیجهای منتهی شود که با غایت همان نظام اخلاقی ناسازگار باشد. قانون برای حفظ نظم و امنیت انسانهاست؛ اگر اجرای خشک یک قانون در یک موقعیت استثنایی مستقیماً به نابودی یک انسان منجر شود، آیا میتوان همچنان گفت که اجرای قانون بدون توجه به نتیجه، عین عدالت است؟
این همان نقطهای است که «اسکورت» از قانون به عدالت میرسد.قانون و عدالت هممعنا نیستند، هرچند نظام حقوقی مدرن اساساً باید برای تحقق عدالت طراحی شود. مأمور پلیس وظیفه دارد قانون را اجرا کند، اما انسان بودن او نیز پیش از مأمور بودنش قرار دارد. مسئله اصلان این نیست که آیا میتواند قانون را زیر پا بگذارد؛ مسئله این است که آیا میتواند در برابر رنج یک انسان بیتفاوت بماند فقط به این دلیل که دستورالعمل رسمی چنین اقتضا میکند.
یکی از نقاط قوت فیلم این است که شوتی را صرفاً به شکل «قاچاقچی» تصویر نمیکند. فیلم به وضعیت معیشتی و اجتماعی این افراد نیز نگاه میکند و نشان میدهد که پشت برچسب حقوقی «قاچاقچی»، انسانی با انگیزه، نیاز، ترس و انتخاب وجود دارد. این رویکرد به معنای تطهیر شوتی نیست.
از این منظر، تقابل اصلی «اسکورت» نه قانون و بیقانونی، بلکه «قانون بدون انسان» و «قانون در خدمت انسان» است. البته فیلم نباید از این گزاره به نتیجه خطرناک «هرجا قانون با وجدان ما تعارض داشت، قانون را کنار بگذاریم» برسد. چنین نتیجهای هم از نظر حقوقی و هم از نظر اخلاق عمومی مخرب است. اهمیت فیلم دقیقاً در این است که مورد اصلان را یک استثنا و یک موقعیت بحرانی میسازد، نه یک قاعده عمومی.
شاید بهترین پرسش پس از پایان فیلم این نباشد که «آیا اصلان کار درستی کرد؟» بلکه این باشد که «اگر ما جای او بودیم چه میکردیم؟»
*پژوهشگر، نویسنده و کارگردان
۲۴۲۲۴۲
فراخوان همکاری فعالان هنر و رسانه در داوری جشنوارههای هنری مدرسه
فراخوان همکاری فعالان هنر و رسانه در داوری جشنوارههای هنری مدرسه یازدهمین دوره جشنوارههای هنری مدرسه برای تکمیل تیم داوری بخشهای عکس، گرافیک و فیلم، از فعالان و متخصصان حوزه هنر و رسانه دعوت به همکاری میکند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی رویداد، جشنوارههای هنری مدرسه در راستای بهرهگیری از تجربه و نگاه حرفهای فعالان حوزه هنر و رسانه، فراخوان همکاری در داوری آثار دانشآموزان را منتشر کرده است.
بر اساس این فراخوان، علاقهمندان و فعالان حرفهای حوزههای مرتبط با عکاسی، گرافیک، فیلمسازی و فیلمنامهنویسی که دارای تجربه و سابقه فعالیت در این زمینهها هستند، میتوانند برای حضور در فرآیند داوری آثار دانشآموزان اعلام آمادگی کنند.
متقاضیان میتوانند برای ثبتنام اولیه و ارسال رزومه، از طریق صفحات جشنواره در شبکههای اجتماعی به نشانیهای (madresephotographicsfestival@ و madresefilmfestival@) با برگزارکنندگان در ارتباط باشند.
تابش «نور» به خورشید رسید
تابش «نور» به خورشید رسید نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی با عنوان «نور» عصر جمعه ۲۷ شهریور در گالری خورشید افتتاح میشود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مشاور رسانهای رویداد، نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی «نور»، ساعت ۱۶ روز جمعه ۲۷ شهریور، به مدیریت هنری آیناز زارعی نقاش و مدیر گروه هنری آیتیست در گالری خورشید افتتاح میشود.
در نمایشگاه «نور»، ۳۶ هنرمند به نامهای ابرار ثامر، اعظم فلاح سفیدکوه، الهام طبسی نژاد، امیر اشکان فتاحی، آتنا چهاردولی، بتسابه قنبری، پارمیدا امیرحاج، پروانه دیوبند، پریا سادات لواسانی، پریسا گل محمدی، حسام افتخاری، خیزران معادی رودسری، دیانا مظاهری، رها آزادمهر، زهرا عبداله پور، زهرا مرادی قهدریجانی، زینب عبداللهی، سارا بهبودی، سارا تاجی زاداگان، سیده فریبا فتاحی، شکیلا مفتخر، صبا صبوری، فاطمه جعفری، فائزه سادات حاجی میراحمدی، لیلا بیگوند، لیلا حبیبی، لیلا فرزان فرد، محمودرضا هفته خانکی، مرتضی اکبری، مرضیه بمانی پور، مریم جنگی خامنه، معصومه صادقیان، مینا مختاری، ندا کاظمی، نگار یوسفی، یسنا صداقت پور، ۴۶ اثر خودشان در زمینه هنرهای تجسمی را به نمایش میگذارند.
علاقهمندان به هنر میتوانند برای تماشای آثار هنرمندان از روز جمعه ۲۷ تا روز دوشنبه ۳۰ شهریور، از ساعت ۱۶ تا ۱۹ به گالری خورشید واقع در بلوار آفریقا، کوچه تور، پلاک ۷۰، طبقه یک، واحد یک مراجعه کنند. اختتامیه رویداد روز سهشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ برگزار خواهد شد.
«برسد به دست مالدینی»؛ وقتی مهاجرت با فوتبال و بیماری گره میخورد
«برسد به دست مالدینی»؛ وقتی مهاجرت با فوتبال و بیماری گره میخورد فیلم «برسد به دست مالدینی» روایتگر داستان دختری افغانستانی است که برای برآورده کردن آخرین آرزوی برادر بیمارش، از دل سختیهای مهاجرت در جستجوی پائولو مالدینی است.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، فیلم سینمایی «برسد به دست مالدینی» به تهیهکنندگی و کارگردانی مهدی علمینیا، با مشاوره کارگردانی مسعود اطیابی و مشاوره تهیهکنندگی سید ضیا هاشمی، پس از اکران در سینماهای هنر و تجربه سراسر کشور حالا در اکران آنلاین به نمایش درمیآید.
این فیلم که با نگاهی به موضوع مهاجرت، همزیستی انسانی، حقوق بشر، صلح و برابری میان ملتها ساخته شده است و در برخی جشنواره های بین المللی هم حضور داشته است.
مهدی علمینیا -تهیهکننده و کارگردان فیلم «برسد به دست مالدینی»- در گفتوگو با ایسنا، از شکلگیری ایده فیلم، نگاه انسانی به بحران مهاجرت، آسیبپذیری زنان در این مسیر و موفقیتهای جهانی فیلم سخن گفت که در ادامه میخوانید:
شکلگیری ایده؛ از مهاجرت اجباری تا همزیستی انسانی
علمینیا درباره چگونگی شکلگیری ایده اصلی فیلم اظهار کرد: موضوع این کار از مهاجرت اجباری در خاورمیانه و جابهجایی جمعیتهایی شکل گرفت که بهدلیل جنگهای پیوسته و ناجوانمردانه، از زمان داعش تا امروز، مجبور به ترک دیار خود شدهاند. جامعه هدف ما بحث مهاجرت بود و این حس انسانی و حقوق بشری که در برخورد با این مسئله به ذهنمان رسید.
وی افزود: قصه از جایی شروع میشود که حملات تروریستهای داعش به افغانستان، پدر یک خانواده را میکشد و آنها را ناچار به مهاجرت به ایران میکند. در این میان، برخورد دوستانه و همسایگی ایرانیان با این مهاجران باعث شد تا موضوع خدمترسانی در یک روستا را به تصویر بکشیم، اما درعینحال، سختیهای مهاجرت و نبود امتیازات اولیه، چالشهای تازهای را رقم زد.
نگاهی به جامعه زنان در دل یک درام تلخ
این کارگردان سینما درباره رویکرد خود به جامعه زنان گفت: تمرکز اصلی فیلم بر جامعه زنان است؛ زنی که مجبور میشود در کشوری دیگر، هزینه زندگی خانواده را تأمین کند. برادر کوچکش عاشق فوتبال است و آرزو دارد به ایتالیا یا آلمان برود تا بازیکنان محبوبش را ببیند، اما به بیماری مبتلا میشود.
وی یادآور شد: زن قصه ما در این میان متوجه میشود که در ایران، تیم پیشکسوتان آثمیلان و بازیکن محبوبش پائولو مالدینی با پیشکسوتان پرسپولیس دیدار دوستانه دارند و داستان فیلم از اینجا شروع میشود. البته بخشهایی از این دیدار را بهصورت مستند در فیلم ضبط کردیم.
علمینیا ادامه داد: این دختر در طول مسیر مهاجرت و زندگی در ایران با مشکلاتی مثل کمبود پول، کلاهبرداری قاچاقبران، بلاتکلیفی نامزدش و محدودیتهای حضور زنان در ورزشگاه روبهرو میشود. او از برادرش در زمین خاکی فیلم میگیرد و خود را به استادیوم میرساند، اما با ممنوعیت ورود زنان مواجه میشود. درنهایت با کمک دوستی، خود را شبیه پسران میکند تا فیلم را به دست مالدینی برساند.
آسیبهای اجتماعی زنان در بحران مهاجرت
کارگردان «برسد به دست مالدینی» با تأکید بر نگاه انسانی اثر خاطرنشان کرد: موضوع اصلی ما آسیبهای اجتماعی زنان در جوامع جهانی و بهویژه در شرایط مهاجرت است. زنان بهدلیل ویژگیهای خاص خود، در سفرها و جابهجاییها با معضلاتی مثل تجاوز و سختیهای مضاعف روبهرو میشوند که همواره برایم حائز اهمیت بوده است. کلیت قصه، مهاجرت اجباری و آسیبهای اجتماعی حول محور آن است و تلاش کردیم مهماننوازی ایرانیان را نسبت به اتباع خارجی به تصویر بکشیم.
وی تصریح کرد: در این فیلم، دقیقاً به اتفاقات دردناکی اشاره شده که برای مهاجران در قایقها، کشتیها و کانتینرها رخ میدهد و اکثریت آنها به مقصد نمیرسند، اما کلیت موضوع، نگاه انساندوستانه ایرانیان به اتباع کشورهای دیگر است.
از تولید سهساله تا ۲۸ جایزه جهانی
علمینیا درباره روند تولید اثر نیز گفت: تولید فیلم حدود شش تا هفت ماه زمان برد و در تهران و اطراف آن فیلمبرداری شد. مستندهای اولیه از سال ۹۳ و ۹۴ آغاز شد و کار داستانی را از اواخر ۹۹ استارت زدیم و سه سال درگیر تولید بودیم. بازیگر نقش اصلی، شش ماه با افغانها ارتباط گرفت تا گویش و زبان را بهدرستی بیاموزد.
وی درباره تعداد بازیگران فیلم توضیح داد: این فیلم ۹ بازیگر اصلی دارد و روایت فیلم توسط راوی بیان میشود که خودش در فیلم حضور ندارد و بازیگر جای او را گرفته است.
علمینیا با اشاره به موفقیتهای جهانی فیلم افزود: این فیلم تاکنون ۲۸ جایزه جهانی کسب کرده است. برای اولین بار در ایران، یک فیلم سینمایی از فدراسیون فوتبال سپاسنامه دریافت کرد. همچنین سپاسنامهای هم از خانه سینما دریافت کردیم. ضمنا در دوازدهمین دوره جشن افتخار، به عنوان بهترین فیلم از نگاه مخاطبان انتخاب شد که برای ما بسیار ارزشمند بود، چون ۷۰ تا ۸۰ درصد رأیها مربوط به مخاطبان بود و نشان میدهد فیلم برای مخاطب جذاب بوده است.
کارگردان فیلم در پاسخ به دلیل تأخیر در اکران آنلاین توضیح داد: فیلم سه سال پیش در سینماهای هنر و تجربه اکران شد، اما برای دسترسی مخاطبان عامتر، آن را روی پلتفرم «فیلمبین» بارگذاری کردم. به تازگی هم اکران آنلاین آن در هاشور آغاز میشود و در حال انجام کارهای تبلیغاتی آن هستیم.
وی در پایان گفت: این فیلم با حمایتهای آیتالله علیرضا اعرافی (رئیس حوزههای علمیه کشور)، آیتالله محسن حیدری آلکثیر (عضو مجلس خبرگان رهبری)، آیتالله عباس کعبی (عضو خبرگان رهبری)، مرحوم آیتالله نصرتالله شاهآبادی (عضو خبرگان رهبری)، حجتالاسلام شیخ سعید سعدی (رئیس گزینش قوه قضائیه) و سید حمید وحید کیانی (سفیر و معاون اقتصادی وزارت امور خارجه) ساخته شده است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «لیلما، دختر ۲۲ ساله افغانستانی، بهدلیل حمله تروریستی داعش به شهر و کشته شدن پدرش، مجبور به مهاجرت اجباری به ایران میشود. برادرش نجیب که عاشق فوتبال و تیم آثمیلان ایتالیا است، در ایران متوجه میشود که تیم آثمیلان با پرسپولیس ایران قرار است بازی دوستانه داشته باشد. از آنجایی که لیلما میداند برادرش به سرطان مغز و استخوان مبتلاست و توان آمدن به استادیوم را ندارد، تصمیم میگیرد فیلمی از فوتبال برادرش نجیب ضبط کند تا به دست آقای پائولو مالدینی برساند و…»
بازیگران این فیلم عبارتند از: نسیم قلیزاده، غلامرضا اوسانلو، بیتا ایمانی، هادی شمس، کریم منظمی، سید عیسی حسینی، سید علی حسینی، فاطمه ابراهیمی و امیرحسین مرادی.
افتخارات و جوایز فیلم «برسد به دست مالدینی»
این فیلم تاکنون در بیش از ۵۰ جشنواره معتبر جهانی و داخلی حضور داشته و موفق به کسب افتخارات متعددی شده است که از مهمترین آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
· منتخب بهترین فیلم از پنج قاره در جشنواره جهانی «کنس ترو سینه بینس آیرس» کشور آرژانتین
· منتخب بهترین فیلم از نگاه داوران جشنواره جهانی فیلمهای ورزشی
· منتخب نمایش بهترین فیلم بلند از جشنواره جهانی فیلم «تصویر سال»
· منتخب بهترین فیلم و مفتخر به دریافت دیپلم افتخار از آکادمی رلیانس فرانسه
· مفتخر به دریافت سپاسنامه از وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
· منتخب بهترین فیلم دوازدهمین جشنواره ورزشی ایران
· منتخب و نماینده سینمای ایران در جشنواره بزرگ جهانی فیلم میلان ایتالیا
· منتخب بهترین فیلم از نخستین جشنواره بینالمللی فیلم تراوک کشور ترکیه
· مفتخر به دریافت سپاسنامه از خانه سینما
· منتخب بهترین فیلم از جشنوارههای جیفونی ایتالیا، گوآم هندوستان، پونه هندوستان، کاردیف انگلستان، پیونی سازمان ملل با موضوع مهاجرت، سالنتو ایتالیا، بارسلونا اسپانیا، هملتون کانادا و آفریقا
· کسب ۲۸ جایزه جهانی (به گفته کارگردان فیلم)
· دریافت اولین مجوز رسمی از فدراسیون فوتبال و وزارت خارجه ایران برای فیلمبرداری در ورزشگاه
· بهترین فیلم از نگاه مخاطبان در دوازدهمین دوره جشن افتخار
59243
همراه با جمشید هاشمپور؛ مردی از جنس خاطره در ایام روز سینما / عکس
همراه با جمشید هاشمپور؛ مردی از جنس خاطره در ایام روز سینما / عکس سینما فقط پردهای برای نمایش فیلمها نیست؛ گاهی چهرههایی هستند که بخشی از حافظه جمعی تماشاگران با نام و تصویر آنها گره خورده است. جمشید هاشمپور از همین چهرههاست؛ بازیگری که طی چند دهه حضور در سینمای ایران، از «تاراج» و «یوزپلنگ» تا «عقابها»، «مادر» و «استشهادی برای خدا»، برای چند نسل از مخاطبان خاطره ساخته است و حتی در سالهای اخیر، با وجود آنکه مثل گذشته حضور پررنگی در آثار سینمایی ندارد، اما باز هم وقتی در قابی قرار میگیرد، کفه ترازو به سمت او سنگینی میکند.
به گزارش خبرگزارش خبرآنلاین به نقل از اداره کل روابط عمومی سازمان سینمایی، در ایام روز ملی سینما، رائد فریدزاده با همراهی اتابک نادری بازیگر و مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی، حسین سیفی معاون توسعه مدیریت و منابع سازمان، مسعود نجفی مدیرکل روابط عمومی و حجت طباطبایی مدیرکل حوزه ریاست، با حضور در منزل این بازیگر پیشکسوت، با او دیدار و گفتوگو کردند؛ دیداری که خیلی زود به مرور خاطرات سالهای دور سینما، از روزهای دشوار فیلمبرداری تا همکاری با نامهای ماندگار سینمای ایران، تبدیل شد.
در این دیدار تصاویری از نقش های ماندگار این بازیگر مرور شد و صحبت از سکانسهایی شد که هنوز پس از سالها در حافظه سینمادوستان ماندهاند؛ از جمله سکانس عاشقانه پایانی فیلم «مزرعه پدری» که رئیس سازمان سینمایی، از آن به عنوان یکی از عاشقانهترین سکانسهای سینمای ایران یاد کرد؛ لحظهای که به باور فریدزاده، از صحنههای خاص و ماندگار سینمای ایران است.
خاطره که به میان میآید، نام «تاراج» و «یوزپلنگ» نیز در گفتوگو جان میگیرد. هاشمپور از علاقه خود به این آثار گفت و از فیلمهایی یاد کرد که بخشی از مسیر حرفهای او را شکل دادند؛ آثاری که در سالهای فعالیت او، تصویری متفاوت از حضور یک بازیگر در سینمای ایران ارائه کردند.
بخش دیگری از این گفتوگو به دشواریهای فیلمبرداری در سالهایی اختصاص داشت که امکانات و تجهیزات امروز در سینما وجود نداشت.
هاشمپور با یادآوری یکی از صحنههای پرخطر در فیلم «عقابها»، از بدلکاری با هلیکوپتر گفت؛ صحنهای که در آن خبری از امکانات و تمهیدات ایمنی امروز نبود و بازیگر ناچار بود با طناب و کمترین تجهیزات، در مقابل دوربین قرار گیرد.
او از صحنهای گفت که قرار بود هلیکوپتر از پشت تپه عبور کند و دوربین لحظه حرکت آن را ثبت کند. شرایط آنقدر دشوار بود که هر لحظه امکان بروز حادثه وجود داشت، اما کار باید انجام میشد. هاشمپور در مرور این خاطره، با خنده از لحظاتی یاد کرد که فاصله میان یک بازی موفق و یک حادثه جدی، تنها چند ثانیه بود، اما او مجبور شد بیش از ۸ بار ریسک خطر را به جان بخرد، تنها برای کمتر از چند ثانیه نمایش بر روی پرده نقرهای.
در ادامه، نام زندهیاد ساموئل خاچیکیان نیز به میان آمد؛ کارگردانی که هاشمپور از همکاری با او با احترام یاد کرد و او را انسانی خوب و کاربلد دانست؛ کسی که لقب آریا را برای او برگزید و تا سالها مخاطبان او را با این نام میشناختند.
خاطرات هاشمپور تنها به فیلمها محدود نماند و به همکاران قدیمی نیز رسید. از مجید مظفری تا فرهاد قائمیان و فرامرز قریبیان، بازیگرانی که همکلام با هاشمپور بودند و او در مقاطع مختلف با آنها همبازی بود، یاد شد. در میان این خاطرات، یاد زندهیاد خسرو شکیبایی نیز گرامی داشته شد؛ بازیگری که قرار بود در «استشهادی برای خدا» بازی کند، اما به دلیل بازی در برف و سرما نپذیرفت و در نهایت قرعه به نام هاشمپور افتاد.
هاشمپور در بخشی دیگر از صحبتهایش از دورهای یاد کرد که تراشیدن موی سر و ظاهر متفاوت او به یکی از ویژگیهای شناختهشدهاش تبدیل شده بود؛ دورهای که زینال بندری و این ظاهر، مخاطبان زیادی پیدا کرده بود و حتی برای مدتی محدودیتهایی برای ادامه این شکل از حضور او ایجاد شد.
در میان همه این خاطرات، وقتی از هاشمپور پرسیده شد کدامیک از آثارش را بیشتر دوست دارد، او از «استشهادی برای خدا» به کارگردانی علیرضا امینی نام برد؛ فیلمی که به گفته خودش، کار دشواری بود و شرایط گریم و اجرای نقش در برف و سرما نیز دشواریهای خاص خود را داشت.فیلمی که برایش نامزد دریافت سیمرغ بلورین شده بود و بر شانه هایش ننشست.
اما شاید مهمترین بخش این دیدار، نه مرور فیلمها و نه خاطره بازیها، بلکه صحبت درباره جایگاه جمشید هاشمپور در حافظه چند نسل از مخاطبان سینمای ایران بود؛ بازیگری که نامش برای بسیاری از مردم، یادآور بخش مهمی از تاریخ سینمای ایران است و هنوز هم حضورش میتواند خاطرات سالهای دور را زنده کند.
رئیس سازمان سینمایی در این دیدار با قدردانی از سالها حضور و نقشآفرینی هاشمپور در سینمای ایران، از او برای خاطراتی که برای نسلهای مختلف ساخته است، تشکر کرد و حضور در کنار این بازیگر پیشکسوت را افتخاری برای خود و سینمای ایران دانست.
دیدار در حالی به پایان رسید که به گفته اتابک نادری، پشت در خانه همیشه نشانی از علاقه مردم به این چهره قدیمی سینما دیده میشود؛ مردمی که به گفته او، هرگاه برای دیدنش آمدند، عکس گرفتند و خاطرهای تازه از دیدار با بازیگری را ثبت کردند که خودش، سالهاست بخشی از خاطرات سینمایی آنهاست و او همواره با روی گشاده پذیرای آنها بوده است.
59243
حمایت از فلسطین باعث حذف رپر مشهور شد؛ اد شیرن تحت فشار بود!
حمایت از فلسطین باعث حذف رپر مشهور شد؛ اد شیرن تحت فشار بود! مکلمور پس از سخنرانی و سر دادن شعار «فلسطین آزاد» در کنسرت اد شیرن، از ادامه تور کنار گذاشته شد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از گاردین، مکلمور رپر مشهور که شعار «فلسطین آزاد» را روی صحنه سر داده بود و با ایراد سخنرانی سیاسی در حمایت از مردم فلسطین در کنسرت ۴ سپتامبر، سرو صدا به پا کرده بود، از حضور در ادامه این تور در کنار اد شیرن بازماند.
سخنرانی وی در کنسرت ۴ سپتامبر (۱۳ شهریور) که در ورزشگاه متلایف نیوجرسی برگزار شده بود، حسابی خبرساز شد و به همین دلیل وی از حضور در ادامه تور اد شیرن در آمریکا کنار گذاشته شد. وی که برنده جایزه گرمی است، در سخنرانی خود به تماشاگران حاضر در کنسرت گفته بود که میخواهد مردم غزه و کرانه باختری اشغالی بدانند فراموش نشدهاند.
گروه تورینگ مسینا که برگزارکننده بخش آمریکایی تور شیرن است با انتشار بیانیهای گفت: به عنوان برگزارکننده کنسرت تور حلقه شیرن در آمریکا باید بگوییم از طرف مکانهای برگزاری تور آتی به ما اطلاع داده شده که اجازه برگزاری کنسرت با حضور مکلمور را نخواهند داد. این امر منجر به لغو تور و تحت تأثیر قرار گرفتن صدها هزار طرفدار خواهد شد. پس از گفتگو به این نتیجه رسیدیم که مکلمور در تاریخهای باقیمانده اجرا نخواهد داشت.
مکلمور قرار بود در ۸ اجرا از ۱۰ اجرای شیران در تور وی که از ۱۹ سپتامبر در فیلادلفیا از سر گرفته خواهد شد، اجرا داشته باشد. قرار بود این رپر در مکانهایی مانند استادیوم ژیلت در فاکسبورو، ماساچوست، استادیوم مرسدس بنز در آتلانتا، جورجیا، استادیوم لوکاس اویل در ایندیاناپولیس و مکانهای دیگر اجرا کند.
اجرای مکلمور با تم سیاسی در کنسرت ۴ سپتامبر موجب شد تا طوماری تهیه شود که خواستار حذف این رپر از تاریخهای باقیمانده تور «حلقه» شدند. در این طومار آمده بود: این قرار بود یک کنسرت اد شیرن باشد؛ نه یک تجمع سیاسی، نه یک اعتراض و نه یک رویداد فعالانه. مسئله این نیست که آیا مکلمور حق دارد دیدگاههای سیاسی داشته باشد یا خیر. سوال این است که وقتی کنسرت افتتاحیه از یک کنسرت جهانی برای پیشبرد یک دستور کار سیاسی یکجانبه استفاده میکند، باید مرز کشیده شود!
مکلمور به جمعیت گفته بود: بخش بزرگی از دلیل من برای حضور در این تور این است که بتوانم در استادیومهایی مانند این بایستم و 2 کلمهای را که بسیار به قلبم نزدیک و عزیز هستند، بگویم: «فلسطین را آزاد کنید». من گفتم، «فلسطین را آزاد کنید!». میخواهم این کلمات بلند و واضح باشند، تا مردم در تمام طول مسیر از غزه تا کرانه باختری اشغالی بدانند که ما آنها را فراموش نکردهایم.
این رپر سپس آهنگ خود «تالار هند» را خواند، در حالی که تصاویری از تخریب غزه روی صفحه نمایشهای داخل ورزشگاه نشان داده میشد. این آهنگ درباره تظاهرکنندگان طرفدار فلسطین است که پس از قتل هند رجب، ساختمانی در دانشگاه کلمبیا را اشغال کردند.
مکلمور که مدتهاست از حامیان صریح حقوق فلسطینیها و ساکنان غزه است، با اشاره به جنجالهای احتمالی، افزود که «بیان نکردن حرف دلم برای حفظ آسایش خودم و آسایش تماشاگران … یعنی دیگر لیاقت حضور روی صحنه را ندارم». وی همچنین اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) را یک «سازمان تروریستی» خواند.
سخنرانی مکلمور در شبکههای اجتماعی به سرعت پخش شد. موج دوم حمایت از وی هم پس از آن ایجاد شد که پینک، خواننده درخواست کنار گذاشتن این رپر از تور شیرن را بازنشر کرد. در واقع گروه «توقف یهودستیزی» در یک پست اینستاگرامی که توسط پینک، حمایت شد، این نوازنده را به «تبلیغات ضد اسرائیلی» متهم کرد.
مکلمور در دومین حضور خود در متلایف در ۵ سپتامبر هم حمایت خود از فلسطین را تکرار کرده و خطاب به اعضای یهودی حاضر در سالن گفته بود: انتقاد از اسرائیل، انتقاد از آپارتاید و مخالفت با نسلکشی به هیچ وجه انتقاد از شما نیست. پیام من صلح و عشق است؛ برای اینکه با همه انسانها با عزت، احترام و برابری رفتار شود.
این رپر دیروز (صبح دوشنبه) در یک پست طولانی در اینستاگرام تأیید کرد که شیرن و تیمش تصمیم گرفتهاند او را از تور حذف کنند، اما عنوان کرد که او، شیرن و پینک قربانی نیستند. او نوشت: ما در سراسر جهان شغل، پول، فرصت، امنیت و مخاطب داریم. با هر پیامدی که هر یک از ما به خاطر آنچه میگوییم با آن مواجه شویم، میتوانیم به خانه و نزد خانوادههایمان برگردیم. قربانیان، مردم فلسطین هستند.
وی با اشاره به بیش از ۲۰ هزار کودک کشته شده در غزه توسط ارتش رژیم صهیونیستی از زمان حملات تروریستی حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، افزود: مردان، زنان و کودکانی که کشته، گرسنه، آواره و مجبور به زندگی در خشونتی غیرقابل تصور شدهاند قربانی هستند.
مکلمور در توضیح گفت این تصمیم پس از یک هفته «گفتگوهای دشوار» با شیرن که دوست ۱۳ سالهاش است و او را برادر میداند، گرفته شده است. وی عنوان کرد: البته چندین بار تلفنی به اد گفتم، دوستی ما نمیتواند مسئولیت من را برای گفتن حقیقت در مورد آنچه اتفاق افتاده است، تغییر دهد، اما شیرن تحت فشار بود.
رونمایی از چند سند منتشر نشده موسیقی در یک کنسرت
رونمایی از چند سند منتشر نشده موسیقی در یک کنسرت تعدادی از اسناد تاریخی، تصویری و صوتی به نمایش درنیامده از زنده یاد علینقی وزیری موسیقیدان فقید هم زمان با برگزاری کنسرت ارکستر سازهای ایرانی بنیاد رودکی پیش روی مخاطبان قرار میگیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روابط عمومی بنیاد رودکی، اسناد تاریخی، تصویری و صوتی دیدهنشده از مرحوم علینقی وزیری همزمان با اجرای ارکستر سازهای ایرانی بنیاد رودکی با عنوان «مشتاق و پریشان» رونمایی میشود؛ این برنامه روزهای ۲۷ و ۲۸ شهریور ساعت ۲۰ در تالار رودکی تهران برگزار خواهد شد.
«مشتاق و پریشان» به مناسبت گرامیداشت مقام هنری علینقی وزیری و با سرپرستی مهمان قاسم رحیمزاده و خوانندگی مهمان اشکان کمانگری روی صحنه میرود و در آن منتخبی از تصانیف و قطعات ماندگار این آهنگساز و موسیقیدان اجرا خواهد شد.
این رویداد همچنین دومین همکاری مشترک بنیاد رودکی و «خانه پایور» است که اینبار با محوریت معرفی و عرضه بخشی از اسناد کمتر دیدهشده تاریخ موسیقی معاصر همراه شده است. در این برنامه، بخشهایی از فیلم مستند ضبطشده و صدایی از کلنل علینقی وزیری به همت پژوهشگر برجسته فوزیه مجد برای نخستینبار پخش خواهد شد.
علاقهمندان میتوانند برای تهیه بلیت به سامانه «هنرتیکت» مراجعه کنند.
امیرحسین سمیعی موسیقی فیلم بهاره رهنما را میسازد
امیرحسین سمیعی موسیقی فیلم بهاره رهنما را میسازد امیرحسین سمیعی آهنگساز و خواننده ساخت موسیقی فیلم سینمایی «یازده سال بعد» به کارگردانی بهاره رهنما را آغاز کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم سینمایی «یازده سال بعد» به کارگردانی بهاره رهنما قرار است به صورت سیاه و سفید به مرحله اکران برسد و بازیگرانی همچون بهاره رهنما، اشکان دلاوری، ملیکا شریفی نیا، افسانه چهره آزاد، فقیهه سلطانی و بهنوش بختیاری مقابل دوربین آن قرار گرفته اند.
این دومین تجربه کارگردانی بهاره رهنما در عرصه فیلم بلند است. وی «یازده سال بعد» را با نگاهی به آینده ساخته و شخصیتهای این فیلم هرکدام درحالی که درگیر مسائل زندگی شخصی هستند با پدیدهای همچون جنگ نیز مواجه دارند و قصههای داستان از این گرههای کوچک و بزرگ بافته شده است.
همزمان با پایان فیلمبرداری این فیلم، امیرحسین سمیعی آهنگساز کشورمان ساخت موسیقی متن «یازده سال بعد» را آغاز کرده است.
یک ضیافت موسیقایی با اجرای آثار آهنگسازان دوره رومانتیک
یک ضیافت موسیقایی با اجرای آثار آهنگسازان دوره رومانتیک «آیسو» از مجموعه های ارکسترال مرتبط با بخش خصوصی در تازه ترین کنسرت خود که به رهبری مازیار یونسی پیش روی مخاطبان قرار می گیرد، آثاری از برامس، شوبرت، الگار و سیبلیوس را اجرا خواهد کرد.
به گزارش خبرنگار مهر، ارکستر «آیسو» از مجموعه های شناخته شده ارکسترال مرتبط با بخش خصوصی تازه ترین کنسرت خود را ساعت ۲۱:۳۰ روز پنجشنبه بیست و ششم شهریور به رهبری ارکستر مازیار یونسی در تالار وحدت اجرا می کند.
در این کنسرت چهار اثر از یوهانس برامس پیانیست، آهنگساز و رهبر ارکستر دوره رومانتیک، فرانتس شوبرت آهنگساز و رهبر ارکستر اتریشی دوره رومانتیک، ادوارد الگار آهنگساز بریتانیایی و ژان سیبلیوس آهنگساز و نوازنده فنلاندی نیمه نخست سده بیستم پیش روی مخاطبان قرار می گیرد.
گروه اجرایی برنامه درباره این کنسرت نوشته است: «چندین میباید کوشیدن که تو نمانی تا بدانی آن چیز را که خواهد ماندن.»
مازیار یونسی رهبر ارکستر و مدیر هنری، آناهیتا اتحاد کنسرت مایستر و نوازنده ویولن یک، هومن رضاییان، الهه لاری، کسری شاهسواری، علیرضا آذربو، عرفان رضایی، کیمیا لشکری، کوروش مرید، مهدیه کریمی، امید آزاد منجیری، نیکناز خلج نوازندگان ویولن یک، کوشا صرافی گوهر، صدف حقی، کمند ابراهیمزاده، نگین کرمی، زنبق طبیبزاده، شیوا زاهدی، ساغر تهرانی، هستی حسنی، کیمیا حسینی، مهسا دندانگر، مریم پورقاضیان، شکوفه ثابتی، آنیتا واحدی، پارسا جوهری نوازندگان ویولن دو، بابک کوهستانی، علی یزدی، علی جلالی، آیدا خدادادیان، محمد عرفان زرآبادیپور، غزاله قربانی، پدرام علیزاده، بهروز شریفی نوازندگان ویولا، آرش ضرابی، حامد بختیاری، یونس نصری، دیبا والی نوازندگان کنترباس، گلچیا عاکفی، رامتین شیسیان، ذبیح روستازاده، رامین ابراهیمی، هلنا دارایی، کارن عاشوری، هستی شاپوری نوازندگان ویولنسل گروه سازهای زهی کنسرت را تشکیل می دهند.
دایانا ولیزاده، آوا نورمحمدی، سینا پویان راد نوازندگان فلوت، پدیده رستمی، روژین مصباح نوازندگان ابوا، مهدی علمالهدی، آرین نظری، مهرداد بهاری نوازندگان کلارینت، نسترن وحدتپور، آویسا سلیمانی نوازندگان فاگوت، علی مکی، محمد مرتضویپور، انوشه رمضانزاده نوازندگان ترومپت، آیدا بخشنده یار، نسیم حسینی، آراد نعمتاللهی نوازندگان ترومبون، بابک میردادیان نوازنده توبا، هومان باقی، روژینا صادقی، امیرحسین گرگین، آبتین زینالدین، پارمیدا بهادران نوازندگان هورن هم گروه سازهای بادی این برنامه هستند.
دیانا قدیری نوازنده تیمپانی، شهرزاد صفایی سرپرست نوازندگان سازهای کوبه ای و نوازنده پیانو، الهه لاری هماهنگ کننده تمرینات، امیرحسین درفولی تصویرگری و مشاور خلاقیت، امیر مقتدا طراحی هویت بصری، بهرام عمرانی کارگردان ویدئویی، آریا پورپروین مدیر داخلی ارکستر، علی طبیبی سرپرست تیم تولید محتوا، سپهر برآبادی، کیارش مطیعالحق، مسیحا عباسیان، سینا پورشاطری گروه اجرایی ونیوشا مزیدآبادی مدیر پروژه نیز دیگر اعضای ارکستر سمفونیک «آیسو» در این کنسرت را تشکیل می دهند.
ارکستر «آیسو» از مجموعه های فعال و شناخته شده حوزه موسیقی ارکسترال است که طی سال های اخیر برنامه ها و کنسرت های متعددی را در تالار وحدت تهران و دیگر سالن های کشور پیش روی مخاطبان قرار داده است.
انتقاد از بازیگر ایرانی برنده جایزه در جشنواره ونیز/ شما مرزبان نبودید خانم لاله مرزبان!
انتقاد از بازیگر ایرانی برنده جایزه در جشنواره ونیز/ شما مرزبان نبودید خانم لاله مرزبان! شنبهشب ۲۱ شهریورماه و در جریان برگزاری مراسم اختتامیه هشتادوسومین جشنواره فیلم ونیز، جایزهای اعطا شد که در کشورمان سروصدای زیادی به راه انداخت و واکنشها به آن همچنان در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی دیده میشود.
به گزارش خبرآنلاین روزنامه خراسان نوشت: در بخش افقهای این رویداد، جایزه بهترین بازیگر زن به لاله مرزبان بازیگر ایرانی فیلم «مراقب» رسید؛ فیلمی به کارگردانی محسن قرایی که در روزهای برگزاری این دوره از جشنواره نیز جنجال به راه انداخت و پس از بازتاب گسترده در رسانههای فارسیزبان، با دریافت جایزه به کار خود پایان داد. با این حال پرسش مهمی که کمتر به آن پرداخته شد، آن است که این فیلم و این جایزه دقیقاً در چه سطحی از اعتبار سینمایی قرار دارند؟
«افقها» بخش اصلی نیست
اولین نکته قابل توجه درباره این اتفاق، جایگاه فیلم سینمایی «مراقب» در جشنواره ونیز است. این فیلم برخلاف تصور رایج، در بخش اصلی این جشنواره حضور نداشت و بر سر شیر طلایی این رویداد رقابت نمیکرد، بلکه در بخش فرعی «افقها» (Horizons) به نمایش درآمد که نسبت به بخش اصلی (Main Competition) از درجه اهمیت بسیار پایینتری برخوردار است. این در حالی است که همان شب جایزه بهترین بازیگر زن بخش اصلی به ماتیلدا آرچل هنرپیشه دانمارکی اعطا شد و جایزه بهترین بازیگر مرد بخش اصلی برای فیلم «اسب وحشی ۹» ساخته مارتین مکدونا، به جان مالکوویچ ستاره مشهور سینمای آمریکا رسید. روشن است که جایزه لاله مرزبان با جایزه جان مالکوویچ از نظر اعتبار و وزن سینمایی قابل مقایسه نیست.
کاش مرزبان بودید
البته در کنار همه این موارد، یک پرسش دیگر هم وجود دارد که به شخص لاله مرزبان هنرپیشه ۳۳ ساله ایرانی برمیگردد. او که در زمان بالا رفتن از سن، برای دریافت جایزه به «سختترین روزهای زندگی» اشاره کرد و از مشکلات زنان ایرانی برای آزادی گفت، طی یکی دو روز اخیر بسیار مورد انتقاد قرار گرفته که چرا وقتی قرار است از رنج، محدودیت و ایستادگی زنان ایرانی گفته شود، روایت همیشه باید از همان زاویهای باشد که برای جشنوارههای خارجی جذابتر است؟ آیا نمیشد در کنار روایت دختر جوانی که در «مراقب» میخواهد از خانه خارج شود، از دختران و پسران کودک میناب و خانوادههایی که در جنگ اخیر داغدار شدهاند نیز یاد میشد؟ مسئله این نیست که کدام روایت باید حذف شود؛ مسئله این است که تصویر زنان و رنج مردم ایران، وقتی قرار است در سطح جهانی دیده شود، نباید فقط از دریچهای روایت شود که با ذائقه و پیشفرضهای مخاطب جشنوارههای غربی سازگارتر است. کاش وقتی هنرمند ایرانی به رویداد فرهنگی خارجی میرود، به یاد داشته باشد که در کنار آزادی، از استقلال کشورش نیز بگوید و مرزبان کشورش هم باشد. 17302