پایان رقابت یوروویژن با پیروزی بلغارستان؛ این مسیر چطور به بیراهه رفت؟

پایان رقابت یوروویژن با پیروزی بلغارستان؛ این مسیر چطور به بیراهه رفت؟ یوروویژن این دوره را هم به پایان برد و در حالی که مدت‌هاست ادعا می‌کند غیرسیاسی است اما امسال، این ادعا بیش از هر زمان دیگری بحث‌برانگیز بود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الجزیره، شب پیش(شنبه)، میلیون‌ها تماشاگر به فینال مسابقه آواز یوروویژن، ضیافتی واقعی از تجمل، دستگاه‌های دودزا و سبک پاپ اروپاییِ شلوغ و کلیشه‌ای، گوش دادند تا سرانجام به پیروزی بلغارستان رای دهند.
بلغارستان در مسابقه آواز یوروویژن در وین به پیروزی رسید و دارا، خواننده بلغاری با ترانه «بانگارنگا» برنده یوروویژن ۲۰۲۶ شد. رژیم صهیونیستی که نوآم بتان نماینده آن بود با ترانه‌ای که ترکیبی از عبری، فرانسوی و انگلیسی است رتبه دوم را به دست آورد.
این درحالی است که این رقابت همیشه طنزی نهفته در دل خود داشته است و مفسران اغلب با لحنی خشک و کنایه‌آمیز از آن سخن می‌گویند و در برابر هنرمندان با لباس‌های پر زرق و برق و اجراهایی که حاکی از جدی نگرفتن خود است، این نمایش را برگذار می‌کنند. اتحادیه پخش برنامه‌های اروپایی (EBU)، برگزارکننده این مسابقه، آن را جشنی برای موسیقی و وحدت توصیف می‌کند و اصرار دارد که فراتر از سیاست باقی می‌ماند، اما در سال‌های اخیر، مشارکت رژیم صهیونیستی این ادعا را تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار داده است.
امسال نیز جنجال بر سر شمول این رقابت‌ها برای اسرائیل، موجب تحریم هنرمندان و پخش‌کنندگان تلویزیونی شده و از سوی دیگر اتهام به اتحادیه اروپایی پخش (EBU) پس از ممنوعیت ورود روسیه به رقابت از سال ۲۰۲۲ و حمله به اوکراین، موجب شد تا این اتحادیه به استانداردهای دوگانه متهم شود.
مسئله اصلی چیست؟
برای منتقدان، مسئله تنها این نیست که آیا اسرائیل باید در حالی که حمله‌اش به غزه و لبنان ادامه دارد، در این مسابقه شرکت کند یا خیر، بلکه این نیز هست که آیا می‌توان آن را همچنان یک رویداد فرهنگی بی‌طرف در نظر گرفت؟ در حالی که خودِ شرکت در این مسابقه به یک میدان نبرد ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. یوروویژن چیزی فراتر از یک مسابقه موسیقی تلویزیونی است. این رویداد که سالانه بیش از ۱۶۰ میلیون نفر آن را تماشا می‌کنند، یکی از بزرگترین رویدادهای سرگرمی زنده جهان و بستری قدرتمند برای کشورها جهت اعمال قدرت نرم و پیام‌رسانی ژئوپلیتیکی است.
به همین دلیل است که طبق گزارش‌ها، اسحاق هرتسوگ رئیس جمهور اسرائیل، ماه‌ها صرف تعامل با پخش‌کنندگان تلویزیونی و رهبران سیاسی اروپایی برای حمایت از حضور اسرائیل کرد. همچنین به همین دلیل است که طبق تحقیقات اخیر نیویورک تایمز، اسرائیل، کمتر از یک سال پس از جنگ نسل‌کشی خود علیه غزه، ۸۰۰ هزار دلار برای تبلیغات پیرامون مسابقه یوروویژن ۲۰۲۴ در مالمو، سوئد، هزینه کرد. در سال ۲۰۲۵، کانال‌های رسمی دولتی، از جمله حساب‌های مرتبط با بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر و وزارت امور خارجه، کمپین‌های تبلیغاتی دیجیتال پولی را در سراسر اروپا راه‌اندازی کردند و به هر بیننده دستور دادند که ۲۰ بار (حداکثر مجاز) به اسرائیل رأی دهد. کسب رتبه نهایی در این رقابت با رأی مساوی ۵۰/۵۰ رأی‌گیری عمومی و هیئت داوران تعیین می‌شود، اما با وجود دریافت رأی ضعیفی از سوی هیئت داوران، اسرائیل بالاترین رأی عمومی را کسب کرد و به مقام دوم رسید.
این یک پیروزی ژئوپلیتیکی برای اسرائیل بود، اما نتایج تحریف‌شده منجر به موجی از اتهامات مبنی بر دستکاری در رأی‌گیری شد. اگرچه EBU اعلام کرد که هیچ مدرکی دال بر تقلب سیستماتیک پیدا نکرده است، اما امسال حداکثر تعداد آرا برای هر نفر را به ۱۰ رأی کاهش داده است.
موسیقی برای نسل‌کشی ممنوع
در اعتراض به تمام این مسائل، نای برغوثی خواننده، ترانه‌سرا و هنرمند فلسطینی، در کنسرتی برای اتحاد برای فلسطین در بروکسل، سه‌شنبه، ۱۲ می ۲۰۲۶ آواز ‌خواند. مالی نیلسون نوازنده ساکن برلین به الجزیره گفت که اسرائیل ارزش تأثیرگذاری بر چنین رویدادی را می‌داند، به همین دلیل است که این همه وقت و هزینه را صرف پیروزی در آن می‌کند و آن را نوعی «سفیدسازی فرهنگی» توصیف کرد. او یکی از بیش از هزار هنرمندی است که نامه سرگشاده «موسیقی برای نسل‌کشی ممنوع» را امضا کرده و از پخش‌کنندگان عمومی، طرفداران، اجراکنندگان و عوامل تولید خواسته است تا زمان حذف اسرائیل، از هرگونه حمایتی خودداری کرده و یوروویژن را تحریم کنند.
نیلسون، مانند بسیاری از هنرمندان، با این ایده که موسیقی می‌تواند غیرسیاسی باشد و توسط برگزارکنندگان این رویداد مطرح شده است، مخالف است. او گفت: «اگر هنر فقط به سرگرمی تبدیل شود و ما درباره آنچه در جهان اتفاق می‌افتد صحبت نکنیم، پس قرار است چه کار کنیم؟»
نیلسون عنوان کرد: با نسل‌کشی اسرائیل در غزه، کرانه باختری اشغالی، لبنان و سایر کشورها، مشارکت آن هر کشور شرکت‌کننده را مجبور به اتخاذ موضعی کرده است. حتی کسانی که تصمیم به تحریم نمی‌گیرند، چه آن را تائید کنند و چه نکنند، دارند یک بیانیه سیاسی می‌دهند.
این نوازنده گفت که او هنر را چون «آینه‌ای می‌بیند که دوست داریم خودمان را در آن منعکس کنیم … اینکه ما چه کسی هستیم، چه می‌خواهیم، عشق و آرزوهایمان و ارزش‌ها و اصولمان چیست …» و افزود: ما به عنوان یک جامعه، باید بتوانیم خودمان را در آن آینه ببینیم، به همین دلیل است که تحریم بسیار مهم است.
تحریم توسط چندین کشور شرکت کننده
پس از تأیید مشارکت اسرائیل توسط EBU در ماه دسامبر، پخش‌کنندگان در هلند، اسلوونی، اسپانیا، ایسلند و ایرلند اعلام کردند که این مسابقه را تحریم خواهند کرد.
ناتالیا گوراچاک رئیس RTV اسلوونی، به الجزیره گفت که یوروویژن معمولاً یک رویداد بزرگ برای پخش‌کنندگان ملی است و رتبه‌های بالایی را به خود جلب می‌کند. او گفت تصمیم این شبکه به معنای قربانی کردن یکی از موفق‌ترین رویدادهای سرگرمی سال است، اما این تصمیم بر اساس درخواست‌های هنرمندان اسلوونیایی، افکار عمومی و همچنین تمایل به نشان دادن «شفقت انسانی» در مواجهه با اقدامات اسرائیل در غزه و لبنان گرفته شده است.
به عنوان یک شبکه عمومی، RTV همچنین احساس مسئولیت کرد که در کنار صدها روزنامه‌نگاری که توسط ارتش اسرائیل کشته شده یا از انجام کار خود منع شده‌اند، بایستد. در ماه فوریه، کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران (CPJ) گزارش داد که اسرائیل مسئول دو سوم از کل قتل‌های روزنامه‌نگاران در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ بوده است. شبکه هلندی AVROTROS، نماینده هلند نیز اسرائیل را به «دخالت اثبات‌شده» در مسابقه سال گذشته متهم کرد و در عین حال به «نقض جدی آزادی مطبوعات» توسط اسرائیل در طول جنگ غزه اشاره کرد. این شبکه گفت که در شرایط فعلی، مشارکت نمی‌تواند با ارزش‌های عمومی که برای سازمان آنها اساسی است، سازگار باشد و به همین دلیل در رقابت امسال شرکت نکرد.
ایرلند نیز اعلام کرد که در این مسابقه شرکت نخواهد کرد و شبکه تلویزیونی RTE آن نیز «تلفات وحشتناک جان انسان‌ها در غزه و بحران انسانی» را دلیل تحریم خود عنوان کرد و افزود: این شبکه جایگاهی را که برای پخش یوروویژن تعیین شده بود، با برنامه ویژه‌ای به نام «صداهای فلسطین» جایگزین کرده است.
تأثیر تحریم‌ها
برخی از هنرمندان حامی تحریم می‌گویند که با سوءاستفاده آنلاین و احتمال طرد شدن در این صنعت مواجه هستند. در سال ۲۰۲۳، گروه‌های طرفدار اسرائیل در بریتانیا به صورت علنی از بی‌بی‌سی خواستند که خواننده، اولی الکساندر، را به عنوان نماینده بریتانیا در یوروویژن ۲۰۲۴ برکنار کند، زیرا او بیانیه‌ای را امضا کرد که اسرائیل را به نسل‌کشی متهم می‌کرد و آن را «دولت آپارتاید» خواند. حتی برای بسیاری از هنرمندان ابراز احساسات طرفدار فلسطین، ریسک محسوب می‌شود. در یک مستند سوئدی که به تازگی پخش شده، زارا لارسون ستاره پاپ، توضیح داد که چگونه پس از صحبت در حمایت از فلسطینیان، اجراهایش را از دست داد و دعوتنامه‌هایش لغو شد.
آیا تحریم یوروویژن تأثیری خواهد داشت؟
EBU اغلب تأثیر این تحریم‌ها را نادیده گرفته است، اما تأثیر مالی آشکاری دارند. اسپانیا به تنهایی بیش از ۳۰۰ هزار یورو برای هزینه‌های شرکت در یوروویژن کمک می‌کند. طبق برآوردهای صنعت، کناره‌گیری پنج پخش‌کننده، به همراه مشارکت‌کنندگان بزرگ‌تری مانند هلند، می‌تواند نزدیک به یک میلیون یورو از بودجه این مسابقه را کاهش دهد.
ویلیام لی آدامز بنیانگذار وب‌سایت خبری یوروویژن Wiwibloggs، به الجزیره گفت که این جنجال همچنین بسیاری از هنرمندان برتر را از شرکت در این مسابقه منصرف کرده است و افزود: آنها از ترس اینکه مشارکت آنها نشان‌دهنده نیات سیاسی باشد، به این رقابت نیامدند.
او به عنوان مثال به جشنواره دا کانکائو پرتغال اشاره کرد. در این مسابقه تلویزیونی معتبر که هر سال برگزار می‌شود، شرکت‌کنندگان برای نمایندگی پرتغال رقابت می‌کنند اما پس از اینکه EBU تأیید کرد که اسرائیل در یوروویژن امسال شرکت خواهد کرد، ۱۳ نفر از ۱۶ شرکت‌کننده انصراف دادند.
استانداردهای دوگانه
در ۲۵ فوریه ۲۰۲۲، تنها یک روز پس از آنکه مسکو به اوکراین حمله کرد، اتحادیه موسیقی اروپا (EBU) روسیه را تحریم و اظهار کرد که اجازه دادن به حضور این کشور «مایه بی‌اعتباری این مسابقه خواهد شد».
منتقدان با توجه به جنگ نسل‌کشی اسرائیل علیه غزه، آنچه را که یک استاندارد دوگانه می‌دانند، محکوم کرده‌اند.
اتحادیه پخش اروپا (EBU) می‌گوید که این رقابت بین پخش‌کنندگان است و استدلال می‌کند که برخلاف پخش‌کنندگان دولتی روسیه، پخش‌کننده اسرائیلی کان (Kan) در برابر تلاش‌های دولت برای خصوصی‌سازی یا تعطیلی آن مقاومت می‌کند و در نتیجه آن را تا حدودی مستقل از دولت جلوه می‌دهد. این موضعی است که گوراچاک با آن مخالف است و اشاره می‌کند که دولت نتانیاهو بود که پس از تعطیلی سلف خود، سازمان پخش اسرائیل، کان را تأسیس کرد.
از سوی دیگر شرکت‌کنندگان در مسابقه آواز یوروویژن می‌توانند پرچم‌های همه کشورهای شرکت‌کننده، از جمله رژیم صهیونیستی و همچنین پرچم‌های رنگین‌کمان و غرور را بیاورند و به نمایش بگذارند، اما پرچم‌های فلسطین و نمادهای طرفدار فلسطین در این نمایشگاه ممنوع است.
النی مستکلم مسئول روابط عمومی و جمع‌آوری کمک‌های مالی در کنسرواتوار ملی موسیقی ادوارد سعید، به الجزیره گفت: فلسطینی‌هایی که از زمان نکبت – پاکسازی قومی فلسطین در سال ۱۹۴۸ – با نسل‌کشی فرهنگی و دهه‌های پس از آن با تصاحب فرهنگی توسط اسرائیل مواجه بوده‌اند، به همه این استانداردهای دوگانه عادت کرده‌اند.
وی یادآور شد: هنوز هم اشکالی ندارد که دولتی که مرتکب این نسل‌کشی شده است، در مصاحبه‌هایی با خواننده [نوام بتان] که در آن درباره عشق به خانواده‌اش صحبت می‌کند، حضور داشته باشد … در حالی که در همان زمان، تمام خانواده‌ها از بین رفته‌اند و خانواده‌هایی که هنوز با عزیزان آسیب‌دیده خود در غزه زندگی می‌کنند، به سختی از این فاجعه جان سالم به در برده‌اند؛ این خشم‌آور و بسیار ناعادلانه است.
دیدن ریاکاری یک نسل‌کشی که بیش از ۲ سال به طور زنده از طریق اخبار و پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی پخش شده و این حس که بخش زیادی از جهان به آن پشت کرده‌اند، اما برای تماشای اجرای اسرائیل از همان صفحه‌ها به تماشا می‌نشینند، «دردناک» است.

استراتژی پنهان چین مقابل آمریکا در کاریکاتور هنرمندان برزیلی و یمنی

استراتژی پنهان چین مقابل آمریکا در کاریکاتور هنرمندان برزیلی و یمنی کمال شرف و کینیو هنرمندان کاریکاتوریست یمنی و برزیلی، آثار جدید خود را با سوژه دیدار ترامپ از چین خلق کردند.
به گزارش خبرنگار مهر، کاریکاتور در دنیای سیاست، فراتر از یک تصویر طنزآمیز، ابزاری قدرتمند برای «بازتولید واقعیت» و «تقویت پیام‌های سیاسی» است. کاریکاتوریست‌ها با استفاده از نمادها، اغراق و کنایه، پیچیدگی‌های دیپلماتیک را به زبانی ساده و گاه تلخ ترجمه می‌کنند که مستقیماً با احساسات مخاطب درگیر می‌شود.
سیاستمداران در مقابل دوربین‌ها معمولاً چهره‌ای رسمی و کنترل‌شده از خود نشان می‌دهند. کاریکاتور با استفاده از «اغراق»، آنچه را که پشت پرده اتفاق می‌افتد، نشان می‌دهد. برای مثال، اگر سفر ترامپ به چین با تنش همراه باشد، کاریکاتوریست ممکن است او را در حال دست دادن با رهبر چین نشان دهد، در حالی که هر ۲ در زیر میز، خنجری را به سوی هم گرفته‌اند. این نوع تصویرسازی، بی‌اعتمادی یا استراتژی‌های پنهان را به تصویر می‌کشد.

در میان هنرمندان خارجی همسو با جبهه مقاومت، می‌توان به کینیو هنرمند کاریکاتوریست برزیلی اشاره کرد که آثاری نیز در واکنش به ترامپ خلق کرده است. این هنرمند برزیلی در آخرین اثرش، تصویری از شی جین‌پینگ رئیس‌جمهور چین و ترامپ که چند روز پیش دیداری با هم داشتند، ترسیم کرده است. در این اثر، جین‌پینگ را بزرگتر و قدرتمندتر در مقابل ترامپ ترسیم و ترامپ دستانش را به سوی او دراز کرده که نشانه‌ای از قدرت چین در مقابل آمریکاست.
مارکوس دوسوزا با نام هنری «کینیو» هنرمند کاریکاتوریست برزیلی به تازگی مقام اول را در رشته کارتون در مسابقه بین‌المللی «ترور آنلاین» به دست آورد و به عنوان داور در دوازدهمین دوسالانه کاریکاتور تهران نیز حضور داشت.

اثر دیگر از کمال شرف هنرمند کاریکاتوریست یمنی است که بسیار فعال است و به محض بروز اتفاقی در جامعه جهانی که در جریان مقاومت موثر باشد، دست به قلم می‌شود. این هنرمند نیز در اثر جدیدش، به دیدار ناکام ترامپ در چین اشاره کرده است.

افتتاح نمایشگاه «به نام ایران» با ۸۰ اثر از هنرمندان باسابقه

افتتاح نمایشگاه «به نام ایران» با ۸۰ اثر از هنرمندان باسابقه نمایشگاه آثار هنرهای تجسمی «به نام ایران» با آثاری از هنرمندانی چون محمد احصائی، ناصر اویسی و کامبیز درم‌بخش به کیوریتوری الهام دانش در گالری اصلی فرهنگسرای نیاوران آغاز به کار کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، نمایشگاه گروهی «به نام ایران» با هدف تقویت همدلی هنرمندان و حمایت از اقتصاد هنرهای تجسمی، عصر جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ در فرهنگسرای نیاوران افتتاح شد.
در این نمایشگاه، ۸۰ اثر از هنرمندانی چون آیدین آغداشلو، محمد احصایی، صادق تبریزی، جعفر روح‌بخش، ناصر اویسی، کامبیز درم‌بخش، پرویز شاپور و…، با همکاری گالری‌های آرتیبیشن، ثالث، لیام، کارشیو، نیان و بُن‌آرت و کیوریتوری الهام دانش به نمایش در آمده‌است.
آیدین مهدی‌زاده مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی، سید محسن خاتمی رئیس فرهنگسرای نیاوران، جعفر واحدی مدیرعامل مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی، ابوالقاسم خوشرو، فرزین پیروزپی، علی آینه‌ساز، امید زندگانی، بیتا فیاضی، آرمان گرشاسبی، سعید معیری‌زاده و… از جمله هنرمندان و مسئولان حاضر در این رویداد بودند.
نمایشگاه «به نام ایران»، تا ۸ خرداد ۱۴۰۵، روزهای هفته از ساعت ۱۰ و روزهای تعطیل از ساعت ۱۴ تا ۱۹، میزبان علاقه‌مندان به هنرهای تجسمی است.

روایت‌هایی که به پخش نرسیدند؛ از شب‌های خونین تهران تا امانتداری حقیقت

روایت‌هایی که به پخش نرسیدند؛ از شب‌های خونین تهران تا امانتداری حقیقت داریوش فتحی از تجربه‌های تلخ تصویربرداری و گزارشگری جنگ، دشواری‌های میدانی، الزامات لجستیکی و مسئولیت اخلاقیِ روایتگری در میانه بحران؛ جایی که هر تصویر، به سندی از تاریخ بدل می‌شود، سخن گفت.
خبرگزاری مهر-گروه هنر-آزاده فضلی؛ در میدان‌ نبرد، جایی که هیاهوی جنگ و غبار اطلاعات ضدونقیض، تشخیص حقیقت را دشوار می‌کند، خبرنگار و راوی حقیقت بودن فراتر از یک حرفه، به یک آزمون سخت اخلاقی بدل می‌شود. در حرفه خبرنگاری جنگ، سخت‌ترین لحظه نه زمان انفجار، بلکه ساعتی است که دوربین‌ها خاموش می‌شوند و بار سنگین تصاویر در خلوت خبرنگار جان می‌گیرند.
در گفتگوی پیش‌رو که با داریوش فتحی خبرنگار – گزارشگر تصویری خبرگزاری مهر داشتیم، به بررسی مرز باریک میان بی‌طرفی و همدلی، چالش‌های راستی‌آزمایی در فضای جنگ روانی و لحظات سرنوشت‌سازی پرداخته‌ایم که در آن، انسانیت بر رسالت خبری پیشی می‌گیرد. در این گفتگو، به بررسی تبعات روانی حضور در مناطق جنگی، بازخوانی شب‌های پرالتهاب تهران در اسفند ۱۴۰۴ و نقش حیاتی «روایت‌گری» در شکستن بن‌بست‌های خبری و تحریف‌های رسانه‌ای پرداخته‌ایم.
در ادامه مشروح این گفتگو را می‌خوانید.
* آقای فتحی، شما به عنوان یک گزارشگر و فیلمبردار در میان هیاهو و خشونت جنگ رمضان، چگونه مرز باریک بین «بی‌طرفی خبری» و «همدلی انسانی» را حفظ کردید؟
در شرایط جنگی، بی‌طرفی به معنای پرهیز از قربانی کردن حقیقت در پیشگاه احساسات است و همدلی، به مفهوم ممانعت از حذف بعد انسانی از بطن روایت‌ها. همواره تلاش کرده‌ام میان این ۲ ساحت، نه دیواری رسوخ‌ناپذیر بنا کنم و نه یکی را فدای دیگری سازم؛ بلکه با ایجاد پلی میان آنها، مسیری فراهم آورم که علاوه بر عبور دقیق حقیقت، صدای رنج انسان‌ها نیز به گوش برسد.

در مقام عمل، این رویکرد برای من به معنای تفکیک دقیق میان «واقعیت» و «واکنش» است. واقعیت‌ها را با وسواس حرفه‌ای و بدون جانبداری راستی‌آزمایی و روایت کرده‌ام؛ اما در انتخاب سوژه‌ها و زوایای دید، اجازه داده‌ام رنج‌های انسانی تجلی یابند تا در میان انبوه آمار و ارقام گم نشوند. معتقدم خبرنگار در بحران، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه شاهد زمانه است؛ شاهدی که باید هم امانت‌دار حقیقت باشد و هم روایت‌گر دردهایی که در صورت مسکوت ماندن، گویی هرگز وجود نداشته‌اند. از این رو، تلاش کردم نه احساس را بر گزارش تحمیل کنم و نه گزارش را از عاطفه تهی سازم؛ بلکه روایتی ارائه دهم که در عین دقت، واجد ابعاد انسانی باشد.
خبرنگار در بحران، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه شاهد زمانه است؛ شاهدی که باید هم امانت‌دار حقیقت باشد و هم روایت‌گر دردهایی که در صورت مسکوت ماندن، گویی هرگز وجود نداشته‌اند
* آیا تا به حال در موقعیتی قرار گرفته‌اید که مجبور شوید بین نجات دادن یک انسان و ثبت یک لحظه تاریخی با دوربین‌تان، یکی را انتخاب کنید؟ در آن لحظه چه کردید؟
بله، این موقعیت دشوار را تجربه کرده‌ام. در پی یک حمله که منجر به فرو ریختن ساختمانی مسکونی شد، با مردی مواجه شدم که علی‌رغم نجات یافتن، دختر و دامادش زیر آوار مانده بودند. او در وضعیت شوک شدید قرار داشت و حتی شماره تماس نزدیکانش را به یاد نمی‌آورد. لحظاتی بعد، پیکری از زیر آوار خارج شد که شواهد نشان می‌داد احتمالاً دختر اوست. با حفظ صداقت، حقیقت را به او اطلاع دادم و زمانی که مشاهده کردم قصد دارد از فرط استیصال خود را به زیر آوارها بیندازد، دوربین و رسالت روایت‌گری برایم اولویت خود را از دست دادند. او را نگاه داشتم و تا زمان رسیدن نیروهای امدادی در کنارش ماندم. آن لحظه برای من حاوی پاسخی روشن بود: گاهی خبرنگار بودن، مستلزم آن است که در وهله نخست، یک «انسان» باشیم.
* چطور در محیطی که اطلاعات ضد و نقیض و جنگ روانی بیداد می‌کند، از صحت گزارش‌های خود اطمینان حاصل می‌کنید؟
در اتمسفر جنگی، حتی در مورد اخبار حساس و به اصطلاح «داغ»، از انتشار هرگونه مطلب بدون تأیید نهایی خودداری می‌کردم. اطلاعات را دست‌کم با دو یا سه منبع مستقل تطبیق می‌دادم؛ به‌طور مثال برای احراز آمار مجروحان و شهدا، از مراجعی نظیر اورژانس، هلال احمر و نهادهای امنیتی استعلام می‌گرفتم. در تخمین خسارات ساختمانی نیز همواره به ارائه اعداد تقریبی بسنده کرده و مرزی دقیق میان دانسته‌های قطعی و موارد غیرقطعی قائل می‌شدم تا در گزارش تصریح شود که برخی جزئیات هنوز نهایی یا قطعی نیستند.

* ترس برای شما چه تعریفی دارد و چگونه آن را مدیریت می‌کنید تا مانع کارتان نشود؟
ترس در میدان نبرد برای من یک واکنش طبیعی است و نه یک نقطه ضعف؛ اتفاقاً فقدان آن می‌تواند خطرآفرین باشد، چرا که منجر به بی‌احتیاطی می‌شود. تفاوت در اینجاست که اجازه نمی‌دادم ترس منجر به فلج شدن عملکردم شود، بلکه تلاش می‌کردم آن را به تمرکز بدل کنم. در لحظات بحرانی، ذهنم را بر وظایفِ مشخص متمرکز می‌سازم اینکه چه عناصری را باید مشاهده کنم، چگونه راستی‌آزمایی انجام دهم و به چه شکلی روایت کنم. این تمرکز، ترس را از یک مانع بازدارنده به یک حسگر هشداردهنده تبدیل می‌کند که باعث می‌شود از آن فاصله بگیرم. شاید ترس هرگز به کلی زایل نشود اما می‌توان آموخت که چگونه با آن کار کرد، نه اینکه با آن به ستیز برخاست.
با توجه به جنبه‌های انسانی جنگ، معتقدم گزارش‌های حساس باید به زبان‌های زنده دنیا منتشر شوند تا پیام آنها محصور در مخاطب داخلی نماند* معمولاً در تهیه گزارش برای بهتر دیده شدن یا انعکاس بهتر یک واقعه، چه عملکردی دارید و چه پیشنهادی در این زمینه مطرح کرده‌اید؟
برای ارتقای کیفیت و انعکاس دقیق‌تر واقعیت، همواره چند اصل را مدنظر قرار می‌دهم: نخست، محوریت بخشیدن به «روایت انسانی»، چرا که مخاطب بیش از آمارهای خشک، با ابعاد انسانی ماجرا ارتباط برقرار می‌کند. در کنار آن، مستند بودن و تکیه بر شواهد میدانی را شرط لازم برای جلب اعتماد مخاطب و اتکای حرفه‌ای می‌دانم.
یکی از پیشنهادات من، توجه به ابعاد بین‌المللی روایت‌ها بوده است؛ با توجه به جنبه‌های انسانی جنگ، معتقدم گزارش‌های حساس باید به زبان‌های زنده دنیا منتشر شوند تا پیام آنها محصور در مخاطب داخلی نماند. به‌ویژه در موضوعاتی نظیر حمله به مراکز غیرنظامی، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌هایی همچون علم و صنعت، شریف و شهید بهشتی یا اماکن دیپلماتیک، این روایت‌ها می‌توانند در چارچوب حقوق بین‌الملل مورد توجه افکار عمومی جهان قرار گرفته و به عنوان اسنادی تاریخی ثبت شوند. همچنین، بازتاب واکنش‌های مردمی در صحنه، ابعاد دیگری از رنج‌های ناشی از جنگ را به تصویر می‌کشد که همواره در اولویت کاری ما بوده است. در مجموع، تلاش من بر این است که گزارش صرفاً یک خبر نباشد، بلکه روایتی ماندگار، دقیق و اثرگذار باشد.

* در دوران حملات، وقتی دوربین‌ها خاموش می‌شدند و از منطقه جنگی به آرامش خانه برمی‌گشتید، چگونه با بارهای سنگین روانی و تصاویری که دیده‌ بودید، کنار می‌آمدید؟
با خاموش شدن دوربین‌ها، در واقع بخش دشوار رسالت ما آغاز می‌شود. پس از بازگشت به دفتر تحریریه، ناگزیر بودیم ساعت‌ها به بازبینی راش‌ها و تصاویر جهت تدوین گزارش بپردازیم؛ امری که مواجهه دوباره با صحنه‌های دلخراش را اجتناب‌ناپذیر می‌کرد. در آن مقطع، به دلیل شرایط بحرانی و سنگینی روانی فضا، کمتر به منزل مراجعه می‌کردم. در طول یک بازه ۵۰ روزه، شاید در مجموع تنها ۱۰ روز را در خانه سپری کردم. زمانی که اطرافیان درباره فرجام جنگ یا تحلیل‌های سیاسی پرسش می‌کردند، ترجیح من سکوت بود؛ چرا که رسالت ما نه تحلیل نهایی یا پیش‌بینی آینده، بلکه روایتِ وفادارانه واقعیت‌های موجود است. نهایتِ تلاش ما، کنار هم چیدن شواهد (فکت‌ها) با آگاهی از این نکته است که شاید دستیابی به یک تصویر صد درصدی و کامل از جنگ هرگز میسر نشود.
سخت‌ترین بخش گزارشگری، مواجهه بی‌واسطه با انسان‌هاست؛ جایی که هیچ حائلی میان خبرنگار و واقعیت عریان وجود ندارد، در چنین شرایطی، تنها انگیزه برای دوام آوردن، روایت‌گری است تا اجازه ندهیم این دردها در سکوت تاریخ مدفون شونداز منظر روانی، برخی تصاویر هرگز انسان را رها نمی‌کنند. در سکوت شب، آن صحنه‌ها دوباره در ذهن زنده می‌شوند و کم‌خوابی‌های مفرط نیز به این وضعیت دامن می‌زد. به‌خاطر دارم در روزهای آغازین نبرد، نزدیک به ۷۲ ساعت بیداری مداوم را تجربه کردیم که ذهن و جسم را در حالت آماده‌باش دائم قرار می‌داد. مشاهده پیکر شهدا در سردخانه‌ها یا مواجهه با بقایای انسانی در محل اصابت موشک‌ها، پدیده‌هایی نیستند که به‌سادگی از حافظه محو شوند؛ این‌ها از قالب تصویر خارج شده و به بخشی از هویت و حافظه خبرنگار بدل می‌شوند. گاهی به این باور می‌رسیدیم که شاید دیگر هرگز به آن انسانی که پیش از جنگ بودیم، بازنگردیم. سخت‌ترین بخش گزارشگری، مواجهه بی‌واسطه با انسان‌هاست، جایی که هیچ حائلی میان خبرنگار و واقعیت عریان وجود ندارد؛ در چنین شرایطی، تنها انگیزه برای دوام آوردن، روایت‌گری است تا اجازه ندهیم این دردها در سکوت تاریخ مدفون شوند.
* آیا لحظه‌ای بوده که با خود بگویید «این آخرین گزارش من است»؟ چه چیزی باعث شد دوباره ادامه دهید؟
مشاهده پیکر بی‌سرِ یک نوزاد ۱۰ روزه، یا دیدن مادری که از زیر آوار زنده خارج شده اما فرزند ۲ ساله‌اش در آغوش او جان سپرده است، چنان بهتی ایجاد می‌کند که گویی تمام غم جهان بر سر انسان آوار شده است. یا پدری که مأیوسانه نام دخترش را در میان ویرانه‌ها صدا می‌زند و پاسخی نمی‌شنود … تحمل این صحنه‌ها فراتر از توان معمول بشری است.

اما تلخ‌ترین خاطره مشترک تیم ما و مردم، شبی بود که آرزو می‌کردیم هرگز به سپیده نرسد؛ شب اعلام خبر شهادت رهبر انقلاب. مأموریت ما حضور در میدان انقلاب پیش از سحر و گزارش واکنش‌های مردمی بود. آنچه مشاهده کردیم، وصف‌ناپذیر و شبیه به صحنه قیامت بود؛ حضوری انبوه از تمامی اقشار جامعه در آن ساعت اولیه صبح، حاکی از بهتی عظیم و غیرقابل باور بود. شیون‌های آن دختر خردسال که با کلامی جانسوز از فقدان تکیه‌گاهش می‌گفت، هنوز در گوشم طنین‌انداز است. آن فضا و تصاویر، تداعی‌گر بهت و عزای عمومی مردم در سال ۱۳۶۸ و زمان رحلت امام خمینی (ره) بود؛ صحنه‌هایی به غایت عجیب و تکان‌دهنده که هر بیننده‌ای را در جای خود میخکوب می‌کرد.
* به نظر شما، یک گزارشگر یا تصویربردار جنگ چقدر می‌تواند در تغییر سرنوشت یک نبرد یا جلب حمایت‌های بین‌المللی برای غیرنظامیان موثر باشد؟
واقعیت این است که یک گزارشگر جنگ به تنهایی قادر به تغییر سرنوشت نظامی یک نبرد نیست. با این حال، نقش خبرنگار در «تغییر روایت» بی‌بدیل است؛ یک گزارشگر با به تصویر کشیدن واقعیت‌های میدانی و رنج غیرنظامیان، می‌تواند افکار عمومی را برانگیزد. هنگامی که حساسیت افکار عمومی در سطح ملی یا بین‌المللی برانگیخته شود، فشار ناشی از آن به دولت‌ها، نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های امدادی منتقل شده و در نهایت بر فرآیندهای تصمیم‌گیری، از افزایش کمک‌های بشردوستانه تا شکل‌گیری فشارهای دیپلماتیک، اثر می‌گذارد. برای نمونه، در حالی که دشمنان تلاش داشتند در قبال موضوع شهدای غیرنظامی در میناب و دیگر مناطق سکوت کنند تا از بار مسئولیت آن بگریزند، این روایت‌گری مستند بود که مانع از تحریف واقعیت شد. نپرداختن به یک واقعه در زمان جنگ، خود یک تکنیک رسانه‌ای برای تحریف است؛ دشمن به جای مواجهه با حقیقت، آگاهانه سکوت می‌کند و با بزرگ‌نمایی موضوعات حاشیه‌ای، سعی در مهندسی افکار عمومی دارد. در چنین شرایطی، حضور گزارشگر مانع از آن می‌شود که حقایق به‌کلی نادیده گرفته شوند.
در حالی که دشمنان تلاش داشتند در قبال موضوع شهدای غیرنظامی در میناب و دیگر مناطق سکوت کنند تا از بار مسئولیت آن بگریزند، این روایت‌گری مستند بود که مانع از تحریف واقعیت شد
* تکان‌دهنده‌ترین داستانی که در حاشیه جنگ رمضان دیده‌اید و هرگز فرصت نشد در بخش خبری پخش شود، چه بود؟
ساعت حدود سه بامداد بو..

رقابت داغ در دنیای گیمبال‌؛ رقیب جدید DJI Osmo Pocket به بازار می آید

پتنت‌های جدید نشان می‌دهند کانن در حال ساخت یک دوربین گیمبال رقیب برای DJI Osmo Pocket 4 است، اما برای موفقیت باید در بازاری بسیار رقابتی با تمرکز بر سادگی، دوام و مدیریت هوشمند انرژی وارد شود.
به گزارش سرویس دوربین دیجیتال تک‌ناک، پتنت جدید دوربین گیمبال کانن برای سال ۲۰۲۶ از یک طراحی بازنگری‌شده با قابلیت تاشوندگی خودکار پرده برمی‌دارد؛ طرحی که به‌طور مستقیم برای رقابت با DJI Osmo Pocket 4 و نسل آینده دوربین‌های دو لنزی Insta360 Luna Ultra توسعه یافته است.
تمرکز اصلی این فناوری بر افزایش دوام مکانیکی و مدیریت هوشمند انرژی در شرایط استفاده سنگین بازار ولاگینگ عنوان شده است. کانن در حال تثبیت مسیر خود در حوزه دوربین‌های گیمبال است، اما هم‌زمان وارد بازاری می‌شود که رقابت در آن به‌شدت فشرده و اشباع شده است. اسناد ثبت اختراع جدید، از یک سیستم تصویربرداری گیمبال سه‌محوره با طراحی یکپارچه خبر می‌دهد که نشان‌دهنده فاصله‌گیری از رویکرد مفهومی سال ۲۰۲۱ این شرکت در زمینه لنزهای قابل تعویض است.
بیشتر بخوانید: دوربین جدید گوپرو با کیفیت تصویربرداری 8K معرفی شد
این طراحی، فرمی آشنا شامل گریپ..

دوربین جیبی Osmo Pocket 4P وارد میدان می‌شود

شرکت DJI با انتشار یک تیزر رسمی در کانال جهانی یوتیوب خود، وجود دوربین جیبی Osmo Pocket 4P را تایید کرده است.
به‌ گزارش سرویس دوربین دیجیتال تک‌ناک، این شرکت در ماه گذشته از دوربین جیبی Osmo Pocket 4 رونمایی کرد، اما برخلاف انتظارات، نسخه حرفه‌ای و پرحاشیه این محصول هم‌زمان معرفی نشد. حالا مشخص شده است که مدل Osmo Pocket 4P (نامی که نشان می‌دهد DJI دیگر تمایلی به استفاده از پسوند «Pro» ندارد) همچنان در برنامه عرضه این شرکت قرار دارد و به‌ زودی وارد بازارهای جهانی خواهد شد.
این تیزر رسمی علاوه بر نمایش طراحی دستگاه از زوایای مختلف، مهم‌ترین ویژگی مورد انتظار آن را نیز فاش می‌کند، که اضافه شدن یک دوربین دوم است.
بیشتر بخوانید: رقابت داغ در دنیای گیمبال‌؛ رقیب جدید DJI Osmo Pocket به بازار می آید
مرتبط: دوربین جدید گوپرو با کیفیت تصویربرداری 8K معرفی شد
مطابق شایعات قبلی، دوربین دوم یک لنز تله‌فوتو با زوم اپتیکال ۳ برابری خواهد بود؛ قابلیتی که می‌تواند دوربین جیبی Osmo Pocket 4P را به گزینه‌ای جذاب‌تر برای ولاگرها و تولیدکنندگان محتوا تبدیل کند. در کنار آن، دوربین اصلی همچنان از حس..

بازگشت پاناسونیک به دوربین‌های کامپکت حرفه‌ای با معرفی Lumix L10

دوربین Lumix L10 پاناسونیک پس از هشت سال انتظار معرفی شد و با حسگر ۲۶.۵ مگاپیکسلی، لنز Leica و فوکوس خودکار ۷۷۹ نقطه‌ای وارد بازار می‌شود.
به گزارش سرویس دوربین دیجیتال تکناک، پاناسونیک با معرفی دوربین Lumix L10 شکاف قابل توجهی در بازار دوربین‌های کامپکت را پر کرده است. این نخستین‌بار از زمان معرفی Lumix LX100 II در سال ۲۰۱۸ است که پاناسونیک یک دوربین کامپکت با حسگر بزرگ و لنز زوم سریع عرضه می‌کند؛ مدلی که از بسیاری جهات حتی از Leica D‑Lux 8 نیز عملکرد بهتری دارد و در عین حال با قیمت پایین‌تری ارائه می‌شود.
بازار دوربین‌های کامپکت با حسگر بزرگ تقریبا به‌طور کامل از مدل‌هایی تشکیل شده که لنز با فاصله کانونی ثابت دارند. Leica D‑Lux 8 یکی از معدود مدل‌هایی است که لنز زوم با فاصله کانونی معادل ۲۴ تا ۷۵ میلی‌متر (در فرمت ۳۵ میلی‌متری) ارائه می‌دهد، اما هم لنز و هم حسگر ۱۷ مگاپیکسلی آن در اصل همان قطعاتی هستند که در Panasonic Lumix LX100 II در سال ۲۰۱۸ استفاده شده بودند و بنابراین دیگر چندان به‌روز محسوب نمی‌شوند.
مرتبط: دوربین Lumix S1RII پاناسونیک با فیلم‌برداری 8K
اکنون پس از هشت سال..

دوربین A7R VI سونی با سنسور ۶۶ مگاپیکسلی؛ تجربه‌ای متفاوت از عکاسی حرفه‌ای

شرکت سونی با معرفی دوربین A7R VI مجهز به سنسور کاملا جدید ۶۶.۸ مگاپیکسلی، بالاترین وضوح تصویر را در میان دوربین‌های فول‌فریم خود تا به امروز ارائه می‌دهد.
به‌ گزارش سرویس دوربین دیجیتال تک‌ناک، این دوربین با باتری با ظرفیت ۳۰ درصد بالاتر، پشتیبانی از ضبط ویدیوی 8K و منظره‌یاب OLED با وضوح بسیار بالا، مجموعه‌ای از قابلیت‌های پرچم‌دار را در اختیار عکاسان حرفه‌ای قرار می‌دهد.
دوربین A7R VI به‌ عنوان جانشین Sony A7R V (با قیمت ۳٬۲۹۸ دلار در آمازون) معرفی شده و در زمان عرضه با افزایش ۶۰۰ دلاری قیمت همراه است. با وجود این، A7R VI در ازای این افزایش قیمت، مجموعه‌ای از ارتقاهای کلیدی را ارائه می‌دهد. مهم‌ترین تغییر، سنسور فول‌فریم جدید ۶۶.۸ مگاپیکسلی است که با پردازشگر تصویر نسل جدید Bionz XR2 ترکیب شده است.
بیشتر بخوانید: دوربین جیبی Osmo Pocket 4P وارد میدان می‌شود
ویژگی‌های دوربین A7R VI سونی بر اساس اعلام سونی، این سنسور علاوه بر افزایش وضوح، دامنه دینامیکی ۱۶ استاپ و کاهش محسوس نویز تصویر را نیز فراهم می‌کند. سیستم تثبیت تصویر پنج‌محوره نیز امکان ثبت تصاویر با سرعت شاتر ۸.۵ استاپ کند..

کانن دوربین جدید EOS R6 V را معرفی کرد

شرکت کانن از دوربین بدون آینه جدید خود با نام EOS R6 V رونمایی کرده است.
به‌ گزارش سرویس دوربین دیجیتال تک‌ناک، این مدل ۳۲.۵ مگاپیکسلی مجهز به قابلیت فیلم‌برداری 7K، نخستین دوربین فول‌فریم سری EOS با پسوند V محسوب می‌شود و به‌ طور مشخص با تمرکز بر تولید محتوای ویدیویی طراحی شده است. این دوربین بر پایه EOS R6 Mark III تولید شده، اما در راستای بهینه‌سازی برای فیلم‌برداری، برخی اجزای سنتی مانند منظره‌یاب اپتیکی و شاتر مکانیکی حذف شده و طراحی جمع‌وجورتر به همراه سیستم خنک‌سازی فعال مبتنی بر فن جایگزین آن شده است.
قیمت بدنه این محصول ۲,۴۹۹ دلار اعلام شده که حدود ۳۰۰ دلار کمتر از مدل R6 Mark III است و عرضه آن برای اواخر ژوئن برنامه‌ریزی شده است.
بیشتر بخوانید: دوربین A7R VI سونی با سنسور ۶۶ مگاپیکسلی؛ تجربه‌ای متفاوت از عکاسی حرفه‌ای
دوربین EOS R6 V کانن از سنسور فول‌فریم با داینامیک رنج ادعایی بیش از ۱۵ استاپ بهره می‌برد و قابلیت ضبط ویدیوی 7K RAW، همچنین فیلم‌برداری 4K با oversampling از 7K تا نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه را ارائه می‌دهد. در کنار آن، ضبط 4K بدون کراپ تا ۱۲۰ فریم بر ثانیه و فی..

داستان یک موسیقی که بیانیه فرهنگی شد؛ سفر به ایران «از پارس تا خزر»!

داستان یک موسیقی که بیانیه فرهنگی شد؛ سفر به ایران «از پارس تا خزر»! «از پارس تا خزر» با صدای خشایار اعتمادی از ملودی های معتبر و ماندگاری در حوزه آثار ملی – میهنی است که در روزگار انتشارش توانست به عنوان یکی از خاطره‌انگیزترین و حماسی‌ترین قطعات معرفی شود.
دریافت 2 MB خبرگزاری مهر- گروه هنر- علیرضا سعیدی؛ اگرچه در تعریف و تشریح آنچه بر موسیقی ملی ایران زمین گذشت می‌توان به گزاره‌های رسانه‌ای متعددی رجوع کرد و پی به علل کاهش مخاطب در این عرصه به دلیل سوءمدیریت‌ها و اشتباهات مختلف برد، اما یکی از بارزترین ویژگی‌هایی که رجعت دوباره به آنها حداقل می‌تواند یادآوری و بازخوانی مناسبی برای خوانش دوباره آثار موسیقایی در این عرصه باشد، تولید آثار ملی – میهنی متعددی است که طی سال‌های گذشته توسط هنرمندان موسیقی ایرانی چه در قالب «آلبوم»، چه در قالب «تک‌آهنگ» و چه در قالب «یک اثر موسیقایی در یک آلبوم» پیش روی مخاطبان این حوزه قرار گرفته‌اند. آثاری که به دلیل هوشمندی آهنگساز، نوازنده و خواننده در انتخاب، آنها را تبدیل به ماندگارترین و ممتازترین آثار ملی – میهنی کرده است. آثاری که بسیاری از آنها فارغ از دیدگاه سیاسی – اجتماعی که در زمان انتشار خود داشتند و مخاطب می‌توانست به صلاحدید آنچه در روزگارش اتفاق افتاده از آن برداشت‌های مختلفی داشته باشد، اما دربرگیرنده مؤلفه‌های موسیقایی ارزشمندی بودند که نمی‌توان از کنار آنها به راحتی عبور کرد.
اساساً توجه به آثار موسیقایی که در حوزه‌های وطن دوستی و وطن پرستی توسط هنرمندان موسیقی کشورمان تولید شده، به ویژه در این روزها که کشورمان در بطن اتفاقات و التهابات مختلفی قرار دارد، امری اجتناب ناپذیر است که می‌تواند فارغ از دل‌زدگی‌ها، دعواهای سیاسی، اختلافات درون گروهی، منازعات اجتماعی و تقابل رویکردهای مختلف اندیشه‌ای که پرداختن به آنها مجال دیگری می‌طلبد، شرایط روحی مناسبی را برای فرار از این التهابات فراهم سازد که گوش دادن به آن، هم باعث ایجاد روحیه وحدت طلبی و ایران دوستی و هم سبب شنیدن موسیقی می‌شود که روزی روزگاری نقل محافل و دستگاه‌های پخش صوتی خانه‌ها و اتومبیل‌ها و مغازه‌ها بودند اما هم اینک در مهجورترین شکل ممکن میان موجی از آلودگی‌های صوتی نشأت گرفته از تولیدات نازل موسیقایی قرار گرفته‌اند.
آنچه در سلسله گزارش‌های «بازخوانی مهر از نواهایی برای میهن» مورد توجه قرار گرفته، رجعتی دوباره و اجمالی به آثار موسیقایی است که طی دهه‌های گذشته و سال‌های اخیر توسط هنرمندان ارزنده موسیقی کشورمان در سبک‌های مختلف پیش روی مخاطبان قرار گرفته‌اند و در این گزاره‌های رسانه‌ای بدون تقدم و تأخر زمانی به آنها می‌پردازیم. شرایطی که نقد و تحلیل و واکاوی هر یک از این آثار دربرگیرنده ابعاد مختلفی بوده و همواره مورد توجه منتقدان، مدرسان و پژوهشگران این عرصه قرار گرفته‌اند اما در این گزارش‌ها تلاش می‌شود تا معرفی مختصری از آنها صورت پذیرد.
در هجدهمین شماره از این روایت رسانه‌ای به سراغ تک آهنگ «از پارس تا خزر» به خوانندگی خشایار اعتمادی رفتیم که در روزگار انتشارش و آن زمان که از تعدد چشمگیر رسانه ها و بسترهای ارائه آثار موسیقایی در فضای مجازی تقریبا خبری نبود، توانست تبدیل به یکی از بهترین، موثرترین و حماسی ترین جلوه های موسیقایی ارادت به میهن محسوب شود و جزو حماسی‌ترین و محبوب ترین آثار موسیقایی آن روزگار فارغ از جنبه های ملی – میهنی که داشت، لقب بگیرد. چارچوبی دارای استحکام که طی آن سال‌ها که تجارت در موسیقی تا این حد درگیر و آلوده برخی شرایطی نشده بود و ارائه «موسیقی خوب» همچنان جزو اولویت ها بود، توانست مورد توجه مخاطبان قرار گرفته و تاکنون که نزدیک به ۳۰ سال از ساخت آن می گذرد همچنان به عنوان یکی از محبوب ترین موسیقی های مرتبط با ایران عزیزمان لقب بگیرد.
خشایار اعتمادی از خوانندگان نسل اول موسیقی پاپ پس از پیروزی انقلاب اسلامی که همراه با تعداد اندکی از هنرمندان آن دوران نقش موثری در توسعه جلوه ای متفاوت از موسیقی برای جلب مخاطبان داشت، چندی پیش بود که در گفتگو با یکی از رسانه ها درباره این قطعه حماسی گفت: سال ۱۳۷۶ بود که تصمیم گرفتم کاری برای خلیج‌فارس بخوانم، هیچ مناسبتی در کار نبود و جایی هم به من چنین کاری را سفارش نداده بود، از زنده یاد افشین یداللهی خواستم شعری در این باره بسراید که او هم به‌خوبی از پس کار برآمد. تنظیم و ملودی‌اش را هم شادمهر عقیلی انجام داد و اینها همه با سفارش خودم انجام شد. من خواننده‌ای هستم که معتقدم باید از باورهایم بخوانم؛ باورهایی ملی و مذهبی که بارها هم در کارهایم نمود داشته‌اند، سه کار برای ایران خوانده‌ام، دو کار برای حضرت مولا (ع)، یک کار برای امام حسین(ع) و یک کار هم برای حضرت قائم (عج). هنرمند اگر از باورهایش بخواند، می‌تواند آثار ماندگارتری از خود برجای بگذارد و من هم با همین باور در مسیر هنری‌ام پیش رفته‌ام.
بنا به آن چه از قصه های مرتبط با ترانه «از پارس تا خزر» در رسانه های آن روزگار یافت می شود، تقریبا پنج سال پس از تولید قطعه بود که خشایار اعتمادی با همراهی یک ارکستر وارد ناو «خارک» می شود و روی آب های خلیج همیشگی فارس این کار را می خواند. مسیری که این خواننده درباره آن توضیح داده است: گاهی یک خواننده به کلام یا اثری هویت می‌دهد و گاهی هم این اثر است که به خواننده هویت می‌بخشد. «از پارس تا خزر» جزو کارهایی بود که به من هویت بخشید و فرصت‌هایی را برایم ایجاد کرد و تا جایی که می‌دانم اولین اجرایی بود که بعد از پیروزی انقلاب در تخت جمشید اجرا شد و بعدتر شبکه یک هم چند باری فیلم این اجرا را پخش کرد.
وی ادامه داد: درباره ماجرای حضورم در ناو «خارک» هم باید بگویم ماجرا این بود که سال ۱۳۸۱ از سازمان صدا و سیما با من تماس گرفتند و خواستند که با یک ارکستر بزرگ ۵۰ نفره روی ناو اجرا کنم. آن زمان آقای خسروی مدیر پخش بود و آقای جعفری‌جلوه هم مدیر شبکه اول. به من گفتند طی ۴۸ ساعت کار را آماده کنم. با هواپیمای ۱۳۰ C که برای ارتش بود و بعدا سقوط کرد به بندرعباس رفتیم و کار را روی ناو اجرا کردیم و به طور زنده از تلویزیون پخش شد. چند بار دیگر برای فرمانده‌ها و سربازان اجرا شد. بعد هم برگشتیم و کار را در میدان اصلی بندرعباس برای مردم اجرا کردیم.
نکته جالب تر اینکه خشایار اعتمادی که واکنش بسیار خوبی از چنین پروژه موسیقایی دریافت کرده بود، تصمیم به طراحی و اجرای پروژه ای می گیرد که صرفا دربرگیرنده موسیقی نیست و با همین کلید واژه «از پارس تا خزر» تلاش می کند تا با هدف انسجام اقوام ایرانی و وحدت ایران طرحی را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن دوران ارائه دهد که به گفته وی گویا بی نتیجه بوده و دربرگیرنده روایت ها و حواشی نیر شد که در آن دوران مورد توجه رسانه ها هم قرار گرفت.
اعتمادی که مدتی است در فضای موسیقی فعالیت اجرایی ندارد، در همان روزگار طی یک گفتگوی رسانه ای دیگر درباره نحوه تولید آثار موسیقایی مرتبط با حفظ تمامیت ارضی کشور و خلیج فارس تصریح کرد: من خبرها را مرتبا دنبال می‌کنم و پیگیر تمام اتفاقات مرتبط با کشورم هستم. و اگر فرصتی ایجاد شود باز هم برای خلیج‌فارس می خوانم. این را هم می گویم که من خواننده سفارشی نیستم، همیشه باورهایم را خوانده‌ام، چه در مذهب، چه در موارد احساسی و عاطفی و چه موارد ملی. من هم از علامه طباطبایی شعر خوانده‌ام و هم از احمد شاملو. هرگز دنبال سفارش گرفتن و چنین کارهایی هم نبوده‌ام. هر چه خوانده‌ام برای مردم بوده و اگر طرحی هم ارائه کردم، باز در راستای نیازهای جامعه و خواست مردمم بوده است. دوست دارم همیشه هم برای این موارد بخوانم اما راستش می‌خواهم کار خودم باشد نه سفارش جایی، چرا که از مسئولان دلگیرم.
این خواننده پاپ در یکی دیگر از مصاحبه هایش هم درباره بازخورد مخاطبان پس از شنیدن قطعه «از پارس تا خزر» گفته بود: نگاه خشایار اعتمادی اصولا با باورها و اعتقادات مردمش گره خورده و من نسبت به مسائل ملی حساسیت زیادی دارم. قطعه «از پارس تا خزر» در سال ۷۶ ضبط شد و من بعدها در سال ۸۴ قطعه «غرور خطه خاور» را هم ضبط کردم. پس هر زمان که احساس کنم حضور من باعث ذوق و شعف ملی خواهد بود با تمام قدرت به میدان می‌آیم. درباره بازخوردهای این قطعه نمی‌توانم اکنون نظر بدهم ولی در این قطعه از اساطیر و نمادهای ملی و دینی و خصوصا وحدت صحبت می‌شود. به همین دلیل از قطعه ایران زمین با عنوان یک اثر ملی یاد می‌کنم و یک کار شخصی نیست. امیدوارم که توانسته باشیم حق مطلب را ادا کنیم و مورد توجه تمامی هموطنان عزیزم از قومیت‌ها و سایر مذاهب خوشنام ایرانی که قرن‌ها مسالمت آمیز در کنارهم زیر سایه یک پرچم زندگی می‌کنند، قرار بگیرد.
به هر ترتیب در میان آثار میهنی موسیقی ایران، تک‌آهنگ «از پارس تا خزر» با صدای خشایار اعتمادی جایگاهی خاص و ماندگار دارد. این ترانه با بهره‌گیری از نمادهای تاریخی و طبیعی ایران، حماسه‌ای از عشق به میهن می‌سراید و به‌وضوح بر گستره سرزمینی ایران و نام تاریخی خلیج‌فارس اشاره دارد و از آن دفاع می‌کند. مخاطب در جای جای ترانه از زبان شاعر حس میهن‌پرستی، نمادهایی از قدرت و تمدن دیرین ایرانی را می شنود که به زیبایی در شعر گنجانده شده‌اند. این آهنگ نه‌تنها به عنوان یک اثر موسیقایی، بلکه به‌عنوان بیانیه‌ای فرهنگی از عشق به ایران مطرح بوده و همچنان حس افتخار به این سرزمین را در دل شنوندگان زنده نگه می‌دارد.